جشن ادبی یلدا تعطیل شد

سال ۸۱ وقتی نخستین «جشن ادبی یلدا» را برگزار کردیم، بازخوردهای آن، ما را به ادامهی کار مصمم کرد؛ چنانکه تا هفتمین دوره پیش آمدیم.
جشن یلدا ظرفیتهای پنهانی را آشکار ساخت که نظیرش در تقویم رسمی و غیررسمی کشور کم نیستند. استقبال هنرمندان موسیقی، ادبیات، هنرهای تجسمی و هنرهای نمایشی، این برنامه را به همایش سالانه، غیردولتی و در واقع نوروز آنان تبدیل کرد و امکان شکلگیری هستهی قدرتمندی از اصحاب فرهنگ و هنر شهرستان ورامین را فراهم کرد.
اکنون در آستانهی «شب چله» باید از تعطیلی «جشن ادبی یلدا» خبر بدهم. خبری که باید پیش از یلدای سال گذشته اعلام میشد. کم نبودند فعالیتهایی که در شهر پیشوا به محاق رفتند. اما تعطیلی جشن یلدا از جنس دیگری است. موفقیت این برنامه به عنوان یکی از معتبرترین همایشهای ادبی و فرهنگی شهرستان، آنرا از دیگر فعالیتها متمایز میکند. میشد با حمایتهای بیشتر و در یک برنامهریزی سه ساله آنرا به همایشی کشوری ارتقاء داد. پس از شب چله ۸۱ و در یلدای دوم مسابقهی شعر، داستان و قطعهی ادبی را برگزار کردیم تا در قدم سوم در سال ۸۳ مسابقه عکس، طراحی، نقاشی و نیز برگزاری نمایشگاه جنبی متشکل از آثار منتخب مسابقه را به مجموعهی قبلی بیافزاییم.
گاهی با نگاههایی روبرو شدیم که میانگاشت جامعه با هیچ خلاء فرهنگی و هویتی روبرو نیست و البته در اینصورت چه نیاز است به جشن یلدا؟ در حالیکه برگزاری و تداوم اینگونه فعالیتها علاوه بر ایجاد ظرفیتهای تبلیغاتی برای شهر میزبان، تاریخچهی فرهنگی امروزی و تازهای را سامان میدهد که با افزایش عدد حیات (صدمین جشن ادبی یلدا) ذهنیت مردم را به سابقه و اهتمام آن جغرافیا به فرهنگ، هنر و اندیشه معطوف میکند.
روزهای گذشته طی تماسهای مختلف با من و دیگر دستاندرکاران یلدا، از برگزاری هفتمین جشن در تاریخ ۳۰ آذر ساعت ۱۶ تا ۱۹ (قرار ثابت و سالانه) پرسیدند.
هر چند یلدا خود از تولد نور و خورشید و برآمدن آفتاب امید میدهد، اما من باید از تعطیلی جشن یلدا خبر بدهم. با اینکه میدانم خیلیها ـ به ویژه مردم شهر پیشوا که در برهوت فعالیتهای فرهنگی بسر میبرند ـ طبق همان قرار سالانه خود را برای یلدای هفتم آماده کردهاند و حتی شاید آنروز خیلیها به سالن برگزاری شش دورهی قبل مراجعه کنند.
جشن ادبی یلدا فرصتی بود که از دست رفت. با همهی هزینههای مالی و انسانیاش. چقدر باید بکوشیم تا دوباره خیزشی به قدم موفق هفتم برسد؟
رسیدن به قدم هفتم با همت بسیاری از هنرمندان شهرستان میسر شد که از آنان سپاسگزاری میکنم. آنها «جشن ادبی یلدا» را از خود میدانستند و بیدریغ و بیچشمداشتی برای تنفس یلدا و تنفس خود کوشیدند. از صاحبنظران، مجریان ارجمند، گروههای نمایش، موسیقی، بخشها و ادرات دولتی و خصوصی، رادیو، مطبوعات و البته شاعران و نویسندگان شهرستان که خود میزبان بودند متشکرم. در برنامههای مختلف همه در متناند و شاعران در حاشیه، پوششدهندهی زمانهای سوخته! اما در جشن ادبی یلدا (و نه شب شعر یلدا و نه جشن یلدا بیحضور ادبی!) شاعران در متن و میزبان موفق هنرمندان عرصههای دیگر بودند. یلدا دور از برنامههای ادبی انتزاعی یک نمونهی موفق بود.
به ازدحام روزهای منتهی به یلدا عادت کردهام. انسان همچون آب راه خود را مییابد. میخواهم در محیط مجازی که گویا واقعیتر از دنیای واقعی ماست یلدای ۱+۶ را برگزار کنم. در همان تاریخ وساعت در وبسایت ماتینه.
با کلمه و تصویر گزارش مفصلی از یلدای اول تا ششم خواهم داد و به تشکرهای ریز و درشت خواهم پرداخت که ما ایرانیان به آن عادت داریم! یلدا به عنوان بخشی از فرهنگ دیرینهی ما در لایههای پنهان ذهنیت خانوادههای ایرانی به حیات خود ادامه میدهد. تیرگی شبهایتان منتهی به سپیدی صبح. نور ز خورشید خواه بو که برآید.
محمدعلی مومنی
دبیر برگزاری جشن ادبی یلدا


سلام…چند یلدا را به هم سپری کردیم که هر یک به دلیلی ماندگار شدند در قلب و ذهن من و تو ما!
اما امسال شوقی برای رسیدن شب یلدا ندارم…دلیلش کنار هم نبودنمان نیست…که من حتی در پس سالها فاصله تو را نزدیک می بینم…کاش می شد یلدا را دور زد!
[پاسخ]
شنیدن این خبر مثل خیلی از اخبار این اواخر متاثرم کرد…
[پاسخ]
نا تمام ماندن همه ی فعالیتهای پیشوا همیشه نقطه ی ابهام در ذهن اهالی ادب و هنر و کسانی که میدا نند و احساس مسئولیت در قبال این همه هنر مند و ادب دوست دارند با قی میماند…!
جشن یلدای پیشوا یادگار یک سال و دو سال نیست/رسیدن یا نرسیدن /پوشش دهنده ی زمانهای سوخته بودن یا نبودن و…./همه ی اینها هر سال به خاطرات یلدا پیشوا اضافه میشد تصمیم هایی که روز به روز بر قطعیتشان افزوده میشد اما درست روز موعود شوق یلدا خطی بر آنها میکشید…
باز هم مثل همیشه عادت کرده ایم متاثر شویم اما از این تاسف چه حاصل؟ باز هم نقطه ای ابهام میشود و گوشه ای از ذهن ما سکنی میگزیند…!
ای کاش روزی کسی یا گروهی از تمام این ابهامات پرده بر میداشت
…این فرزند فراموشکار نباید از گیس سپید یلدا عبرت بگیرد؟
[پاسخ]
کاش می تونستم کمی بدون پرده اینجا صحبت کنم!
کاش می تونستم از یلدای چهارم که کلی خاطره و حال با خودش اورد بگم!
کاش می شد که بگم چقدر از تعطیلی یلدای دلگیرم!
ولی…
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ دی ۲م, ۱۳۸۷ ۰۴:۰۳:
چرا نمیتونی؟ آنهم بیپرده. خوشحال میشوم روایت مخاطبان را از جشنهای یلدا بدانم. خودم آنقدر مشغول تدارک برنامه بودم که نتوانستم مثل مخاطب از آن لذت ببرم. شاید تنها چند دقیقه که واقعا چسبید و حسودی کردم به کسانی که راحت و بیدغدغه رو صندلیها مینشینند و برنامه را میبینند.
به نظر من هم یلدای چهارم بهترین برنامه بود. دلیلش را در شبهای بعد که گزارش و عکسهایش را در ماتینه ارسال کردم خواهم نوشت.
من هم از تعطیلی یلدا دلگیرم. ۳۰ آذر ۸۷ یعنی دیشب به من سخت گذشت. در جواب پیامک یکی از دوستانم نوشتم: بچهام افتاد!
[پاسخ]
اگه بدونی می خوام از چیا بی پرده بگم زیاد برات خوشایند نیست، هست ولی علنی بگم نیست!
تعهد کردیم که علنی نشه!
[پاسخ]