جهان و کار جهان جمله هیچدرهیچ است!

به حافظ تفأل زدم. شاید باورتان نشود که از خانوادهام مرحله به مرحله بالاتر رفتم و همه را یاد کردم. آخرین مرحله تصویری هوایی کرهی زمین بود! به یاد همه بودم.این هم فال یلدای۸۷
مقام امن و می بیغش و رفیق شفیق
گرت مدام میسر شود زهی توفیق
جهان و کار جهان جمله هیچدرهیچ است
هزار بار من این نکته کردهام تحقیق
دریغ و درد که تا این زمان ندانستم
که کیمیای سعادت رفیق بود رفیق
به مأمنی رو و فرصت شمر غنیمت وقت
که در کمینگه عمرند قاطعان طریق
بیا که توبه ز لعل نگار و خندهی جام
حکایتی است که عقلش نمیکند تصدیق
اگرچه موی میانت بهچون منی نرسد
خوش است خاطرم از فکر این خیال دقیق
حلاوتی که تو را در چه زنخدان است
به کنه آن نرسد صدهزار فکر عمیق
اگر به رنگ عقیق شد اشک من چه عجب؟
که مهر خاتم لعل توست همچو عقیق
بهخنده گفت که: حافظ غلام طبع توام
ببین که تا به چه حدم همی کند تحمیق


…زمستان پشت درهای خانه هامان بماند…بماند تا بهار!
…شب یلدا نه کهنه می شه نه قشنگیشو از دست میده..من خوشحالم که ما ایرانی ها شب یلدا رو داریم..
…تمام بغصم از تو بود و تو به گریه بستی ام…(می بینی؟کافیه به یلدا فکر کنم تا کلمات و جمله ها پشت سر خم صف بکشن و بی تابم کنن…یلدای امسال هم با تو گذشت و خیلیای دیگه!به حباب سری بزن.
[پاسخ]