<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>ماتینه &#187; هویت</title>
	<atom:link href="http://maatine.com/tag/%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://maatine.com</link>
	<description>محمدعلی مومنی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 01 Feb 2012 13:51:14 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>ربنا و انقطاع خاطره‌ها</title>
		<link>http://maatine.com/90-06-07-rabbana-engheta-khatere/</link>
		<comments>http://maatine.com/90-06-07-rabbana-engheta-khatere/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 29 Aug 2011 15:44:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمدعلی مومنی</dc:creator>
				<category><![CDATA[یادداشت]]></category>
		<category><![CDATA[افطار]]></category>
		<category><![CDATA[جان لاک]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[ربنا]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه]]></category>
		<category><![CDATA[شجریان]]></category>
		<category><![CDATA[صدا و سیما]]></category>
		<category><![CDATA[مسجد]]></category>
		<category><![CDATA[نشانه]]></category>
		<category><![CDATA[هویت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://maatine.com/?p=3278</guid>
		<description><![CDATA[جان لاک: خاطره‌ی فردی، هویت شخصی است. این هم از رمضان نود. داستان ما با صدا و سیما و ربنای این رمضان تمام است. دیگر نیازی به تشویق این رسانه برای پخش ربنا نیست. رسانه‌ی عمومی و ملی اگر چه ترانه‌های درخواستی و کارتون‌های درخواستی و تلاوت‌های درخواستی پخش می‌کند، اما تکلیفش با این اثر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong>جان لاک: خاطره‌ی فردی، هویت شخصی است.</strong></p>
<p style="text-align: justify;">این هم از رمضان نود. داستان ما با صدا و سیما و ربنای این رمضان تمام است. دیگر نیازی به تشویق این رسانه برای پخش ربنا نیست. رسانه‌ی عمومی و ملی اگر چه ترانه‌های درخواستی و کارتون‌های درخواستی و تلاوت‌های درخواستی پخش می‌کند، اما تکلیفش با این اثر ملی روشن است.</p>
<p style="text-align: justify;">
از اینجا به بعد جامعه‌ی ایرانی با انقطاع خاطره روبروست! خاطره‌ای که سی سال از هر رسانه‌ی بزرگ یا کوچک تکرار شد و این ربنا شد نشانه‌ی «رمضان ایرانی»<br />
با همین ربنا و آن مثنوی افشاری سفره‌های افطاری چیده شد. وقتی همین ربنا پخش می‌شد وضو گرفتیم. روی پدال گاز ماشین پای فشردیم که زودتر به سفره‌ی افطار برسیم. هنگام پخش همین ربنا درِ خانه‌ی همدیگر را زدیم و کاسه‌های شله‌زرد به دست هم دادیم و برای هم آرزوی قبولی عبادت کردیم و تنفس کردیم و زندگی کردیم و مدام خاطره ساختیم و ربنا نخ این حلقه‌های خاطره شد.<br />
تاکیدم روی همین خاطره‌هاست که حالا وقتی دیگر از بلندگوهای مسجد و از رادیو و تلویزیون پخش نمی‌شود، انگار دچار یک خلاء شده‌ایم. ربنا حس خوبی ایجاد می‌کرد که هلمان می‌داد به سمت خانه‌ی همسایه و به سوی سفره‌ی افطار.</p>
<p style="text-align: justify;">
حالا جامعه‌ی ایرانی دچار انقطاع خاطره شده است. «جان لاک» خوب می‌گوید که انسان بدون خاطره، انسان بدون هویت است. این خاطره‌ها هستند که هویت ما را می‌سازند.<br />
خاطره‌ای که گاه سینه به سینه در دل تاریخ تا چند نسل پیش می‌رود. خاطره‌هایی فراموش می‌شوند و خاطره‌هایی همچنان پیش می‌روند. خاطره‌های به جا مانده، می‌شوند از ارکان هویت یک ملت. می‌شود که خاطره‌هایی هم از پیش رفتن باز بمانند. این اتفاق به تصمیم آدمها بوده. آن خاطره شاید جانِ پیش رفتن نداشته. این جامعه است که در این انتقال نسلی خود تصمیم می‌گیرد کدام یک از خاطره‌ها را نقل کند و کدامیک از عناصر هویتی‌اش را برجسته کند یا از کنار آن بگذرد. کدامیک با حال و هوای او همخوان است. نتیجه‌ی این انتقال فرد به فرد «حس پیوستگی» است.</p>
<p style="text-align: justify;">اما وقتی نگاه به این خاطره‌ها و به عناصر هویتی و فرهنگی دستوری باشد، اتفاقی می‌افتد مثل همین «دستور عدم پخش ربنا» برای جامعه‌ای که سی سال آن را گرامی داشته و آن را به عنوان یکی از عناصر هویتی و فرهنگی خویش پذیرفته است. حتی آنکه شاید آدم متشرعی نباشد، یا حتی آنکه روزه نباشد دنبال ربنایی است که رمزهای زیبایی‌شناختی‌اش نمی‌تواند او را هم به تحسین و لذت‌بردن تشویق نکند.<br />
مثل مسجدی که از دل تاریخ برآمده و زیبایی‌اش مخاطب را مسحور می‌کند؛ هر چند که او اهل مسجد نباشد. اما نمی‌تواند از حجم وسیعی از زیبایی در «مسجد جامع اصفهان» لذت نبرد. یا «اذان موذن‌زاده‌ی اردبیلی» را نمی‌شود شنید و به سحرانگیز بودن این نغمه اعتراف نکرد.</p>
<p style="text-align: justify;">
چقدر اتفاق می‌افتد که از دل جامعه اثری بتواند مقبول عامه افتد و نسل به نسل پیش برود؟ چقدر این اتفاق تکرار می‌شود که ربنایی از جنس «ربنای شجریان» ماندگار شود؟ یا از جنس اذان موذن زاده یا نمونه‌ای از مسجد جامع اصفهان؟ چند دوره‌ی تاریخی باید بگذرد؟<br />
چه اصراری به نادیده گرفتن این آثار؟ آثاری که خاطره‌ساز و هویت ‌سازند به راحتی نادیده گرفته می‌شوند و با این خاطره‌های هویت‌ساز برخورد دستوری می‌شود. چقدر باید تلاش کرد که برای «رمضان ایرانی» نشانه‌ای خلق کرد که مقبول همه باشد و همه را گرد خاطره‌ای جمع کند؟ مگر نه اینکه آثار ملی کشور را در فهرستی ثبت می‌کنیم و برای ثبت آن جشن می‌گیریم؟ آیا ربنای مقبول مردم در سه دهه یکی از آثار ملی ما نیست؟<br />
اگرچه روح ایرانی از لذت جمعی شنیدن این اثر محروم است، اما این همه‌ی ماجرا نیست. رسانه هم سوی دیگر باخت است. رسانه نه هدف، که ابزاری است برای انتقال پیام و انتقال خاطره. هر نسل در هر دوره‌ بالاخره رسانه‌ی خود را خواهد یافت. گاهی روزنامه‌، گاهی رادیو، گاهی تلویزیون و حالا اینترنت.</p>
<p>رسانه‌ها در رقابت با یکدیگر می‌کوشند از نشانه‌ها بهترین بهره را ببرند و به‌سبب همراه شدن با رسانه‌ی ذهن و زبان مخاطب موفقیت خود را نیز تضمین کند. رسانه بدون توجه به نیازهای مخاطب چه شانی می‌تواند داشته باشد؟</p>
<p>امروز دهه‌ی بیست و سی سده‌ی چهاردهم خورشیدی نیست که تنها رسانه‌ی موجود رادیو باشد. نسل امروز با بهره‌گیری از اینترنت، تلفن‌های همراه و لوح‌های فشرده به نیازهای خود در انتقال خاطره پاسخ خواهد گفت. حلقه‌ی ارتباط و انتقال بین افراد رسانه‌های خرد هستند. اما در حین انتقال خاطره‌ها نگاه مخاطب نیز از رسانه‌ای به رسانه‌ی دیگر منتقل می‌شود؛ انتقال از رسانه‌ای که مقابل نیازهای مخاطب مقاومت کرد به رسانه‌هایی که پاسخگوی نیاز جامعه بودند.</p>
<p>اما اگر این تلاش ناموفق باشد، فرصتی از دست رفته است و جامعه در بخشی از پازل هویتی با بحران هویتی روبروست. برای آن روز عوامل داخلی و خارجی را متهم به تلاش برای بی‌هویت کردن جامعه نکنیم. این خود ما بودیم که در برابر پیوستگی و انتقال خاطره‌ها مقاومت کردیم و گمان کردیم که این بخشنامه‌های ماست که فرهنگ‌ساز است.</p>
<p>جامعه‌ی ایران می‌تواند دچار انقطاع خاطره شود. اما حتی این مرحله هم می‌تواند خاطره‌ای تاریخی باشد برای ایرانیان. خاطره‌ی انقطاع خاطره!</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #e5e5e5;">.</span></p>
<p style="text-align: justify;">
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong>پنجره</strong><br />
<strong>۱-</strong> پیش از این <a href="http://maatine.com/go.php?http://maatine.com/88-05-31-rabbana/" target="_blank" title="(293 hits)">نوشته بودم که «برای تداعی رمضان ایرانی، ربنا یکی از بهترین نشانه‌هاست».</a> بفرمائید. <a href="http://maatine.com/go.php?http://maatine.4shared.com/audio/fGtHzTel/bi-tarof-davatin.html" target="_blank" title="(199 hits)">آرم برنامه‌ی رادیویی «بی‌تعارف، دعوتین»</a> که امسال از رادیو جوان پخش می‌شد، با همین «ربنا» نشانه‌گذاری شده است.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>۲-</strong> این هم گفت وگو با <a href="http://maatine.com/go.php?http://maatine.4shared.com/audio/8MWhTuoa/rabana-iliyamonfared-shahremeh.html" target="_blank" title="(235 hits)">ایلیا منفرد، خواننده و کارگردان و یادکرد او از ربنای شجریان</a> در برنامه‌ی «شهر مهربانی» که از رادیو تهران پخش شد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>۳-</strong> و این متن «<a href="http://maatine.com/go.php?http://maatine.com/88-05-31-rabbana/" target="_blank" title="(293 hits)">رمزگان ربنا</a>» که دو سال پیش نوشتم. سال ۱۳۸۸</p>
</blockquote>

			  <p><b><a target="_blank" href="http://maatine.com/?cof_write=3278">ارسال نظر سریع</a></b></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://maatine.com/90-06-07-rabbana-engheta-khatere/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از تهی سرشار</title>
		<link>http://maatine.com/88-05-24-az-tohi-sarshar/</link>
		<comments>http://maatine.com/88-05-24-az-tohi-sarshar/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 15 Aug 2009 17:17:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمدعلی مومنی</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[آموزش]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه]]></category>
		<category><![CDATA[رمضان]]></category>
		<category><![CDATA[رهگذر]]></category>
		<category><![CDATA[شجریان]]></category>
		<category><![CDATA[صادق هدایت]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[هویت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://maatine.com/?p=875</guid>
		<description><![CDATA[درباره‌ی نوشته‌ی محمدرضا سرشار خطاب به محمدرضا شجریان در نمایشگاه کتاب در سال ۸۶ به غرفه‌ای و کتابی برخوردیم که از دور چندان تناسبی با یکدیگر و البته کتاب‌های عرضه شده در آن نداشتند. ناشری که در آن غرفه محصولاتش را ارائه می‌کرد از جمله ناشرانی است که گمان می‌کنند برای جبران عدم تمایل مخاطب [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="color: #888888;"><img class="alignright" src="http://maatine.com/wp-content/plugins/myLinksDump/images/icon_arrow_sm.gif" alt="" width="9" height="9" />درباره‌ی</span> <a title="درباره آقای محمدرضا شجریان و کشمکش اخیرش با رسانه ملی (204 hits)" href="http://maatine.com/go.php?http://www.sarshar.org/archives/notes/post_102.html" target="_blank">نوشته‌ی محمدرضا سرشار خطاب به محمدرضا شجریان</a></p>
<p>در نمایشگاه کتاب در سال ۸۶ به غرفه‌ای و کتابی برخوردیم که از دور چندان تناسبی با یکدیگر و البته کتاب‌های عرضه شده در آن نداشتند.<br />
ناشری که در آن غرفه محصولاتش را ارائه می‌کرد از جمله ناشرانی است که گمان می‌کنند برای جبران عدم تمایل مخاطب و البته برای فروش بیشتر باید ملغمه‌ا‌ی بسازند ار کتاب‌های نامتناسب و رنگارنگ! کتاب تعبیرخواب، ادعیه‌، آشپزی، عالم ارواح، سفره‌آرایی، نهج‌البلاغه، طالع‌بینی و&#8230;<br />
کتابی روی پایه‌ای قرار گرفته بود و بسیار هم به چشم می‌آمد؛ با تصویری از «صادق هدایت» و نام او که درشت و با رنگ قرمز چاپ شده بود. تعجب کردم از نسبت این تعبیر خواب‌ها و آموزش شوهرداری با «صادق هدایت»<br />
با احمد عیسی اوغلی، دوستم، پیش رفتیم. کتاب از نزدیک چیز دیگری بود و از آن شخص دیگری. بالای نام هدایت کوچک و با رنگ سفید نوشته بودند: «راز شهرت» و پایین نامش: بسیار کوچک‌تر از عنوان بالایی نام مولف رنگ مشکی: محمدرضا سرشار</p>
<p>رضا رهگذر مدعی است: اینکه هدایت پیچیده نوشته است، دلیل نمی‌شود که بگوییم او نویسنده‌ی خوبی است. (از متن مصاحبه‌اش به گمانم با روزنامه‌ی اعتماد)</p>
<p>حالا این روزها نوبت محمدرضا شجریان است که استاد محمدرضا سرشار پرده از حقیقت وجودی و هنری او بردارد و با نقدی عالمانه نشان دهد صدای شجریان «&#8230;جاذبه و برجستگی خاصی ندارد.» البته تناقض در متن آقای سرشار بسیار است. او خود اعتراف می‌کند: «&#8230;به عنوان یک مخاطب دلی موسیقی، که البته در این زمینه بی‌تجربه هم نیست»  چنین سخن می‌گوید و در وبلاگ شخصی‌اش خود را «استاد محمدرضا سرشار» هم خطاب می‌کند!<br />
استاد سرشار در متنی کیچ و البته با <a href="http://maatine.com/go.php?http://www.sarshar.org/archives/notes/post_102.html" target="_blank" title="(204 hits)">اشتباهات نگارشی (سطر ۹، ۲۵ و&#8230;)</a> از شجریان پرسیده است که «چرا به حکومت طاغوت اعتراض نکرده است؟»<br />
ایشان گر می‌خواهد وارد حیطه‌ی نقد بشود باید از حافظه‌ی خوبی برخوردار باشد یا به تاریخ مراجعه کند. کیست که نداند آثار ملی شجریان که بارها از رادیو و تلویزوین پخش می‌شود، حاصل همان اعتراضی است که با روح موسیقی و ادبیات ایرانی عجین است؟<br />
دیگر نکته برای نقد آنست که این عرصه قانونمندی‌ و اصطلاحات مخصوص به خود را دارد. اما شما نگاهی به متن ایشان بیندازید. <a href="http://maatine.com/go.php?http://www.sarshar.org/archives/notes/post_102.html" target="_blank" title="(204 hits)">سطرهای ۱۰ تا ۱۱ که صنعت هم دارد!، ۲۴ تا ۲۵ تا آخر!</a> با اینهمه عصبانیت و کلمه‌های موهن، نسیه هم نیست، چه رسد به نقد!</p>
<p>ایشان از رسانه‌ها می‌پرسد: «چرا قضیه به این سادگی را اینقدر بزرگ می‌کنند و در حقیقت احساسات و تعلق خاطر شخصی خود را نسبت به این خواننده، به کل جامعه تسری می‌دهند؟» اما خودشان از زبان مردم می‌گوید: شجریان هرگز نتوانست مقبولیت عام یابد و به چهره‌ای مطرح در این عرصه در سطح جامعه تبدیل شود&#8230; برای قاطبه مردم انقلابی متدین ما، صرف هنر برای هنر و آواز برای آواز، ارزشی ندارد. بلکه آنان به هنری ارج می‌گذارند که در جهت بسط و تعمیق ارزشهای متعالی اسلامی &#8211; انقلابی در جامعه باشد.»<br />
کاش آقای سرشار به پرسش‌های دیگران هم پاسخ بگوید که خواننده‌های مناسبتی و مورد نظر شما اکنون کجا هستند؟</p>
<p>محمدرضا سرشار(رضا رهگذر) می‌داند که صادق هدایت در عرصه‌ی ادبیات ماندگار ‌است، و شجریان در عرصه‌ی موسیقی. پس آنچه می‌تواند توجه و فروشی برای کتاب او به همراه ‌آورد نام و تصویر صادق هدایت است. پس از پله‌ی هدایت یا شجریان بالا می‌رود و آنها را انکار می‌کند!</p>
<p>می‌خواستم یکی دو روز به آغاز ماه رمضان نه درباره‌ی شجریان بلکه درباره‌ی ربنا و هویت ایرانی این مناجات زیبا بنویسم. این نوشته چیزی غیر از آن است نه برای دفاع از شجریان، بلکه دفاع از هویتی که آقای سرشار بسیار دقیق و علمی آنرا نقد می‌کند!</p>
<p>راستی آقای رهگذر! اگر حافظ در زمان ما می‌زیست و حرف‌های شما را به شعر در نمی‌آورد و همین می‌گفت که در دیوانش موجود است، او را چه خطاب می‌کردید؟!</p>
<p><strong><span style="color: #888888;">پنجره</span></strong> | <a href="http://maatine.com/go.php?http://maatine.com/88-04-08_shajarian/" target="_blank" title="(318 hits)">شجریان و ناخودآگاه ایرانی</a></p>

				<div>
					<h4>11 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/b3a176ff8d485e2d8ed0435b9145bb4e?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>قیصاری:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://maatine.com/88-05-24-az-tohi-sarshar/comment-page-1/#comment-535">۲۵ مرداد ۱۳۸۸</a></small>
							نمی گذارد بخوابم زر زر پشه ای / که فکر میکند آوازه خوان شب است.   سید علی صالحی
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/8bf8d7a3173d3c9ac87b43ec52af7b53?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>حسين رضوي فرد:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://maatine.com/88-05-24-az-tohi-sarshar/comment-page-1/#comment-536">۲۵ مرداد ۱۳۸۸</a></small>
							سلام
متين بود
به عنوان يك همشهري رهگذر او را رهگذري مي دانم كه قرار نيست در ادبيات ما بماند و فقط يك رهگذر است.
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/f578e72f0da75acdd9a7c564cf3ae1aa?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>مجتبي:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://maatine.com/88-05-24-az-tohi-sarshar/comment-page-1/#comment-537">۲۵ مرداد ۱۳۸۸</a></small>
							متاسفانه در روزگار ما چيزي كه فراموش شده چيزيه به اسم اخلاق
همه چشم بسته همو متهم ميكنن
من مطمئنم خود اين عاليجناباني كه از شجريان ايراد ميگيرن توي خلوت خودشون هنوز كه هنوزه آهنگاي شجريانو گوش ميدن
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/477122e0f624ee5faa081d239ad4e3e4?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>محمدعلی مومنی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://maatine.com/88-05-24-az-tohi-sarshar/comment-page-1/#comment-538">۲۶ مرداد ۱۳۸۸</a></small>
							کاش لااقل همان تصویر قصه‌گویی‌اش حفظ می‌شد.
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/477122e0f624ee5faa081d239ad4e3e4?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>محمدعلی مومنی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://maatine.com/88-05-24-az-tohi-sarshar/comment-page-1/#comment-539">۲۶ مرداد ۱۳۸۸</a></small>
							خدا کند. جمله‌ی زیبایی شنیدم که: از دوستی با کسی که به موسیقی علاقه ندارد و نمی‌شنود پرهیز کن. او موجود خطرناکی است!

موسیقی شجریان موسیقی شخص او نیست. محصول ادبیات و موسیقی ماست که روح را جلا می‌دهد. همه ما به زدودن روحمان از زنگار نیاز داریم. خدا کند آنها هم بشنوند.
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://maatine.com/?cof_write=875">ارسال نظر سریع</a></b> | مشاهده‌ <a target="_blank" href="http://maatine.com/?cof_list=875">6 نظر دیگر</a></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://maatine.com/88-05-24-az-tohi-sarshar/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>10</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شجریان و ناخودآگاه ایرانی</title>
		<link>http://maatine.com/88-04-08_shajarian/</link>
		<comments>http://maatine.com/88-04-08_shajarian/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 29 Jun 2009 09:31:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمدعلی مومنی</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[امضا]]></category>
		<category><![CDATA[امید]]></category>
		<category><![CDATA[اندیشه]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[ذهن]]></category>
		<category><![CDATA[رادیو و تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[ربنا]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه]]></category>
		<category><![CDATA[رمضان]]></category>
		<category><![CDATA[شجریان]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<category><![CDATA[هنرمند]]></category>
		<category><![CDATA[هویت]]></category>
		<category><![CDATA[کنسرت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://maatine.com/?p=649</guid>
		<description><![CDATA[روزهای گذشته، در یکی از سایت‌های خبری، متنی خطاب به محمدرضا شجریان به چشم می‌خورد که مانند خیابان‌ها، کوچه‌ها و خانه‌های این روزها، تب‌آلود بود و شتابزدگی و خشم از همه جای آن بیرون می‌زد. گمان کردم این روزها روز ملی موسیقی باشد یا روز تجلیل از محمدرضا شجریان که یکی از نمادهای فرهنگی ایران [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" style="border: 1px solid black; margin-top: 10px; margin-bottom: 10px;" title="محمدرضا شجریان در بم" src="http://maatine.com/wp-content/gallery/honarmand/shajarian01.gif" alt="" width="299" height="194" /></p>
<p>روزهای گذشته، در یکی از سایت‌های خبری، <strong><a title="حمله انصارنیوز به شجریان: ام‌کلثوم که نه؛ ساسی‌مانکن هم نیستید! (124 hits)" href="http://maatine.com/go.php?http://parlemannews.ir/index.aspx?n=1380" target="_blank">متنی خطاب به محمدرضا شجریان</a></strong> به چشم می‌خورد که مانند خیابان‌ها، کوچه‌ها و خانه‌های این روزها، تب‌آلود بود و شتابزدگی و خشم از همه جای آن بیرون می‌زد. گمان کردم این روزها روز ملی موسیقی باشد یا روز تجلیل از محمدرضا شجریان که یکی از نمادهای فرهنگی ایران معاصر در دنیاست.</p>
<p>بنا ندارم در نقطه‌ی مقابل آن متن زبان به مدح باز کنم و بگویم که شجریان تو در قلب‌ها فلانی یا گوش‌های ما به ترنم صدای تو بهمان است! اینها قطعه‌های ادبی هستند برای ابراز احساس. اما آنجا که پای بررسی اثر یا کارنامه‌ی هنری یک هنرمند در میان است، باید با دلالت‌های هنری و فنی پا به میدان گذارد. ورنه آن متن یا ناسزانامه است یا نامه‌ی فدایت شوم، که شجریان و فرهنگ ایران از هر دو اینها بی‌نیازند. از طرفی کارنامه‌ی شجریان آنقدر متکثر و متنوع است که در یاداشتی کوتاه نمی‌توان به آن پرداخت.</p>
<p>اما آنچه در آن متن تکیه‌گاه نویسنده بود، <strong><a title="نامه‌ی شجریان به ضرغامی: سرود «ایران ای سرای امید»، هیچ ارتباطی به شرایط کنونی ندارد (152 hits)" href="http://maatine.com/go.php?http://shajarianfans.com/post/350.aspx" target="_blank">نامه‌ی استاد به رییس رادیو و تلویزیون</a></strong> بود که طی آن خواسته بود از پخش آثار ملی او در این روزها خودداری کند. او گفته بود که این آثار ملی با حال و هوای روزهای پیروزی مردم در سال ۵۷ همخوانی داشتند و با حال و هوای این روزها ناسازگارند.</p>
<p>این نکته‌ای انکار ناشدنی است که رادیو و تلویزیون هرگز با موسیقی بعنوان هنر و علمی قانون‌مند روبرو نشده‌است. آثاری از گردونه‌ی پخش حذف می‌شوند، آثاری جرح و آثاری آنقدر تکرار می‌شوند که از چشم و گوش و ذهن مخاطب می‌افتند. در حالیکه اگر به خواسته‌ی ایشان چه در <strong><a title="تنها به احترام این ماه مبارک و ادای دین به نیک‌سرشتی مردمی که در دامان آنها پرورش پیدا کرده‌ام، پخش &quot;مناجات&quot; و &quot;ربنا&quot; را اجازه می‌دهم. (133 hits)" href="http://maatine.com/go.php?http://serin.blogfa.com/post-116.aspx" target="_blank">نامه‌ی نخست به آقای لاریجانی</a></strong> ـ رییس وقت رادیو و تلویزیون- و چه به نامه‌ی کنونی او توجه کنیم، نکته‌سنجی موسیقایی و حتی جامعه‌شناختی ایشان را در می‌یابیم.</p>
<p>دستگاه موسیقایی، ریتم و شعر یک اثر شاخصه‌هایی هستند که موقعیت زمانی پخش آنرا تعیین می کنند، حتی تا تعیین ساعت پخش. اما موسیقی در رادیو تلویزیون فقط برای پرکردن وقت یا ماله‌کشیدن بر خرابکاری‌های فنی و غیرفنی پخش می‌شود.</p>
<p>از منظر جامعه‌شناختی و روانشناختی هم توصیه‌ی صحیحی بود. فارغ از نتیجه‌ی انتخابات، وقتی گروهی از مردم نسبت به واقعه‌ای معترض و غمگین هستند، رسانه‌ی ملی وظیفه دارد در کنار توجه به افتخارات ملی به احساسات و عواطف بخش معترض و غمگین جامعه نیز احترام بگذارد.</p>
<p>رسانه‌ی ملی آنگونه که از نامش برمی‌آید باید آینه‌ای باشد برای همه‌ی ایرانیان. پس اینکه شجریان افتخار پیدا کرده‌ باشد که صدایش از رادیو و تلویزیون پخش بشود، کمی مضحک است. رسانه‌ی ملی هویتش را از تک تک مردم و بویژه صاحبان اندیشه و هنر کسب می‌کند. حسابش را بکنید که اگر شجریان‌ها از رسانه‌ها دوری کنند چه می‌شود. واضح است: رسانه شکست می‌خورد.</p>
<p>سالهاست که آثار محمدرضا شجریان در ناخودآگاه مردم جایگاهی ویژه دارد. ناخودآگاه برساخته‌ی تاریخ و اجتماع است و در کوتاه‌مدت و بصورت فردی قابل تغییر نیست. نمی‌شود متنی نوشت و حرفهای خود را از زبان ملت گفت که «مردم از شجریان رویگردان هستند.» و بعد هم به حریم خصوصی او تاخت که چرا چنین می‌کندو چنان نمی‌کند؟ چرا تا این اندازه ورود به حریم خصوصی افراد برای عده‌ای جذاب است؟ به ما چه ربطی دارد که شجریان در حریم خصوصی‌اش چه می‌کند؟ آنچه معیار قضاوت درباره شجریان یا هر کس دیگر است نوع کنش اجتماعی اوست. ورنه همه‌ی ما حریم خصوصی داریم با رفتارها و کارهایی که ضرورتی ندارد برای دیگران بازگو شود.</p>
<p>استقبال از کنسرت‌های شجریان معیار مشخصی از توجه طبع ایرانی به آثار اوست و نیز همراهی ناخودآگاه ایرانی. چند درصد از مخاطبان کنسرت‌های او ـ که البته همه‌ی آنها هم مرفه نیستند ـ از طریق رسانه‌‌هایی مثل رادیو و تلویزیون با او همراه می‌شوند؟ این همان همراهی ناخودآگاه ایرانی است. او در برهه‌های مختلف هنرمند مردمی بوده‌است. منظور از مردمی این نیست که او از فردا صبح توی کوچه و خیابان به همه امضا بدهد. رویکرد اندیشگی و هنر او به اتفاقات و رویدادهای جامعه‌ی ایرانی قضاوت را آسان می‌کند. او در آغاز انقلاب با مردمش همراه شد و آثاری را همراه با گروه چاوش پدید آورد. ربنای او رمضان ما را رمضان می‌کند. نماد رمضان ایرانی ربنای اوست. زلزله‌ی بم در آثارش نمود پیدا کرد و برای احداث باغ هنر بم از هیچ تلاشی فروگذار نکرد. اکنون با بخشی از مردم در موج سبز همراه شده‌است. باز هم فارغ از نتیجه‌ی انتخابات آیا هنرمند آن نیست که برای تسلی خاطر مردمش با آنان همراه شود؟</p>
<p>هنرمندان و اندیشمندان نمادهای هویتی و فرهنگی هستند. با دقت و ادب بیشتری با آنان روبرو شویم.</p>
<p>پنجره:<br />
<span style="color: #999999;">شش صحنه حضورِ بی منتِ استاد</span>|<a href="http://maatine.com/go.php?http://hosseinpakdel.com/archives/daily/000635.php" target="_blank" title="(154 hits)">حسین پاکدل</a></p>
<p><span style="color: #888888;">بازنشر</span>|<span style="color: #888888;">سایت خبری</span> <a href="http://maatine.com/go.php?http://www.hammihannews.com/news/4871" target="_blank" title="(170 hits)">هم‌میهن</a></p>

				<div>
					<h4>21 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/?d=identicon&amp;s=16' class='avatar avatar-16 photo avatar-default' height='16' width='16' /><i>علی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://maatine.com/88-04-08_shajarian/comment-page-1/#comment-347">۰۸ تیر ۱۳۸۸</a></small>
							درود بر شما
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/?d=identicon&amp;s=16' class='avatar avatar-16 photo avatar-default' height='16' width='16' /><i>استاد:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://maatine.com/88-04-08_shajarian/comment-page-1/#comment-348">۱۰ تیر ۱۳۸۸</a></small>
							1-	شجریان انسان بدون تریبونی نیست؟ حداقل یه وبسایت معروف داره ، میتونست درکنار نامه ی معروفش به ضرغامی ، از یه روزنامه و یا سایت شرکت دل آواز استفاده کنه ، در ضمن طرفداراش از یه طرف میگن چون تریبون نداشته از بی بی سی استفاده کرده و از طرف دیگه میگن صدای استاد محتاج صداوسیما و رسانه نیست و در حقیقت استاد خودش یه رسانه ست ....کدومشو باور کنیم؟
2-	 اونطور که از نوشته های متن موزونی برمیاد به هیچوجه قصدتوهین نداشته و خودشم تاکید کرده که شجریان واجد اون حرفاس ..خوب اگه غیر از اینه شجریان چرا اعاده ی حیثیت نمی کنه؟ برای مثال فرض کنیم کسی مرتکب (( بی شعوری )) بشه ، و دیگری بهش بگه : بی شعور!
حالا طرفی که به بی شعوری متهم شده یا باید حقیقتو بپذیره و دم نزنه و یا برای اثبات خلاف این حرف اقدام کنه ، که اگه بتونه خلافشو ثابت کنه اونوقت در عالم منطق میشه گفت : طرف با گفتن کلمه ی بیشعور به فلانی توهین کرده ، در غیر این صورت توهینی اتفاق نیفتاده ، بلکه فقط (( حقیقتی )) بازگو شده.
لذا موزونی ، همونطور که خودش گفته ، از روی آنتن انگلیسی های خبیث رفتن شجریان ناراحت شده و طاقت از کف داده ، نه نامه نوشتنش به ضرغامی.
شما رفقا هم لطف کنید با گفتن این حرف نابجا که : (( استاد هر کسی رو قابل نمیدونن که جواب بدن )) خودتونو گول نزنین ، چون اگه استاد اینقدر بزرگ بود که نه نامه به ضرغامی مینوشت و نه روی انتن بی بی سی میرفت و نه میرفت (( سبزی بازی )) ، ضمن اینکه اگه این یارو موزونی قابل جواب دادن نیست ، خوب ما هم باید از استاد تبعیت کنیم و جوابشو ندیم !! نه اینکه اینهمه دشنام وناروا از دهنمون درآد ، اونم به عنوان هوادار شجریان!!!
اگه خوب دقت کنید اولش میگه : (( مصاحبه ی شجریان رو که یا بی بی سی فارسی شنیدم طاقت از کف دادم )) این نشون میده که این آدم از اینترنت میتونسته آفلاین شنیده باشه (قابل توجه اونایی که گفتن چطور بچه های انصار بی بی سی فارسی میبینن؟) و فقط اینجا بوده که ناراحت شده و دست به قلم برده ، نکته ی مهم اینجاست که این آدم خودش اعتراف میکنه که  از دوستدارای قدیمی صدای شجریان بوده و حتی در سال 74 که شجریان از لاریجانی پول صداشو خواسته ، به عنوان یه طرفدار صدای شجریان ، تحمل کرده و همچنان طرفدار صداش مونده .. پس نمیشه گفت که : موزونی از دست شجریان بخاطر عدم رضایت پخش صداش ناراحته. بلکه این آدم وطن دوست ( هر کی که هست) از ریختن آب به آسیاب بی بی سی فارسی توسط شجریان ناراحت شده که مسلما حق داره.
3-	 من نمیدونم دوستان چرا اینقدر شجریان رو برای خودشون بزرگ کردن و شخصیت های ذهنیشون در (( پارادایم شجریان )) فیکس شده؟
و تا اونجایی پیش میرن که واسه همایون شجریان هم دارن (( بت )) میسازن؟ همه ی ما دیدیم و شنیدیم که همایون طی دو سه سال گذشته صداش از آنتن صداوسیما معرفی شد .... بله قبول دارم که همایون بخاطر پدرش دیر یا زود معرفی میشد....اما خداییش موزونی غیر ازاین گفته که شجریان با سکوتش که علامت رضایت بوده ، از کاتالیزور بودن صداوسیما برای پسرش حظ کافی روبرده؟
4-	من یه حرف حسابی دارم و اونم اینه که : موجی رو که نوشته این نویسنده ی بینوا ایجاد کرد کاملا رصد کردم و با خودم فکر میکردم که چرا همه ی مخالفان این نوشته ، عمدتا فقط با دشنام از موزونی پذیرایی کردن؟ چرا نوشته شو نقد نکردن؟واقعا چرا؟ میخواید بگین چون اون توهین کرده بود باید توهین میشنید؟ خوب اون شهامت داشت و به عنوان یه آدم (( آدرس دار)) مطالبی رو به شجریان نسبت داد و شجریان هم هنوز زنده اس...بهتر نیست پاسخ کلماتی مانند (( نمک به حرام )) رو خود شجریان به اون برگردونه؟ و ما به عنوان هواداران شجریان بشینیم با منطق ، حرفای موزونی رو جواب بدیم؟
5-	راستی اگه همین یه نقل قول از شجریان که گفته : (( اگر من آروغ هم بزنم این مردم مرا تحسین میکنند )) راست باشه ، که ظاهرا هم هست و خود من هم چند سال پیش از منبع دیگه یی شنیده بودم ، همه ی ما نباید در میزان احتراممون به شجریان تجدید نظر کنیم؟
6-	 به اون نکته ی نوشته های موزونی دقت کردین؟..(( شاگردان کارگاه آوازتان این نکته را خوب میدانند ))؟؟ واقعا همه ی شاگردان کلاس نهایی شجریان مثل همایون امکان روی آنتن بودن رو دارند؟
7-	اما داستان کمک شجریان به بم : اگر شجریان خلوص نیت در کمک به بم داشت چرا بیریا و یکدفعه مبلغ رو به مردم بم نداد و برنگشت تهران؟
چرا مثل همیشه سعی در اعمال غرورش داشت و سعی کرد بجای کمک به مایحتاج اون مردم بدبخت بیاد و مثلا باغ هنر بسازه؟
چرا؟
چون اگه پولا رو میداد مثلا خونه بسازن ، یا صرف آذوقه و پوشاک کنن ... چند سال دیگه کمک شجریان هم مثل بقیه در یه رقم نقدی خلاصه میشد و برای خوشنامی خاندان شجریان اسمی نمیموند؟ که مثلا پنجاه سال بعد خلق الله بیان بگن : اینو شجریان ساخته!
و دیدیم ناز و اطوار این استاد پر از غمزه ی ما دست آخر هم به قهر و غضب کشید و با کلی منت بم رو ول کرد و برگشت، چرا چون نذاشتن اونطوری که خودش میخواد صدقه شو خرج کنه؟
8-	من معتقدم بی بی سی تو این غائله ، اونقدر تو تنگنا موند که بالاخره مجبور شد شجریان رو هم  (( خرج )) کنه.
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/90ce7001d0b55593510b9987d47bc95c?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>محمدعلی مومنی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://maatine.com/88-04-08_shajarian/comment-page-1/#comment-349">۱۰ تیر ۱۳۸۸</a></small>
							1- بحث درباره‌ی تریبون نبود. بحث من شیوه بیان مطلب است. ورنه به تقدس و بت‌وارگی اعتقاد ندارم. باید فضای نقد جاری باشد. حتی نقد بزرگان. نقد نه تهدید جایگاه، بلکه فرصت خوبی است که از ورود سیاهی جلوگیری می‌کند.

2- باور کنید که اینها بحث‌های مهمی نیست که ما کلی بحث کنیم که: چرا جواب نمیده؟ خوب بگو اگه حرفی داری بگو!
به نظرم حرف‌های بچگانه‌ای است. آقای شجریان چه کار خلاف قانونی انجام داده‌است؟ به قول شما رفته‌است سبزی بازی. جرم است؟ پس تکلیف قانون اساسی و اصل 27 آن چه می‌شود که برگزاری تجمعات را مشروط به آنکه همراه با حمل سلاح و توهین به اسلام نباشد آزاد می‌داند.

3- اما بم. دوست عزیز، کشور ما به لطف خدا منابع و معادن مختلفی دارد و کشوری سرمایه‌دار محسوب می‌شود. اما چرا هنوز در این کشور فقر وجود دارد؟
بدیهی است که مشکل نه از کمبود منابع مالی، که مرتبط با دانش استفاده از آن است.
پیامبر گرامی اسلام می‌گوید: من از فقر امتم بیم ندارم؛ بلکه از سوء تدبیر آنان بیمناکم.
این دانش در سطح عمومی به فرهنگ تبدیل می‌شود. آنچه ایران امروز ما با آن دست به گریبان است، ضعف فرهنگی است. پس این بهترین کار بود که شجریان با دوراندیشی فکری برای آینده‌ی مردم بم و کشور کند. درست که مردم زلزله‌زده‌ی بم در درجه‌ی نخست باید به کوتاه‌مدتشان رسیدگی می‌شد. اما این وظیفه‌ی دولت و نهاد‌های امدادی است.

4- بی‌انصافی است که همایون را معرفی شده‌ی صدا و سیما بدانیم. من در اطرافیان خودم کسی را سراغ ندارم که همایون را از راه رادیو و تلویزیون شناخته باشد.
بحث بر سر این نیست که کدام به کدام نیازمند است. ارتباط امری دوجانبه‌است و هیچیک از طرفین نمی‌توانند مدی باشند که من به تنهایی کسی هستم و این من بودم که به شما افتخار دادم...
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/?d=identicon&amp;s=16' class='avatar avatar-16 photo avatar-default' height='16' width='16' /><i>استاد:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://maatine.com/88-04-08_shajarian/comment-page-1/#comment-350">۱۱ تیر ۱۳۸۸</a></small>
							جناب مومنی با سلام
بسیاری از نکاتی که ذکر کردم جوابیه یی بود به بسیاری از سایتهای دیگری که فقط و فقط با فحاشی با مطلب نوشته شده در سایت انصار برخورد کردند و من شخصا به فضاهای آلوده به فحش حساسیت دارم ، اتفاقا تنها مطلبی که هم مودبانه و هم محترمانه به این موضوع نگاه کرده بود شما بودید که همینجا شخصا به عنوان یک هموطن از شما تقدیر میکنم و حقیقتش ممنونم که پاورقی بنده رو درج نمودید.
اما...
1- به نظر من همانگونه که شجریان با محتوای مصاحبه یی که روی آنتن ب بی سی فارسی از خودش ارائه داد ، نشان داد که خلاف میلش او را به صحنه هل داده اند و اینکه چرا این استاد با سابقه ی آواز که سابقه ی کار سیاسی در کارنامه اش ندارد بیاید و خلاف شانی که در تمام این سالها از خودش بروز داده ( اینکه اصلا کار سیاسی نمیکند) روی آنتن دشمن ایران ، رییس جمهور دولت نهم را توهین کند ، به خودی خود اجازه ی نقد تند وگزنده ی دیگران را صادر کرده ... دقت کنید؟.. هنرمندی آوازخوان (و یا یک استاد موسیقی) رییس جمهور رسمی کشورش را در ملاعام خوار میکند ، طبیعی است  که عوام قلم بدست جامعه نیز او را به چالش بکشند.
2- دوست هنردوست من ، اگر کمی نگاه کلان خود را ( به لحاظ آماری ) بازتر کنیم متوجه میشویم که نباید برای میزان شهرت همایون شجریان به دوستان و آشنایان و .. .. بسنده کنیم و تصور کنیم که همه ی 70 میلیون نیز در همین مسیر سیر میکنند و میدانند که همایون کیست؟ شرکت دل آواز کجاست؟و..و
بلکه اگر توجه کنید یه لحظه پخش صدای همایون از رسانه ملی میلیونها نفر را با صدای مخملی و زیبای او آشنا میکند ، همه میدانیم که بازه ی مخاطبان یک روزنامه از بازه ی بینندگان شبکه های صداوسیما بسیار کمتر است .. بر این اساس یک نرخ از روزنامه ی همشهری بگیرید و ببینید برای درج کاست جدید همایون شجریان چقدر میخواهند؟ چه میخوام بگویم؟؟ جناب مومنی ، سوالی میپرسم : اگر شجریان نیازی به صداوسیما ندارد و از قبل انحصار پخش (( ربنا)) جایگاه معنوی بالایی بهم نزده و از آنجایی که شجریان بوی پول رو خیلی خوب حس میکند ( دوستان و نزدیکانش میدانند چه میگویم ، ضمن اینکه گفته ها و نوشته های سرگشاده ی خودش مبین این ادعاست) چرا برای اینهمه تلویزیون های خصوصی خارج از کشور کنسرت نمیدهد؟ چرا صدای پسرش از انها شنیده نشده؟ او که از صداوسیما طلب پول کرده بود ( سال 74) ، چه اشکالی دارد به تلویزیون های سینه چاک خارج از کشورش پاسخ مثبت بدهد؟ دلیلش این است که وجه و کلاس آنتن صداوسیمای جمهوری اسلامی چیز دیگری است و خود شجریان بخوبی به این موضوع اشراف دارد.
3- جناب مومنی ، در اینکه شجریان خوش قیافه است ، خوش پوش است ، خوش تیپ است ، خوش صداست ، خوش حنجره است ، کم نظیر است ، به فنون آواز مسلط است و..و هیچ شکی نیست، اما چه میگویید در خصوص کسی که معتقد و گوینده ی این ادعاست که : (( موسیقی کلاسیک غرب از ایران گرفته شده است )) ؟؟؟ جناب مومنی شجریان حداکثر (( تحسین برانگیز )) است و نه (( حرمت برانگیز ))  نمیخواهم اسائه ی ادب کرده باشم اما سامری واقعا هنر تحسین برانگیزی داشت که توانست طوری گوساله ی طلا بسازد که با پیچش باد در بدنش صدای بسیار زیبایی از آن صادر شود ، تا انجا که پیامبر آن لاین خویش رافراموش کنند و به تقدیسش بپردازند...امیدوارم شما نیز چون دیگران نفرمایید که من هم مثل نویسنده ی انصار بددهنی کرده ام ، اما اگر قرار باشد تسلط کسی بر صدایش مردم را از توجه بهتعالی روح و انسانیت غافل کند ، تفاوت ماهیتی چندانی بین صاحب آن صدا و سامری نیست!
من هم شنیده ام و واقعیت هم دارد که شجریان به کرات بیان فرموده که: اگر آروغ هم بزنم این مردم مرا تحسین میکنند!!!
و اینجاست که شجریان دیگر حرمت برانگیز نبوده و صرفا تحسین برانگیز است.
4- با فرموده ی شما که کشور ما سخت دچار ضعف فرهنگی است موافقم و اگر همین یه فقره فرهنگ اصلاح شود بسیاری از امور دیگر بسامان خواهد شد.
5- نکته ی آخر : جناب مومنی ، دوست  من : خودمان را گول نزنیم ، شجریان به عنوان یک شخص شناخته شده و شخصیتی که در (( قاب )) مشخصی خود را جاداده بود نمیبایست وارد موج کودکانه یی شود که آخرش به اینجا ختم گردد ، البته بنده رمز این گافی را که استاد دادند یافته ام و آن چیزی نیست بدهی حضرتش به دولت سازندگی و هکتارها زمینی که در سالهای آن دولت معزز دریافت کرده اند.
متاسفانه این عین حقیقت است که : شجریان ناچار بود تاوان آنچه را که در نهان نوش جان فرموده بود ، پس بدهد.

از شما که نوشته های مرا نیز تحمل فرمودید متشکرم
والعاقبه للمتقین
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/90ce7001d0b55593510b9987d47bc95c?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>محمدعلی مومنی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://maatine.com/88-04-08_shajarian/comment-page-1/#comment-351">۱۱ تیر ۱۳۸۸</a></small>
							1- من معتقد نیستم که با هر جمله و مثالی توهینی صورت گرفته ‌است. اینقدر هم نباید نازک‌نارنجی بود!

2- باز هم تاکید می‌کنم که ما مجاز به ورود به حریم خصوصی دیگران از جمله شجریان نیستیم. شرکت شجریان در برنامه‌ی سبزی پاک‌کنی یا در موج سبز یا هر سبز دیگری به شخص او مرتبط است.

3- شجریان هنوز هم انسان سیاسی به آن معنا که بیاید هم و غم‌اش را روی سیاست بگذارد نیست. اما به این معنا که به اتفا‌ق‌های پیرامونی‌اش بی‌تفاوت نباشد، چرا هست. شما هم هستی. من هم هستم. باید اینگونه باشد. مگر سال‌ها این مباحثه جریان ندارد که دین و سیاست از هم جدا هستند یا نه؟
اگر به جدایی سیاست از عرصه‌های مختلف (از جمله از هنر و هنرمندان) اعتقاد داریم، به جدایی دین از سیاست هم باید تن بدهیم.
سایر امور نه بصورت تمام، اما سایه‌وار با امور دیگر اشتراکاتی دارند. همین آواز اصیل ایرانی که بر پایه ادبیات کلاسیک ایرانی است مشحون است از احساس مبارزه. مبارزه با ظلم، رذائل اخلاقی و...
شجریان همچنان از سیاست تام پرهیز می‌کند. او در زمان خاتمی، هاشمی یا هر دولت دیگری نیز به روند ارائه مجوز و بعضی ضوابط دست‌وپاگیر معترض بود. حتی کسانی (از جمله شاید همان نویسنده‌ی انصار نیوز) معتقد باشند که شجریان از بیخ و بن به حاکمیت اعتراض و نقد دارد. پس چگونه می‌تواند با دولت هاشمی ساخت و پاخت کرده باشد برای زمین و... .
باز اگر می‌گفتی در دولت خاتمی،‌ باورپذیرتر بود.

4- چه شجریان چه دیگران اگر رسانه‌ای موجود باشد که صدای آنها را انعکاس دهد، آیا به گفتگو با بی‌بی‌سی و دیگر رسانه‌های خارجی می‌پردازند؟
همین تحریریه‌ی بی‌بی‌سی چه کسانی هستند؟ کسانی که در داخل فضایی برای فعالیت و انعکاس صدایشان نداشتند و روزنامه‌هایشان بارها تعطیل شد. و افسوس از اینکه نیروهای مستعدی که باید از استعداد آنها برای اعتلای وطن بهره برد،‌ برای ترقی بی‌بی‌سی استفاده می‌شود.
دو سه نفر از خبرنگاران و مجری‌های بی‌بی‌سی از دوستان من هستند. چرا نباید در رسانه‌های وطنی از توانایی آنها بهره ببریم؟

5- ممنون از اینکه وقت می‌گذاری و به تفصیل پاسخ می‌دهی.
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://maatine.com/?cof_write=649">ارسال نظر سریع</a></b> | مشاهده‌ <a target="_blank" href="http://maatine.com/?cof_list=649">16 نظر دیگر</a></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://maatine.com/88-04-08_shajarian/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>19</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پیشنهاد قاچاقچی شاد کن</title>
		<link>http://maatine.com/post-9aspx/</link>
		<comments>http://maatine.com/post-9aspx/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 22 Jun 2008 21:09:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمدعلی مومنی</dc:creator>
				<category><![CDATA[طنز]]></category>
		<category><![CDATA[آمار]]></category>
		<category><![CDATA[از ماتینه‌ی سابق]]></category>
		<category><![CDATA[بحران]]></category>
		<category><![CDATA[هویت]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[کمبود]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://maatine.com/?p=46</guid>
		<description><![CDATA[به خدا گناه دارند این مردم! کمبود کتاب و نیاز شدید و حیاتی مردم به این کالای اساسی ( بیشتر از نیاز به برق و جام ملت های اروپا ) یک طرف، ناتوانایی چاپخانه های کشور برای تامین بازار و نیاز مردم هم طرف دیگر. این برای وزارت فرهنگ و ارشاد. جوانان غیوری که هر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; color: gray;"><span style="color: #000000;">به خدا گناه دارند این مردم!<strong> <a href="http://maatine.com/go.php?http://www.maatine.blogfa.com/post-8.aspx" target="_blank" title="(98 hits)">کمبود کتاب و نیاز شدید و حیاتی مردم به این کالای اساسی</a></strong> ( بیشتر از نیاز به برق و جام ملت های اروپا ) یک طرف، ناتوانایی چاپخانه های کشور برای تامین بازار و نیاز مردم هم طرف دیگر. این برای وزارت فرهنگ و ارشاد.</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; color: gray;"><span style="color: #000000;">جوانان غیوری که هر روز آخرین آمار متراژ خیابان ها را ثبت می کنند هم برای وزارت کار.</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; color: gray;"><span style="color: #000000;">بحران هویت هم که خیلی سال است بیخ خرمان را گرفته است . ( مشاعر هم خوب چیزی است برای آدم. وظیفه ارشادی ها که مشخص شد! این را می دهیم به سازمان میراث فرهنگی که از بیخ و بن ، از پایه و به شکل باستانی مشکل هویت را حل کند. آقا همه چیز را که نباید در آب حل کرد هی گیر می دهید! )</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; color: gray;"><span style="color: #000000;">مشکل حل است دیگر! چاره کار طرح مشترکی است که باید توسط وزارت فرهنگ و ارشاد، وزارت کار و سازمان میراث فرهنگی اجرا شود.ادغامشان هم بد نیست: میراث کار ارشادی</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; color: gray;"><span style="color: #000000;">در این طرح هر جوان جویای کار از هر کتاب هزار بار رو نویسی کند تا هم اشتغال زایی شود ، هم نیاز مردم به کتاب رفع شود ، هم این نسخه های دست نویس در آینده به نسخه خطی و گنجینه های کشور تبدیل شود.</span></span></p>
<p><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; color: gray;"><span style="color: #000000;">قاچاقچی ها چه ذوقی می کنند با این پیشنهاد. همین دیگر! جز پیشنهادهای قاچاقچی شادکن و دشمن شادکن حرف دیگری</span></span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; color: gray;"><span style="color: #000000;"> از خرمان در نمی آید که. همان خرٌ که گفتم بحران هویت داردها! ملاحظه می فرمایید؟</span></span></p>

				<div>
					<h4>4 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/7fe97164b2e3f699d365cc048d7d4802?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>مهدی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://maatine.com/post-9aspx/comment-page-1/#comment-62">۰۳ تیر ۱۳۸۷</a></small>
							پیشنهاد جالبی داده ای . تازه با این کار می توانیم مشت محکمی هم بر دهان استکبار بکوبیم . ( از آن جهت)
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/?d=identicon&amp;s=16' class='avatar avatar-16 photo avatar-default' height='16' width='16' /><i>سهیل پرنده:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://maatine.com/post-9aspx/comment-page-1/#comment-63">۰۶ تیر ۱۳۸۷</a></small>
							سلام عزیز...از دعوتتان ممنون وسپاس...امیدوارم در شهر مقدس پیشوا باز هم شاهد چنین برنامه هایی باشیم...شما لینک شدید
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/?d=identicon&amp;s=16' class='avatar avatar-16 photo avatar-default' height='16' width='16' /><i>مهدی میرآقایی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://maatine.com/post-9aspx/comment-page-1/#comment-64">۰۹ تیر ۱۳۸۷</a></small>
							سلام
جالب بود یه جورایی به موضوع کمبود کتاب هم مربوط میشه ...
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/?d=identicon&amp;s=16' class='avatar avatar-16 photo avatar-default' height='16' width='16' /><i>ندا.ع.:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://maatine.com/post-9aspx/comment-page-1/#comment-65">۰۹ تیر ۱۳۸۷</a></small>
							به نام خدا
سلام...
ممنون از توضیحتون.
نوشته های اولیه ی وبلاگ رو نخونده بودم متاسفانه!
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://maatine.com/?cof_write=46">ارسال نظر سریع</a></b></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://maatine.com/post-9aspx/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

