<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>ماتینه &#187; اخلاق</title>
	<atom:link href="http://maatine.com/tag/%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://maatine.com</link>
	<description>محمدعلی مومنی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 19 May 2012 18:34:14 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
		<item>
		<title>زمین لغزنده‌ی طنز</title>
		<link>http://maatine.com/89-01-20-zamine-laghzande-tanz/</link>
		<comments>http://maatine.com/89-01-20-zamine-laghzande-tanz/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 09 Apr 2010 18:20:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمدعلی مومنی</dc:creator>
				<category><![CDATA[طنز]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاق]]></category>
		<category><![CDATA[استعاره]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراض]]></category>
		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[بازنمایی]]></category>
		<category><![CDATA[تابو]]></category>
		<category><![CDATA[درباره‌ی طنز]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه]]></category>
		<category><![CDATA[سریال‌های نوروز 89]]></category>
		<category><![CDATA[صدا و سیما]]></category>
		<category><![CDATA[منتقد]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتن]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://maatine.com/?p=1978</guid>
		<description><![CDATA[درباره‌ی سریال‌های تلویزیون در عید نوروز &#8211; ۲ تعقیب و گریز صدا و سیما و منتقدانش که در سال ۸۸ پیش و پس از انتخابات شدت گرفته بود، در آغازین روزهای سال ۸۹ در نقطه‌ی عجیبی باز هم ادامه یافت. منتقدان به تنگ آمده از بی‌اخلاقی‌های رسانه‌ای در نقطه‌ای سیما را به چنگ آوردند که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;"><strong><span style="color:#888888;">درباره‌ی سریال‌های تلویزیون در عید نوروز &#8211; ۲</span></strong></p>
<p style="text-align:justify;">تعقیب و گریز صدا و سیما و منتقدانش که در سال ۸۸ پیش و پس از انتخابات شدت گرفته بود، در آغازین روزهای سال ۸۹ در نقطه‌ی عجیبی باز هم ادامه یافت. منتقدان به تنگ آمده از بی‌اخلاقی‌های رسانه‌ای در نقطه‌ای سیما را به چنگ آوردند که لغزنده‌ است. زمینی که سیما خود سال‌هاست در آن می‌لغزد و نتوانسته‌ است به راه روشنی قدم بگذارد. آن زمین لغزنده، عرصه‌ی طنز است. تولید سه سریال با گرایش‌های کمیک، در یک مناسبت، شاید گریز موقتی بود از حجم روز افزون انتقادات مخاطبان سیما.</p>
<p style="text-align:justify;">اما به گمانم منتقدان هم در همان زمین نتوانستند بایستند و منطقی رفتار کنند. اگر رسانه طی سال‌های گذشته با کم‌توجهی به قوانین و قواعد حاکم بر هنرهای مختلف به واعظ اندرزگو تنزل کرده است؛ و متاسفانه بخش‌هایی از مخاطبان را نیز به عرصه‌ی بی‌منطقی هنری کشانده است، حالا منتقدان نیز با استفاده از همان شیوه‌ها انتقاد می‌کنند. شیوه‌هایی که مورد انتقاد خودشان است.</p>
<p style="text-align:justify;">تفاوت نمی‌کند سخن از تولید اثر باشد، یا نقد آن. وقتی نقد فراتر از متن باشد، فرو افتادن است به اندرزگویی. آنگونه که ناگهان فضای وب پر شد از انتقاد نسبت به رواج دروغگویی.<br />
انتقادهایی از این دست که «دروغ پای ثابت سریال‌های نوروزی است» به همان اندازه کاریکاتوری و مضحک است که آدمهای همیشه راستگوی خیر مطلق که روزگاری چپ و راست در سریال‌ها دیده می‌شدند و اکنون هم دیده می‌شوند. کافی است ماه رمضان باشد یا محرم!<br />
منتقدانی از این دست که «چرا شخصیت‌های داستان دروغ می‌گویند» شاید همان آدمهای پاستوریزه حق‌شان باشد. حتی اگر سخن از طنز نباشد، بدیهی است که هنر محل وعظ و خطابه نیست. هنر محل بازنمایی است.</p>
<p style="text-align:justify;">هم‌ذات‌پنداری کردن با شخصیت‌های داستان بسته به طنز بودن یا نبودن، یا خیالی یا واقعی بودن هم نکته‌ی عجیبی است که در نوشته‌ی <a title="نگاهی متفاوت به سریال های صدا و سیما! (377 hits)" href="http://maatine.com/go.php?http://www.shafaf.ir/fa/pages/?cid=17349" target="_blank">سایت «شفاف»</a> آمده بود و به <a title="دروغ پای ثابت دو سریال طنز نوروزی (281 hits)" href="http://maatine.com/go.php?http://204.93.154.205/1389/01/08/klm-15112" target="_blank">سایت «کلمه»</a> هم راه یافت! آیا با آدمهای برره نمی‌شد هم‌ذات‌پنداری کرد؟ آیا این امکان در زمینه‌ی طنز منتفی است؟ آیا در داستان‌های تمثیلی که پای حیوانات هم به میان می‌آید، امکان همراه شدن با روباه و اسب و شیر و خرگوش فراهم نیست؟ اینجاست که تار و پود نقد سست نویسنده نمایان می‌شود.</p>
<p style="text-align:justify;">یکی دیگر از ژست‌های اخلاقی منتقدان به کاربرد کلمه‌هایی مثل توالت، گاز شیمیایی و&#8230; بازمی‌گردد که عده‌ای آنرا (شاید به طنز) «کلمه‌های ناپاکیزه» می‌گویند. من توالت را نه کلمه‌ی بد می‌دانم، نه جای بد! اگر با من درباره‌ی کلمه اختلاف نظر دارید، درباره‌ی مکانش بعید می‌دانم! بستگی دارد در چه ساختار و برای چه هدفی از کلمه و از خودش استفاده شود. آنچنان که در طنز گاهی با نکوهش مستقیم روبرو هستیم و گاهی با ستایش تحقیرآمیز.</p>
<p style="text-align:justify;">پیش از نوشتن فکر می‌کردم استفاده از «توالت» در «چاردیواری» یا «گازهای شیمیایی» در «دارا و ندار» کدام بی‌ادبی است، و کدام ادبی؟! سنجش لحن می‌تواند کمی گره‌گشا باشد.<br />
شاید استفاده‌ی بیش از حد از توالت در طنزهای تلویزیونی سال‌های اخیر انتقاد پذیرفته‌تری باشد. اما کیست که نداند خطوط قرمز بویژه در وادی طنز آنقدر زیاد شده است که حتی به ساده‌ترین موضوعات سخت می‌شود پرداخت. نیاز نیست شما برای مسئولی طنز بنویسید، یا برای موضوعی بین‌المللی یا ملی. کافی است درباره‌ی پرتقال و سیب‌زمینی (یا حتی به قول رضا ساکی درباره‌ی حسین رضازاده) بنویسید.</p>
<p style="text-align:justify;">اینگونه موضوعات طنز به چنین کلمه‌ها و مکان‌هایی فروکاسته می‌شود و سلیقه‌های مختلف، در کنار همه‌ی اختلافات، بر موضوع توالت اتفاق نظر پیدا می‌کنند و طنزنویسان سیما به راحتی می‌توانند آنجا را به نوشته‌هایشان راه بدهند!<br />
البته اگر حتی حساسیت سیاسی درباره‌اش نباشد، مکان یا کلمه‌ای است که خود ما هم در شوخی‌های روزمره بارها از آن استفاده می‌کنیم. موضوعات مختلف را در پستوی ذهن پنهان پنهان می‌کنیم و خودمان هم بارها به پیشخوان زبان می‌آوریم.</p>
<p style="text-align:justify;">طنز مثل بچه‌ی پرهیجان و پر جست و خیزی است که به هر حوزه‌ای سرک می‌کشد و از ابزارهای مختلف استفاده می‌کند. مثل کودکی که در داستان لباس پادشاه کریستین اندرسن لخت بودن پادشاه را اعلام کرد. کلمه‌ی لخت که درباره‌ی پادشاه صدق می‌کرد، ناپاکیزه که نبود؟!<br />
اگر در طنز پنبه‌ی تابوهای فرضی را نزنیم، دشواری افزون خواهد بود. طنز با اغراق، استعاره، وارونه‌نمایی، بزرگ‌ و کوچک‌نمایی، تشبیه و&#8230; اعتراضش را جامه‌ی هنر می‌پوشاند و فرصت گذر از تابوهای فرضی را با زیرکی فراهم می‌کند</p>
<p style="text-align:justify;">طنز و نقد مثل سایر عرصه‌های هنری کاملا قانونمند هستند. خواستم بگویم آهسته برانیم. زمین لغزنده است!</p>
<blockquote style="text-align:justify;"><p><strong>پنجره</strong><br />
<a title="رضا ساکی (464 hits)" href="http://maatine.com/go.php?http://www.rezasaki.com/1389/01/15/naghd-serial-noruz-javab/" target="_blank"><img class="alignnone" src="http://maatine.com/wp-content/plugins/myLinksDump/images/icon_arrow_sm2.gif" alt="" width="9" height="9" /> سخنی با دوستان طنزنویس و وب‌نویس و دیگر بزرگان این قوم</a> <strong>|</strong> <a title="رضا ساکی (464 hits)" href="http://maatine.com/go.php?http://www.rezasaki.com/1389/01/15/naghd-serial-noruz-javab/" target="_blank">عبید شاکی</a></p></blockquote>
<p style="text-align:justify;"><span id="more-1978"></span><a title="ماتینه را به گودر ببرید، با یک کلیک! (2001 hits)" href="http://maatine.com/go.php?http://fusion.google.com/add?feedurl=http://maatine.com/feed/" target="_blank"><img class="alignleft" src="http://buttons.googlesyndication.com/fusion/add.gif" alt="" width="94" height="15" /></a></p>

				<div>
					<h4>2 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><i>سخنی با دوستان طنزنویس و وب‌نویس و دیگر بزرگان این قوم | عبید شاکی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://maatine.com/89-01-20-zamine-laghzande-tanz/comment-page-1/#comment-1321">۲۰ فروردین ۱۳۸۹</a></small>
							[...] بگوید، همین چیزها هم خط قرمز می‌شود. در همین رابطه: زمین لغزنده‌ی طنز از محمد علی مومنی را بخوانید.     یکشنبه, ۱۵ فروردین ۱۳۸۹ [...]
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/31c19f2aad87c80fd74adb1dcdc4870d?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>علی اصغرنجفی(اغو):</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://maatine.com/89-01-20-zamine-laghzande-tanz/comment-page-1/#comment-1322">۲۳ فروردین ۱۳۸۹</a></small>
							سلام به جناب مومنی عزیز
سال نو مبارک
در نقد و بر رسی  برنامه های تلویزیون در تعطیلات عید سریالها کلا ضعیف تعریف شدند
درودبرشما
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://maatine.com/?cof_write=1978">ارسال نظر سریع</a></b></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://maatine.com/89-01-20-zamine-laghzande-tanz/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چیز، اتفاقا چیز جالبی است!</title>
		<link>http://maatine.com/88-03-22_chiz/</link>
		<comments>http://maatine.com/88-03-22_chiz/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 11 Jun 2009 20:06:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمدعلی مومنی</dc:creator>
				<category><![CDATA[یادداشت]]></category>
		<category><![CDATA[ابهام]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاق]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[تکثر]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش سبز]]></category>
		<category><![CDATA[دورغ]]></category>
		<category><![CDATA[مخالف]]></category>
		<category><![CDATA[معنی]]></category>
		<category><![CDATA[میرحسین]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[چیز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://maatine.com/?p=628</guid>
		<description><![CDATA[از متن صحبت‌های میرحسین تکیه کلامی در آمد که به سرعت به متن گفتگوهای مردمی راه پیدا کرد و شعر، جک و حتی آهنگ و ترانه هم برایش ساختند. این تکیه کلام چیزی نبود جر چیز. چیزی که در کوران رقابت‌های انتخاباتی به تمسخر هم گرفته شد، شاید به گمان اینکه چیز می‌تواند چیزی از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img class="aligncenter" style="margin-top: 20px; margin-bottom: 20px;" title="چیزهایی برای گفتن" src="http://maatine.com/wp-content/gallery/mirhoseyn/chiz.jpg" alt="" width="391" height="253" /></p>
<p>از متن صحبت‌های میرحسین تکیه کلامی در آمد که به سرعت به متن گفتگوهای مردمی راه پیدا کرد و شعر، جک و حتی<strong> </strong><a title="یک ترانه شدیدا شنیدنی برای طرفداران میرحسین موسوی و چیزش! (138 hits)" href="http://maatine.com/go.php?http://www.itanz.net/multimedia/2009/06/post_13.php" target="_blank"><strong>آهنگ و ترانه</strong> </a>هم برایش ساختند.<br />
این تکیه کلام چیزی نبود جر چیز. چیزی که در کوران رقابت‌های انتخاباتی به تمسخر هم گرفته شد، شاید به گمان اینکه چیز می‌تواند چیزی از رای موسوی بکاهد. پس آنرا تکرار کردند تا چیز درباره‌ی او کارکردی متفاوت، از آنچه در ذهن آنها بود، بیابد و چیز به نشانه‌ی صوتی میرحسین تبدیل شد.</p>
<p>چیز در سیر زبانی و اجتماعی‌اش تبدیل به خرده‌نشانه‌ای شد که به شعر، طنز و موسیقی راه یافت تا بعنوان کلمه‌ای که ما ایرانی‌ها از آن زیاد استفاده می‌کنیم، بارها و بارها ذهن موافق یا مخالف را به میرحسین معطوف کند. چیز نه فقط تکیه کلام موسوی که تکیه کلام همه‌ی ماست. به حرف‌هایتان در طول یک روز دقت کنید. می‌بینید که بارها از چیز استفاده‌های خودآگاه یا ناخودآگاه می‌کنید و حرف‌هایتان کم چیز ندارد و کلی هم چیزی است؟!</p>
<p>چیز کلمه‌ی مبهمی است که گوینده معنی مورد نظرش را روی آن حمل میکند و طرفداران موسوی با ایجاد تقابل بین چیز و ناچیز نشان داد که حتی کلمه‌های مبهم در سیر تحولات اجتماعی و در تطورهای زبانی، با همه‌ی ابهام، چقدر شفاف می‌شوند و طیف گسترده‌ای از معنا را با خود حمل می‌کنند. چیز در برابر ناچیز می‌آید یا چیز در برابر ویژگی‌های اخلاقی نکوهیده قرار می‌گیرد، تا نه تنها چیز، چیزی از میرحسین نکاهد، بلکه  از نظر معنای جنبی در ذهن مخاطب تبدیل به تکیه کلام شیرینی شود که برد او را در اذهان بیش از پیش می‌کند. نگاه کنید به شوخی‌هایی که از زبان طرفداران او با چیز می‌شود و احساس می‌کنند که چیز نه تنها چیز بدی نیست، بلکه اتفاقا چیز خوبی هم هست. در حوزه‌ی طنز کلمه‌های مبهم و کلی کارکرد مهمی دارند. معناهای مختلفی به طنز بر کلمه‌ی چیز حمل می‌شود. از رویارویی چیز با دروغ، یا مدرک چیزی، یا چیز فرض کردن دیگران یا به چیز حواله دادن.<br />
من چیز را حتی با شعار «هر شهروند یک ستاد» هم مرتبط می‌دانم که با این تکیه کلام چنین می‌شود. چیز: هر شهروند، یک معنا.</p>

				<div>
					<h4>6 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><i>براي ايران:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://maatine.com/88-03-22_chiz/comment-page-1/#comment-318">۲۲ خرداد ۱۳۸۸</a></small>
							<strong>چیز، اتفاقا چیز جالبی است!...</strong>

Thank you for submitting this cool story - Trackback from براي ايران...
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/dffb530bc30a40ec925679c30cc4a6e6?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>فاضل تركمن:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://maatine.com/88-03-22_chiz/comment-page-1/#comment-319">۲۲ خرداد ۱۳۸۸</a></small>
							به مطلب خوبت كه در آي طنز بود: افشاگريه! لينك دادم. اميدوارم فقط لينكاي تو آي طنزتم به اندازۀ اون مطلب پيشرفت كنه!:)
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/90ce7001d0b55593510b9987d47bc95c?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>محمدعلی مومنی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://maatine.com/88-03-22_chiz/comment-page-1/#comment-320">۲۲ خرداد ۱۳۸۸</a></small>
							فاضل جان
البته به مطالب بسیار جدی در زمینه‌ی طنز هم در بخش «لینک آی طنز» لینک دادم که کمتر هم مورد بازدید قرار گرفت. اما قرار شد که...
آقا لینکت مستدام!
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/?d=identicon&amp;s=16' class='avatar avatar-16 photo avatar-default' height='16' width='16' /><i>:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://maatine.com/88-03-22_chiz/comment-page-1/#comment-321">۱۴ تیر ۱۳۸۸</a></small>
							تو اگه ...
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/90ce7001d0b55593510b9987d47bc95c?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>محمدعلی مومنی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://maatine.com/88-03-22_chiz/comment-page-1/#comment-322">۱۴ تیر ۱۳۸۸</a></small>
							سعی کن مودب باشی. اگر نه می‌توانی در بیابان فحاشی کن. باید بدانی کلمه حرمت دارد.
بی‌درنگ بی‌ادبی‌ات را سانسور کردم! نه به خاطر تفکر نداشته‌ات!
فضای «ماتینه» و نظرهای دوستانم نشان می‌دهد که از نظر مخالف پرهیز نمی‌کنم و اتفاقا مفصل با دوستان مخالف در همین وبلاگ گپ زده‌ام.
می‌خواستم این نظر را بطور کامل حذف کنم. اما برای اینکه تشویق بشوی به آموختن و رعایت ادب دو کلمه‌ی ممکن را باقی گذاشتم.
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://maatine.com/?cof_write=628">ارسال نظر سریع</a></b> | مشاهده‌ <a target="_blank" href="http://maatine.com/?cof_list=628">1 نظر دیگر</a></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://maatine.com/88-03-22_chiz/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

