پیشنهاد قاچاقچی شاد کن
به خدا گناه دارند این مردم! کمبود کتاب و نیاز شدید و حیاتی مردم به این کالای اساسی ( بیشتر از نیاز به برق و جام ملت های اروپا ) یک طرف، ناتوانایی چاپخانه های کشور برای تامین بازار و نیاز مردم هم طرف دیگر. این برای وزارت فرهنگ و ارشاد.
جوانان غیوری که هر روز آخرین آمار متراژ خیابان ها را ثبت می کنند هم برای وزارت کار.
بحران هویت هم که خیلی سال است بیخ خرمان را گرفته است . ( مشاعر هم خوب چیزی است برای آدم. وظیفه ارشادی ها که مشخص شد! این را می دهیم به سازمان میراث فرهنگی که از بیخ و بن ، از پایه و به شکل باستانی مشکل هویت را حل کند. آقا همه چیز را که نباید در آب حل کرد هی گیر می دهید! )
مشکل حل است دیگر! چاره کار طرح مشترکی است که باید توسط وزارت فرهنگ و ارشاد، وزارت کار و سازمان میراث فرهنگی اجرا شود.ادغامشان هم بد نیست: میراث کار ارشادی
در این طرح هر جوان جویای کار از هر کتاب هزار بار رو نویسی کند تا هم اشتغال زایی شود ، هم نیاز مردم به کتاب رفع شود ، هم این نسخه های دست نویس در آینده به نسخه خطی و گنجینه های کشور تبدیل شود.
قاچاقچی ها چه ذوقی می کنند با این پیشنهاد. همین دیگر! جز پیشنهادهای قاچاقچی شادکن و دشمن شادکن حرف دیگری از خرمان در نمی آید که. همان خرٌ که گفتم بحران هویت داردها! ملاحظه می فرمایید؟


پیشنهاد جالبی داده ای . تازه با این کار می توانیم مشت محکمی هم بر دهان استکبار بکوبیم . ( از آن جهت)
[پاسخ]
سلام عزیز…از دعوتتان ممنون وسپاس…امیدوارم در شهر مقدس پیشوا باز هم شاهد چنین برنامه هایی باشیم…شما لینک شدید
[پاسخ]
سلام
جالب بود یه جورایی به موضوع کمبود کتاب هم مربوط میشه …
[پاسخ]
به نام خدا
سلام…
ممنون از توضیحتون.
نوشته های اولیه ی وبلاگ رو نخونده بودم متاسفانه!
[پاسخ]