حرفهی حرفهای نظری
میبینمات حرف ندارم
نمیبینمت… حرف دارم
میبینیام… حرف ندارم…
نمیبینیام… حرف داری…
نمیبینیام… حرف دارم
نمیبینمات… حرف نداری…
میبینیام… حرف دارم
میبینمات حرف نداری…
…
چقدر
این رفتارهای نامنطقی
منطقی است!
حساب کن
ببین
کی
به حرفام
کی
نا به حرف
تو کی؟
Ok?!
این همه
حرف حرام شد
که بگویم
«که چه؟»
که:
حرفم چیست؟
چه حرف
حال میدهد؟
حرف چه
حال میدهد!
متنخور خوبی دارد
حرف ندارد
حرف گوش کن
کمی به حرف من
اینقدر مرا به حرف نیاور
های
حرفها
پس کی شما
به حرف منید؟
حرف
حرفهای نظری
حرفهی حرفهای نظری
حرف حرفههای نظری
حرفهای نظریهای
نظریهی حرفهای حرفهای
نظریهی حرفههای حرفی
حرف نظریههای حرفهای
چقدر
در این زمینه حرف داریم
حرف نداریم
دیدن و نادیدن (بخش نخست) را با سؤال و تعجب بیامیزید! شاید حرفهای تازهای در میان باشد. شاید…
به نظر و نظریه نیز!
به گل روی خیام!
جمعه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۲۷

سلام…
جناب مومنی طبق روال گذشته مطالب به روز هستند و خواندنی
موفق باشید.
[پاسخ]
زیبا و زیبا بود
[پاسخ]
نمی دونم ولی یاد محسن نامجو مطلق افتادم با این قسمت : (حرف
حرفهای نظری
حرفهی حرفهای نظری
حرف حرفههای نظری
حرفهای نظریهای
نظریهی حرفهای حرفهای
نظریهی حرفههای حرفی
حرف نظریههای حرفهای)
[پاسخ]
این حرفها که گفتی
حرف نداشت
و باید آنها را گذاشت…
در کوزه چشم به راه حرفهای ماست!
و آب خنکی چند نیز در گلوگاهمان…
آه چقدر حال میدهد اینطوری حرف زدن
بیا با هم عزیزم،کشکمان را بسابیم
و همدیگر را بفشاریم از ناحیهی دستهای گرم و نرممان
بیا برای یک بار هم که شده طعم خمیردندان را بچش
و مسواکی چند بر دندانهایت بکش
و هدیه کن بر من بوی خوش دهانت را با یک آه بلند
و آنقدر بلند بلند بگو آه آه تا جهان از بوی دهانت پر شود ای عزیز
و این نظریاتم تقدیم تو باد
ای کسی که مومنی
[پاسخ]
خدا بیامرزه یداله رؤیای و شعر حجم رو که زیباست این زیباپسند
شیرین بود
مؤمن(ی)
[پاسخ]
سرم گیج رفت!
[پاسخ]
و حرفهای نگفته ماسییده اند بر دهانم …!!!
[پاسخ]