اندر حکایت دست‌های خاتمی

سفر به ایتالیا با همه عیب‌هایش، این حسن را هم داشت که حساب کار «دست» آقای خاتمی بیاید که دیگر «دست» از پا خطا نکند. قدیمی‌ها گفته‌اند: «بسیار سفر باید، تا پخته شود خامی.» البته این ضرب‌المثل بومی است، پس کارکرد داخلی دارد و منظورش سفر داخلی است. یک چیزی مثل همین سفرهای استانی. نه اینکه طرف بلند شود برود ایتالیا. نتیجه همان می‌شود که «دستش» را بگذارند توی حنا!
آنها هم اگر حدس می‌زدند سفر ایتالیا در کار باشد، پشت «دستشان» را داغ می‌کردند و این ضرب‌المثل‌های «دست»و پاگیر را به «دست» فراموشی می‌سپردند.
اما آقای خاتمی نه در ایتالیا که در همین ایران خودمان به این نتیجه رسید که «دست» آدم باید «دست» خودش باشد. اگر اینطور نباشد مثل آن خواننده‌ی بی‌ادب می‌شود که می‌خواند: «دیگه دست خودم نیست، دیگه دل تو دلم نیست!» اما نتیجه این شده است که نه تنها «دست راست»، که با آن «دست» می‌دهند، بلکه از روی احتیاط هر دو «دستش» را محکم بهم قفل کرده است که هیچ سایتی نتواند «دستش» را رو کند. همانطور که در تصویر می‌بینید حساب کار «دستش» آمده و آنرا محکم چسبیده است. به اطرافیان هم سفارش کرده است که یکجوری که تابلو نباشد به او یادآوری کنند. گویا شخصی هر چند دقیقه یکبار به روشی کاملا هنری ‌گفته است: حالا ددددددست! آقای ابطحی بوده است!

از طرفی به این خانم محترمه(مری رابینسون، رئیس‌جمهور پیشین ایرلند) هم گفته‌اند: «دست» از سر این سید بردار و «دستت» را بکش. ماییم و این سید و انتخابات و سرنوشت بشریت. شما اگر به فکر بشریت هستی و آمده‌ای برای انسان و بشریت فکری کنی، همین یک کار را بکن ثواب دنیا و آخرت را ببر، صلح جهانی را هم تضمین کن.
خانم محترمه دریافت که منطقه‌ی استراتژیکی است «دست» آقای خاتمی و اگر صلح جهانی «دست» آقای خاتمی است که چشم! بعد گفته است: «دستم» آزاد باشد ایراد دارد؟ گفته‌اند: دقیقا ایرادش همین است که آزاد باشد. ما اصلا آزاد مازاد نداریم! هر ایرانی‌ «دستش» به کاری بند است. یکی «دست» در دهان، یکی «دست» در بینی، یکی «دستش» به… خلاصه «دستت» را مشغول کن. با یک چیزی ور برو یا یک جایی را بخاران. شما که «دستتان» توی کار است!
خانم محترمه می‌گوید: اگر ضرب‌المثل‌های بومی شما مصرف داخلی دارد، پس صنایع «دستی‌‌تان» هم به درد خودتان می‌خورد. این کارهایی که گفتید در کشور ما یک چیزی است مثل همین «دست دادن» خاتمی شما! و مناسب‌ترین مکان برای اشتغال «دستش» را، همین مکان مذکور می‌بیند که می‌بینید!
آقای خاتمی هم با همین بهانه سران سابق را جمع کرده است که «در بلاد شما با اینکه ازدیاد جمعیت ندارید،  اما ارتباط‌ها تنگاتنگ است و همه تنگ هم‌اند و هم را هل می‌دهند. دفعه قبل ما را هم هل دادند. بیایید به کشور ما که جمعیتش زیاد است اما نظم و ترتیب دارد و هیچ کس دیگری را هل نمی‌دهد. نمونه‌اش صف مترو، صف اتوبوس و صف نان که همه فاصله‌ی مجاز را رعایت می‌کنند.» در این تصویر هم که می‌بینید؟ فاصله‌ی مجاز بین آقای خاتمی و خانم محترمه رعایت شده است، به گونه‌ای که هیچ فتوشاپی قادر نیست «دست» این دو نفر را در «دست» هم بگذارد.
البته ما که می‌دانیم اینها رفتارهای انتخاباتی است و ایشان می‌خواهد با این «دست»‌های قفل‌شده در هم، مثبت بازی از خودش در بیاورد. «دست» هم زیاد شد در این همایش.

این عکس را ملاحظه بفرمایید.
آقای خاتمی از اینکه بالاخره «دستش» را در «دست» یک آقا گذاشته است احساس شعف و شادمانی می‌کند و این خاطره انتخاباتی را ثبت می‌کند. از دست خاتمی!

پی‌نوشت:
۱- این طنز در هفته‌نامه گل‌آقا، شماره پانزدهم، سه‌شنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۷ با «تخفیف» منتشر شده است. من تخفیف نمی‌دهم!
۲- بازنشر در سایت «آی طنز» ۴آذر۸۷
۳- سایت «موج سوم» نیز، امروز ۶آذر۸۷ این طنز را منتشر کرد.

در این باره بخوانید:

بدون پاسخ

  1. مرداب گفت:

    درود!
    اندر حکایت دستان پر توان شما در فلم زدن!
    از اینکه اتفاقی نیک فال دست داد تا بدینجا بیایم مسرورم.
    نکته سنجی و بینش عمیق شما در انتخاب موضوعات ستودنیست.
    شاد باشید و پیروز

  2. سلام…
    کمال تشکر و قدر دانی فراوان دارم از شما به خاطر نکاتی که گوش زد کردید.
    ما مستقبل این انتقادات و پیشنهادات هستیم چرا که معتقدیم همین هاست که ما
    رو می سازه.

  3. آفرین ،آفرین … خیلی قشنگ بود مرحبا

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ آبان ۲۷ام, ۱۳۸۷ ۶:۰۱ ب.ظ:

    عبدالمحمد شعرانی همان سرباز معلمی است که کوچکترین مدرسه دنیا را می‌چرخاند. اونظرش را به نشانی الکترونیک من ارسال کرد و من برای گردآوردت سایر نظرها آنرا به اینجا منتقل کردم.
    وبلاگ او «دیر تش باد» در فهرست «دویچه وله» بعنوان کاندیدای بهترین وبلاگ معرفی شده است. ابتدا سری به وبلاگ او بزنید و بعد به سایت «دویچه وله» بروید و به وبلاگ شعرانی یا هر یک از دیگر نامزدهای دریافت جایزه بهترین وبلاگ فارسی رای بدهید.

  4. سلام آقای مومنی
    بابت تاخیر عذر میخوام
    مثل همیشه از قلم پرمحتوا و گیرای شما لذت بردم
    برقرار باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *