صفایی فراهانی: استفاده از ابطحی به‌جای علی کریمی ایده‌ی من بود!

صفایی فراهانی: استفاده از ابطحی به‌جای علی کریمی ایده‌ی من بود!محسن صفایی فراهانی اعتراف کرد: با پوشاندن لباس‌های یک رنگ به تن بازیکنان تیم ملی، درصدد انقلاب رنگی بوده است.
او در برابر کسانی که به او پیشنهاد داده بودند «هر بازیکن هر رنگی که عشقش می‌کشد تن کند» خائنانه مقاومت کرده و بر اجرای این توطئه پافشاری کرده است.او حتی با بی‌شرمی گفت: ما به تماشاگرها پرچم‌های رنگی می‌دادیم و در مرحله‌ی بعد قرار بودبه آنها لباس‌ها براندازنه‌ی متحدالشکل اهدا شود.

خبرنگار افشانیوز از صفایی فراهانی پرسید: چرا این کارها را می‌کردید؟ نمی‌دانستید روزی همه متوجه می‌شوند که بازیکنان بصورت هماهنگ و توطئه‌آمیز یک رنگ را پوشیده‌اند؟ چه پیامی برای هم سن و سال‌های خودتان دارید؟
او در پاسخ گفت: سادگی کردیم. خامی کردیم. فکر می‌کردم با رنگ واحد باریکنان همدیگر را بهتر پیدا می‌کنند و بهتر با هم هماهنگ می‌شوند.
پس از ابراز این نظر همه‌ی حاضران به صفایی فراهانی خندیده‌اند!

بر اساس اعترافات صفایی تاکید بر سبز بودن زمین‌های فوتبال از دوره‌ی او آغاز شده که نشانه‌های جنبش سبز بوده است. در حالیکه پیش از آن زمین‌ها خاکی بودند و افتخار فوتبالیست‌ها این بود که در زمین خاکی فوتبالیست شده‌اند. این افتخار در همین دوره از بازیکنان سلب شده است.

صفایی فراهانی درباره‌ی دعوت از آقای خاتمی برای حضور در یکی  از بازی‌های ایران در استادیوم آزادی، در حالیکه اشک می‌ریخت، گفت: واقعا من خیانت کردم. ایشان هم خیانت کرد. چرا رئیس جمهوری که نمی‌تواند گل بزند باید به ورزشگاه بیاید؟ همینجا اعلام می‌کنم که مردم بدانند «آقای خاتمی حتی یک پاس سالم هم نمی‌تواند بدهد. چه برسد به گل‌زدن.»

او در ادامه می‌گوید: نفوذ چهره‌های خودفروخته به تیم ملی فوتبال یکی از نقشه‌های ما بود. مثلا قرار بود محمدعلی ابطحی به تیم ملی فوتبال دعوت شود. سرمربی تیم ملی از پذیرش او به علت ازدیاد وزن خودداری کرد و گفت: «با ۵۰ تا تورنمنت هم این آقا وزن کم نمی‌کند.» اما با اصرار من که «او استعدادش خیلی خوب است»، یک سال وی را تحت ورزش‌های سنگین قرار داد. اما ایشان پاک آبروی بنده را برد و استعداد لاغری نداشت.
اما به هر صورت او را دعوت کردیم  و در ۱۵ بازی از او به جای علی کریمی استفاده کردیم که سرانجام با انفجار یکی از گِن‌هایی که با آنها از حجم ابطحی کم می‌کردیم و وی را گریم کرده و به جای کریمی به بازی می‌فرستادیم؛ این ماجرا لو رفت که همینجا از فدراسیون جودوی جناب آقای علی‌آبادی تشکر می‌کنم. همچنین از اینکه تحت تمرینات عزیزانمان، محمدعلی ابطحی آماده شرکت در مسابقات ژیمناستیک نوجوانان شده است کمال تشکر را دارا می‌باشم و از دادگاه محترم درخواست اشد مجازات را برای خودم می‌نمایم.

یکی دیگر از اهداف ما جمع کردن عده‌ی زیادی از مردم برای ایجاد اغتشاش بود که برای رد گم کنی اسم تماشاچی روی آنها گذاشته بودیم. یکی از اقدامات آنها ایجاد موج مذموم و بیگانه‌ی مکزیکی بود.
اصلا خود فوتبال ورزش استعماری است. یک توپ می‌اندازند وسط، مخ چند میلیون آدم را تلیت می‌کنند. ضرب‌المثل را داشته باشید: «آب می‌گردد چاله را پیدا می‌کند.» ما از بس عامل استعمار هستیم، فدراسیون فوتبال را هم دادند دست بنده. از دادگاه محترم بخاطر این کارهای بی‌تربیتی درخواست اشد مجازات را برای خودم می‌نمایم.

جا دارد از آقای کفاشیان هم تشکر کنم. ایشان واقعا کاربلد هستند. همین که با بهم ریختن بساط فدراسیون فوتبال استعمار را گیج و ناامید کرده‌، خیلی مهم است. از کمیته انظباطی هم درخواست می‌کنم کنفدراسیون فوتبال آسیا و فیفا را برای مدتی از حضور در میادین محروم کنند.
فیفا و کنفدراسیون باید بداند که وقتی قرار باشد ما جهان را مدیریت کنیم، آن فدراسیون و فیفا هم می‌آیند زیر نظر فدراسیون موفق فوتبال ما.

صفایی فراهانی مسئولیت کوبیده شدن سر زین‌الدین زیدان به صورت «ماتراتزی» را متوجه جبهه مشارکت و شخص «ماتراتزی» دانست و گفت: جبهه مشارکت به ماتراتزی ۱۰۰ دلار پرداخت کرد، که صورتش را محکم به کله‌ی زیدان بکوبد تا او را خشونت‌طلب معرفی کنند. همین الگو در اعتراضات خیابانی توسط چند میلیون اغتشاشگر اجرا شد و خودشان را محکم به باتوم و مشت و لگد عزیزان می‌کوبیدند. البته صد دلار ماتراتزی از محل چمدان پولی که آمریکای جنایکار برای ما می‌فرستد، برداشته شد و خوشبختانه از کشور ما ارزی خارج نشد.

پیش از اینکه به فدراسیون بروم، روزی برای بنده بیتی خواندند که: ز نیرو بود مرد را راستی، ز سستی کژی زاید و کاستی. بیا برو فدراسیون فوتبال. هی می‌خوری و می‌خوابی، گنده می‌شوی. همان ابطحی برای هفت پشتمان بس است. با این بیت بنده را از وزرات نیرو به فدراسیون فوتبال فرستادند. بنده جا دارد همینجا بخاطر سوءاستفاده از ادبیات فارسی، از ادیب برجسته آقای حداد عادل عذرخواهی نمایم.
در همان وزارت نیرو یکی از پروژ‌های مخلمی ما کلید خورد که طرح از بین بردن خاموشی‌ها بود. ما با افزایش توان برق اشرافیت را دامن زدیم. تا جایی که عده‌ای از همان برق سوءاستفاده می‌کنند و اتوهای خودشان را به برق می‌زنند که انقلاب مخملین کنند.
وی در پایان درخواست اشد مجازات برای خود را تکرار کرد.

پی‌آمد:
پس از بازنشر این نوشته در سایت «آینده» شخصی پیام گذاشته است که «انظباط» غلط است و انضباط صحیح است. (من در متن سبزش کردم!)
دقت داشته باشید که آدم در حال اعتراف دیگر سرش نمی‌شود که انضباط را با «ظ» می‌گوید یا با «ظ». لطفا حق بدهید به ایشان!
از طرفی تقصیر آقای فراهانی چیست؟

پنجره
بازنشر از «آی طنز»
بازنشر در سایت خبری «آینده»

اعتراض به انتظار

من منتظرت هستم
و معترض
نه به دیگران
که به تو
که رفته‌ای و حالا
باید به راهت چشم بکوبم، بدوزم
و هر چه می‌گذرد
اعتراض من به تو بیش می‌شود
پس بهتر است
زودتر بیایی
می‌آیی؟!

—————
پنجره
انتظارهایت را جمع کن

پنجشنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۸۸ | محمدعلی مومنی
بالای وبلاگ

راهنمای سریع شرکت در نماز جمعه برای نمازاولی‌ها

این روزها اتفاقاتی می‌افتد محیرالعقول. به دلایلی که بر من معلوم نیست ناغافلی تعدادی از دوستان تصمیم گرفته‌اند بروند نماز جمعه و هی ما را سوال پیچ می‌کنند که چه روزی و کجا باید برویم و از قبیل این سوالهای فنی. تعداد سوال‌ها هر لحظه به شدت افزایش پیدا می‌کند و ما از اینکه تعدادی از برادارن و خواهران بالاخره کمی به راه راست متمایل شده‌اند اظهار شعف می‌کنیم و پیشنهاد می‌کنیم در همان نماز جمعه فردا جشن «نمازجمعه اولی‌ها» برگزار شود که این عزیزان تشویق شوند و هر هفته بیایند سر قرار یا همان معیاد خودمان.

هر کس برای بار اول می‌خواهد کاری انجام بدهد باید آدابش را یاد بگیرد. بنده آموزش‌های اولیه را خدمت نمازگزاران تازه‌کار -آن‌هم با این مشخصاتی که ما دیده‌ایم- عرض می‌کنم:

۱- نمار جمعه در همان روز جمعه برگزار می‌شود. مگر اینکه اتفاقی بیفتد که البته فعلا همان جمعه‌ها می‌باشد.

۲- برای نماز اصولا باید وضو گرفت.

۳- همراه بردن تسبیح و ابزارآلات دعا لازم نمی‌باشد. اما در صورتیکه خیلی مقید هستید که ثواب بیشتری ببرید و همه‌ی سالهای گذشته را یکجا و بصورت فله‌ای جبران کنید، یک عدد تسبیح توصیه می‌شود. استفاده ازتسبیح «شاه‌مقصود» توصیه نمی‌شود. از آنجا که یک شاه آن وسط‌ها حضور جدی دارد، همه‌ی ثواب‌ها رایکجا باطل می‌کند، بلکه ضریب منفی هم پیدا می‌کند.

۴- برای یک روز هم که شده از مدل‌هایی که مصداق تبرج حساب می‌شود برای مو استفاده نکنید و موهایتان را با برس به سمت راست صورت کنار برنید، جوری که بریزید روی پیشانی. (البته برای آقاپسرها عرض کردم!)

۵- برای شرکت در نماز جمعه باید چادر داشته باشید. خانم‌ها می‌توانند از چادر گل‌گلی استفاده کنند. یا لااقل یک چیزی سرشان کنند. واضح است که با مانتو کوتاه یا مدل خفاشی نمی‌توان در نماز جمعه شرکت کرد.

۶- آقایان باشلوار پارچه‌ای و البته پیراهن. پیراهن را ترجیحا بزنید روی شلوار. البته به قبولی طاعات و عبادات ربط مستقیم ندارد، اما ربط غیرمستقیم دارد.

۷- از بردن mp3 player و آی‌پاد و سایر وسایل سمعی بصری خودداری کنید. از شما انتظار می‌رود تا حدودی فرق بین شرکت در نماز جمعه با یک سخنرانی اداری یا کنفرانس درسی را درک کنید.

۸- نمازجمعه جای پیدا کردن همسر مناسب آینده نیست. لطفا مراعات بفرمایید. اگرخیلی مایل هستید به مادر بفرمایید در همان قسمت زنانه خودشان یکی را برایتان انتخاب کنند. اگر دختر هستید به مادرتان هیچی نگویید.

۹- برادران و خواهران ارجمند اگر از جمله‌ای لذت بردید، احساسات خودتان را کنترل بفرمایید. ازبنده پرسیدند: کف وسوت بزنیم؟ بنده عرض کردم: نه عزیز دل برادر، فقط اشعار مذهبی که وزیر محترم شعار می‌فرمایند تکراربفرمایید. گفتند آخر ما دوم خرداد ۷۷ رفتیم دانشگاه نماز جمعه‌اش خیلی باحال بود. آقای خاتمی هرجمله‌ای که می‌گفت کلی کف و سوت زدیم. بنده عرض کردم: شما غلط کردیند. به فتح غین.

۱۰- نماز جمعه دو رکعت است، شکسته هم نمی‌شود. یعنی از اینی که هست کوتاهتر نمی‌شود. این را به خصوص برای انبوه برادران و خواهران دانشجوی نماز جمعه اولی عرض می‌کنم که دائم می‌خواهند «دودره‌بازی» کنند. برای نمازگزاران شهرستانی هم شکسته حساب نمی‌شود. آقا اصلا دوستان شهرستانی مگر خودشان نماز جمعه ندارند که راه افتاده‌اند بیایند تهران؟ نمازجمعه به کیلومتر و این حرفها ربطی ندارد.

۱۱- نماز جمعه به زبان عربی خوانده می‌شود ها! بلد نیستید لااقل لب‌هایتان را تکان بدهید که انگار بلدید. برای تمرین صدبار زیر لب بگویید: اگر چه ذکر هنر پیش یار بی‌ادبی‌ست/ زبان خموش ولی دهان پر از عربی‌ست!

۱۲- درصورتیکه بین نماز اس‌ام‌اس برایتان آمد…، راستی اس‌ام‌اس که قطع است الحمدلله. باخیال راحت نمازتان را بخوانید.

۱۳- یکی ازدوستان درباره‌ی گازاشک آور پرسیدند. بنده نفهمیدم ربط گاز اشک‌آور با نماز جمعه چیست؟! بنده به کتاب‌ها مراجعه کردم، در اینباره نکته‌ای ندیدم. البته گریه کردن هنگام نماز مکروه است. گاز اشک آور اما دو پهلو می‌باشد. یک مدل گاز اشک‌آور صد در صد وضو و نماز را باطل می‌کند. جدا ازآن به دیگران هم آسیب می‌زند.با توجه به آلودگی هوای تهران پرهیز بنمایید. یک مدل دیگر گاز اشک‌آور نماز را باطل نمی‌کند و مشکلی ندارد.

۱۴- با اینحال عرض می‌کنم اگر گاز اشک‌آور در حین قنوت شلیک شد، به همان حالت قنوت دستتان رابگذارید مقابل دهانتان که هم اشکتان درنیاید، هم به مناجات ادامه بدهید. در حال رکوع سرتان رابکنیدتوی یقه. سجده خودش حالت دفاعی است. روی مهر آنقدربمانید که ثواب بیشتری ببرید.

۱۵- رسیدند: اگر زدند توی سرمان چکارکنیم؟ بنده نمی‌فهمم اینها چرا اینقدر در حال و هوای بزن بزن هستند؟! عزیزان شاید کسی بخواهد امتحان‌تان کند که شما در این راه محکمتر شوید. این آزمایش‌ها شما راثابت قدم می‌کند. ثواب هم دارد. ولی کلا ربطش را نمی‌فهمم.

۱۶- گویا دوستان نمازاولی از همین حالا شور و حال عرفانی پیدا کرده‌اند و برای تاثیر هر چه بیشتر گفتند: نذر کرده‌ایم پارچه سبز در محل نماز نصب نماییم. بنده به این عزیزان عرض می‌کنم که: الهی فدای این حسن نیت‌تان. آدم از این اعتقادات پاک لذت می‌برد. فقط در برخی کتاب‌ها آمده است جنسش از مخمل نباشد که مومن واجب است از مظان تهمت دوری کند.

پنجره
بازنشر از «آی طنز»

طنزی که بهانه‌ توقیف روزنامه آفتابگردان بود

حالا که بحث انتشار روزنامه‌ی آفتابگردان را ۱۵ سال پس از تولدش آغاز کردیم، بد نیست طنزی را که بهانه‌ی توقیف نخستین روزنامه‌ی کودکان و نوجوانان ایران بود، بازخوانی کنیم.
خبرچین کلاغی بود که ستون طنز روزانه‌ای در صفحه‌ی آخر آفتابگردان داشت. پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۷۶ در شماره‌ی ۸۰۴ خبرچین نوشت: «حمایت قرص و محکم خبرچین از عملکرد صدا و سیما» روزنامه‌ی آفتابگردان در روزهای پایانی اردیبهشت و در ویژه‌نامه‌ی انتخاباتی کودکان و نوجوانان برای آقای خاتمی این طنز را دوباره منتشر کرد. ۱۱ اردیبهشت آب از آب تکان نخورد. اما به این دومی گیر دادند و آب از آب تکان خورد و خلاص! حالا چرا آن طنز ۱۸ روز قبل مشکلی نداشت و بعد دارا شد؟ خدا می‌داند. (بله. فقط خدا می‌داند!) آن روزها هنوز دوم خرداد هم اختراع نشده بود، اگر شده بود، چه می‌شد؟

این طنز واقعا هیچ توهین یا تشویشی ندارد و یک طنز نوجوانانه است. (تشویش اذهان عمومی هم هنوز اختراع نشده بود. پیدا کنید رابطه‌ی دوم خرداد را با تشویش اذهان عمومی!) با تنها روزنامه‌ی کودک و نوجوان در ایران و شاید در جهان، حتی در صورت تخلف، باید مدارا میشد. چرا؟ پاسخ اینکه پس از توقیف این روزنامه در ۳۰ اردیبهشت ۷۶ دیگر نوجوانان و کودکان ایران روزنامه‌دار نشدند. روزنامه‌ آفتابگردان فرصتی بود که به راحتی از دست رفت.

حمایت قرص و محکم خبرچین از عملکرد صدا و سیما

اینجانب خبرچین معروف به «ابرچین» در پاسخ به نغمه‌های مردم و جناح‌ها و گروه‌های دانشجویی و دانش‌آموزان، در اعتراض به عملکرد صدا و سیما درباره‌ی انتخابات اعلام می‌کنیم که:

اولا ما هم اعتقاد داریم که همه‌ی جناح‌ها و کاندیداها باید به‌طور مساوی مطرح شوند. البته یکی از آنها مساوی‌تر مطرح شود!

ثانیا ما به همه‌ی کاندیداها و جناح‌ها به یک چشم نگاه می‌کنیم. فقط یکی از آنها را از چشم دوربین نگاه می‌کنیم.

ثالثا ما قول شرف می‌دهیم که دیگر هیچوقت برنامه‌های صدا و سیما را به یک کاندیدای خاص اختصاص ندهیم. به جز از امشب، فردا شب و شبهای دگر.

بعدش هم، همه‌ی تفصیرها از ما نیست. آنهایی که اهل فوت و فن و تصویربرداری و اینجور چیزها هستند، می‌دانند کادر دوربین بفهمی نفهمی مستطیل مانند است و اشکال اصلی هم از همین مستطیل است. یعنی نمی‌دانیم چرا سیستم‌های مستطیلی دوربین‌های صدا و سیما، جوری تنظیم شده که به هر طرف که می‌چرخانی‌اش، فقط یک کاندیدا توی تصویر می‌آید و بقیه اگر چه ممکن است توی همان مجلس و همان مراسم و یا مراسم مشابه باشند، یک کمی آن‌ورتر یا این‌ورتراز کادر قرار می‌گیرند؛ و هر چقدر هم کادر را گشاد می‌کنیم، عکسشان نمی‌افتد توی مستطیل.

اما یک مژده برای همه‌ی مردم معترض به عملکرد صدا و سیما دارم و آن اینکه راستش را بخواهید، فعلا فقط ۵ شبکه‌مان را در خدمت تبلیغ یکی از کاندیداهای محترم قرار داده‌ایم. حال اینکه می‌شود گفت: حدود ۷۰-۸۰ شبکه داریم. یعنی تصویب کرده‌ایم که بعد از رئیس‌جمهور شدن کاندیدای مورد نظرمان صدا و سیمایمان همچی بفهمی نفهمی توسعه‌ای پیدا کند و یک پنجاه، شصت، هفتاد شبکه‌ای به آن اضافه شود که قسم می‌خوریم همه آن ۷۰ شبکه جدید را دربست در اختیار کاندیدای دیگر قرار دهیم، تا هم عدالت و انصاف رعایت شود و هم آنها دست از سر کچل‌مان بردارند!

پی‌نوشت
فقط من نفهمیدم چرا صدا و سیما در همه‌ی دوره‌ها این همه لطف می‌کند و اینهمه لطف می‌بیند؟!

پنجره
روزهای آفتابی با روزنامه آفتابگردان | فراخوان همکاران و مخاطبان «آفتابگردانی»
اندر حکایت تعطیلات نشریات کودک و نوجوان | ماهنامه شهرزاد

روزنامه‌ آفتابگردان و حرف‌های تو در تو

.

کم‌کم بچه‌های آفتابگردانی به حرف می‌آیند و با هم گپ می‌زنند و با یکدیگر وارد پرسش و پاسخ می‌شوند. شبیه گپ‌های «اردوی خبرنگاران افتخاری»، یا شبیه جشن سبز.پس امکان پاسخگویی تو در تو به نظرها را فعال کردم.
با این امکان هر گاه به دیدگاهی پاسخ بگویید یا با آن وارد گفتگو شوید، پاسخ شما علاوه بر درج در پایین همان دیدگاه، برای آگاهی، به ایمیل شخص مورد نظر نیز ارسال می‌شود.
برای پاسخ دادن یا تکمیل هر نظر بر روی گزینه‌ی «پاسخ» در پایین همان نظر کلیک کنید. نظرهای تو در تو زیر یک شاخه جمع می‌شوند.

پس لطفا ایمیل خود را برای دریافت نظرهای دیگر مخاطبان درج کنید. ایمیل شما نمایش داده نمی‌شود، و پاسخ به شما بصورت خودکار توسط «ماتینه» صورت می‌گیرد.
امیدوارم با کمک شما این فراخوان بیش از این رونق بگیرد.

پنجره
روزهای آفتابی با روزنامه آفتابگردان | فراخوان همکاران و مخاطبان «آفتابگردانی»