ولشدگان

کسی گفت: فلانی رو گرفتن و بعد از سه – چهار ساعت ولش کردن.
با تعجب پرسیدم: دِکّی! پس چرا ولش کردن؟
دسته جمعی خندیدن و کسی گفت: نمی‌پرسه: چرا گرفتنش؟ میگه: چرا ولش کردن؟!

چهارشنبه, ۱۵ دی ۱۳۸۹ | محمدعلی مومنی

بس که پیامک را چپانده‌اند!

بالاخره کار من به خاطر sms به حراست کشید. البته نه بخاطر sms دادن که به خاطر sms گرفتن. شاید هم بهتر باشد بگویم برای sms نگرفتن.
اینجوری نیست که فقط «خواستن» مبارزه بطلبد. نخواستن بارها و بارها بیشتر نیاز به جنگ و دعوا دارد.
یک سال است از طرف شورا و شهرداری یکی از شهرهای اطراف برایم sms تبلیغاتی می‌آید که این پروژه افتتاح شد، آن یکی کلنگ خورد، نماینده‌ی این حرف را زد و بعد هم کلی sms  تبریک و تسلیت!

چند بار به آن شماره (که شماره‌ی معمولی است، نه شماره‌ی خاص) SMS دادم و از فرستندگان بامحبت خواستم، من را اینهمه مورد محبت قرار ندهند و دیگر برایم sms نفرستند.
طبیعی است که توجهی نشود و نشد! پریروز وقتی  sms جدیدی برایم فرستادند، زنگ زدم به شهرداری. وصل شدم به اتاق کامپیوتر. صحبت‌هایی بین من و یک کامپیوتریست اداری رد و بدل  شد که برای خودم حیرت‌آور بود.
موضوع چندین بار درخواست برای نفرستادن sms  را مطرح کردم و گفتم که هنوز این smsها برایم می‌آید.

-خوب؟
-هیچی می‌خواستم دیگر برایم نیاید.
-خوب حتما شماره‌ی شما در سیستم ثبت شده.
-خوب خارجش کنید.
-خوب حتما کسی ثبت کرده.
-باید خودم درخواست می دادم. من sms  نمی‌خواهم.
-این دیگر به ما مربوط است.
-صاحب خط منم. Sms هم نمی‌خواهم. این Sms ها به هیچ درد من نمی‌خورد.
-مگر همه‌ی sms ها باید به درد بخورند؟
-باید بخورند یا نخورند من نمی‌خواهم. اینها تبلیغاتی است.
-تبلیغاتی نیست. تبلیغاتی آن است که درباره‌ی آژانس هواپیمایی و خرید و فروش اینها باشد. اینها اطلاع‌رسانی است.
-برای همین اطلاع‌رسانی باید به روزنامه‌ها و رادیو و تلاویزیون پول بدهید. اینکه شهرداری یا شورا می‌خواهد پز بدهد که کار کرده و این حرف را زده یا نزده به من چه ربطی دارد؟ نمی‌خواهم. این کار غیرقانونی است.
-غیرقانونی نیست!
- می‌توانید از مخابرات بپرسید.
-ما یک سازمان مستقل هستیم و کاری به دیگران نداریم.
-آقا من با چه زبانی بگویم SMS نمی‌خواهم؟
-شما باید در روزهای ملاقات عمومی بروی پیش شهردار بگویی من پیامک نمی‌خواهم.
یعنی برای SMS باید رفت شهردار یک شهر را دید؟ این حریم شخصی من است. نمی خواهم.
-بخشی از پیامک‌ها قرآنی است. برو شکایت کن بگو برای من پیامک قرآنی می‌فرستند!
و تماس را قطع کرد!

بعد هم با شورا تماس گرفتم که گفتند با حراست تماس بگیرم. چنین کردم. شخصی که در حراست پاسخم را داد به مراتب برخورد بهتری نسبت به کارمند بخش کامپیوتر داشت.
به او گفتم اینکه به درخواستم برای نفرستادن SMS  به خط شخصی‌ام توجه نمی‌شود به یک طرف؛ اما این توجیه که چون پیامک قرآنی است به تو ربطی ندارد؛ دیگر خیلی عجیب است. مثل اینکه با یک جلد قرآن وارد حریم خصوصی و خانه‌ی کسی بشوی یا قرآن‌خوان چنین کاری کنی و بعد به صاحب خانه بگویی برو شکایت کن و بگو کسی با یک جلد قران وارد خانه‌ی من شده.

البته آقای حراستی شماره و نامم را پرسید و قول داد که جلو این محبت تبلیغاتی گرفته شود.
ما در یک چنین وضعیتی هستیم که هیچ تعریف درستی از حریم و حق و حقوق شهروندی وجود ندارد. یا وجود دارد و آموزش داده نشده. اما آیا همه چیز نیاز به تعریف و آموزش دارد؟

پی‌آمد:
پساپس از فرهنگستان زبان و ادب پارسی به دلیل استفاده نکردن از معادل sms عذرخواهی می‌کنم! بس که پیامک را چپانده‌اند!

دنباله‌…

شنبه, ۱۱ دی ۱۳۸۹ | محمدعلی مومنی

این باران اسیدی است. فردا تعطیل رسمی اعلام شد!

به مناسبت بارش ناگهانی باران اطلاعیه‌ای صادر شده است. در این اطلاعیه آمده است: اینک برگ زرین دیگری به تعطیلات رسمی کشور افزوده شد! با پایان موقت بحران آلودگی هوا و آغاز بحران بارش باران اسیدی، فردا در سرتاسر کشور تعطیل رسمی اعلام شد.
در این اطلاعیه آمده است: مردم بزرگ! بحران دیگری در راه است. بحران بارش باران اسیدی. همانگونه که در هر بحران برای رفاه حال شما تعطیلی رسمی در کشور اعلام شد، اینبار هم تصمیم‌گیرندگان با زیرکی هر چه تمام‌تر و با روش «تصمیم وارونه» فردا را تعطیل می‌کنند، که مقدمات رفع خشکسالی هم فراهم گردد.
تجربه ثابت کرد تعطیلی، پایانی بر «دلیل تعطیلی» نیست! وقتی با تعطیل شدن کشور در زمان اوج آلودگی بحران به پایان نرسید و ادامه پیدا کرد، پس با اعلام تعطیلی در روزهای بارانی، می‌توان انتظار داشت که بارندگی هم به پایان نرسد و ادامه پیدا کند.
عزیزان اکنون ما به استراتژی «رکب به طبیعت» رسیده‌ایم!

به کوری چشم منتقدان آب‌پاشی هوای تهران زمینه‌ای برای بارندگی امشب و فردا فراهم کرد. توجه داشته باشید که یک بچه هم که می‌خواهد راه برود، اول باید دو قدم او را راه برد، بعد دستش را ول کرد که بقیه‌اش را خودش برود!
همانگونه که می‌بینید ما در حال مدیریت زمین و آسمان هستیم!

مسئولیت این اطلاعیه را تاکنون هیچ کس نپذیرفته است. کارشناسان اطلاعیه را به افراد بی‌مسئولیت منتسب می‌کنند!

.

بازنشر در: پایگاه خبری تحلیلی «سیماب»

فید ماتینه
lllllll http://maatine.com/feed/ lllllll

یکشنبه, ۲۱ آذر ۱۳۸۹ | محمدعلی مومنی

آتش هوشمند وطنی

استاندار گلستان گفته: «ما منکر سوختن درختان (پارک ملی گلستان) نیستیم. اما درختانی سوخته‌اند که پیر و کهنسال بوده و یا بر روی زمین افتاده‌اند.»

نتیجه‌گیری:

۱-خوشبختانه آنقدر جوانگرایی در جامعه‌ی ما رشد کرده که به دنیای نباتات و جمادات هم سرایت کرده. اگر انکار می‌کنید، حتما در جریان نیستید که مدارکش موجود است.
جوانگرایی فقط برای آشپزخانه‌ها و صنایع خودروسازی نیست و پیامش به دورترین نقاط از جمله به قعر جنگل‌ها هم رسیده و درختان پیر برای صیانت از جوانان باید داوطلبانه دچار آتش‌سوزانی شوند.

۲-ضرب‌المثل‌ها باید با توجه به وضعیت امروز جامعه‌ی ما تغییر کنند.
«شاید اگر جنگل آتش بگیرد، تر و خشک را با هم بسوزاند»، اما «پیر و جوان را با هم نمی‌سوزاند و فقط درختان پیر و کهنسال را می‌سوزاند.»

۳-در هیچ نقطه از دنیا آتش هوشمند وجود ندارد. اما به همت متخصصان داخلی آتش‌های ما هوشمندند و برای نظافت و پاکسازی جنگل‌ها از درختان کهنسالی که خطر سقوط‌شان وجود دارد، و یا درختانی که روی زمین افتاده‌اند، به کار می‌روند. شما جنگل را آتش بزنید و خیالتان راحت باشد که آتش کار خودش را بلد است که چه کسانی را بسوزاند و چه کسانی را نسوزاند. (کسان را برای ایجاد صنعت «تشخیص» آوردم!) و حتی می‌داند چه زمانی برای این کار بهتر است؟ درختان پیش از آنکه دوباره سبز بشوند باید یک حالی بهشان داد!

۴-از این پس برای خاموش کردن آتش‌سوزی نیازی به لشگرکشی و بسیج امکانات نیست. مثلا خانه‌ی ما که آتش گرفته، کودکان، نوجوانان و جوانان و افراد تا سن ۵۰ سال آسیبی نخواهند دید و فقط قدیمی‌ترها هوای کار خودشان را باید داشته باشند. لازم به یادآوری است سن افراد بر مبنای تاریخ درج شده در شناسنامه محاسبه می‌شود! پس برای احتیاط همیشه شناسنامه‌تان دستتان باشد!

پنجره
تولید باد و باران
تف‌مالی جنگل گلستان

چهارشنبه, ۱۷ آذر ۱۳۸۹ | محمدعلی مومنی

تولید باد و باران

امروز از رادیو شنیدم یکی از مسئولان با افتخار گفته که آبپاشی هوای تهران در دنیا بی‌نظیر است!
ما هم بی‌نظیری این آب‌بازی را تائید می‌کنیم. چرا؟ زیرا در همه جای دنیا این باد است که دودها را با خود می‌برد. نه باران.
از طرفی در تمام دنیا برای خاموش کردن آتش‌سوزی جنگل‌ها از آب استفاده می‌شود.

وقتی برای پاکسازی هوا از روش مدرن آبپاشی استفاده می‌شود، پس حتما در گلستان و شاهرود هم برای خاموش کردن آتش‌سوزی جنگل‌ها باد تولید می‌شود. خوب ما معمولا کبریت را هم که می‌خواهیم خاموش کنیم، فوت تولید می‌کنیم.
اگر دست خارجی‌ها بود حتما می‌خواستند باد را در تهران برای دودها ایجاد کنند و باران فوق مصنوعی را در جنگل‌های اَلو گرفته.
بنابراین ما ضمن استقبال از هر گونه نوآوری و رد روش‌های منسوخ دنیوی، همچنان به این مسئول محترم اطمینان می‌دهیم که تو بی‌نظیری!

دنباله‌…

سه شنبه, ۱۶ آذر ۱۳۸۹ | محمدعلی مومنی

نسبیت مسخره‌ی زمان

نسبیت زمان هم خودش را مسخره کرده. شنیده بودم «زمان» بنا به وضعیت و موقعیت یا کند می‌گذرد یا تند. اما نشنیده بودم، هم تند بگذرد و هم کند!

دیرم شده بود، باید به قراری می‌رسیدم. زمان برایم اهمیت زیادی داشت. ساعت ۱۰ پشت چراغ قرمز ۲ دقیقه‌ای ماندم. عقربه‌های ساعت چراغ قرمز برای خودشان سوت بلبلی می‌زدند و عقربه‌های ساعت من برای خودشان اسکی بازی می‌کردند!
آن از سویی زمان را می‌کشید و این از سویی دیگر. شاید بشود برایش اصطلاحی در نظر گرفت. مثلا: جرخوردگی زمان!

۲ دقیقه‌‌ی‌ چراغ قرمز که تمام شد، ساعت من ۱۰:۰۵ دقیقه را نشان می‌داد!

شنبه, ۶ آذر ۱۳۸۹ | محمدعلی مومنی

تف‌مالی جنگل گلستان

چگونگی خاموش کردن آتش‌ پارک ملی گلستان را ببنید و عبرت بگیرید و حال کنید که یک نمونه‌ی کوچک از هنر ما برای مدیریت جهان است. این روش‌ها نه تنها در جهان، بلکه در سایر کهکشان‌ها و سیاره‌ها هم، بی‌نظیرند.

بالاخره کار است دیگر. ممکن است شکارچی‌های خارج، در اثر هدفمندی یارانه‌ها در همان خارج خودشان، وضعیت اقتصادی‌شان خوب شود و خوشی زیر دلشان بزند و تصمیم بگیرند به جنگل‌های خارجشان و داخل خارجشان بروند که چهار تا کبوتر شکار کنند و برای این شکار بزرگ، آتشی روانه‌ی لانه‌ی کبوترها کنند و جنگل  آتش بگیرد. اصلا جای نگرانی نیست. ما داریم می‌آییم!

پیش از این برای خاموش کردن آتش در خارج از روش‌های تجملاتی استفاده می‌شد. خارج می‌زنند دیگر!
هلیکوپتر، هواپیما و خیلی چیزهای دیگر را هوا می‌کنند که در این وانفسای کمبود آب هی آب و چیزهای دیگر بریزند روی جنگل.
ارتش و سایر نیروهای دولتی و مردمی را هم به کار می‌گیرند. نمی‌گویند شاید این طفلی‌ها در تعطیلات هستند و رفته‌اند شمال خارج‌شان! خوب این چه کاری است؟ جنگل است دیگر. آهن که نیست! می‌سوزد.

اما روش‌های ما برای خاموش کردن حریق جنگل گلستان روش‌های بدیع و ساده‌ای را در منظر جهانیان به نمایش گذاشت که آدم از این همه سادگی به وجد می‌آید. اینجاست که آدمی محک می‌خورد. ساده‌زیستی حتی در شرایط بحرانی. «خوش بود گر محک تجربه آید به میان» اگر در هنگام بروز چنین واقعه‌هایی باز هم ساده‌زیستی رعایت شد، شرط است. شما خودتان ببنید که در این چند روز، تا اندازه‌ای که تجملاتی نشود، با بیل اقدام به خاموش کردن چهار هکتار جنگل گر گرفته کردیم و این خودش یک الگوی جهانی است.

امروز که دیدم سادگی دارد ژانری می‌شود برای خودش و هی می‌زند بالا.
دیدم کسانی با شاخه‌های درخت‌ها تالاپ و تالاپ روی برگ‌های آتش گرفته می‌زدند، بلکه خاموش شوند. اقدامی که در عین سادگی بسیار هم موثر بود.

خوشبختانه تا حالا فقط چهار هکتار از پارک ملی گلستان در آتش سوخته و ما هنوز چند هکتار دیگر جنگل داریم. پس جای غصه خوردن نیست.
اما من هم می‌خواهم دو راه دیگر برای مهار آتش‌سوزی در جنگل گلستان پیشنهاد بدهم که می‌دانم کم از تولیدات نوجوان‌های سیزده ساله در آشپزخانه‌ها نیست.
یکی از پیشنهادهای من استفاده از «تف برای مهار آتش‌سوزی» است! تعجب نکنید. تف به واسطه‌ی حجم بالا و چسبندگی راهی موثر خواهد بود.
تفی که بعضی‌ها در پیاده‌رو، در چمن، در جاده، در نهرهای آب و در هر جای دیگر می‌اندازند، ساماندهی و به آنجا فرستاده می‌شود. با توجه به تجربه‌های پیشین تف باعث روان شدن کارها هم می‌شود!

به جز تف چیزهای بی‌استفاده‌ی دیگری هم هست که آدم می‌رود یکجایی آنرا بدون هدف تخلیه می‌کند که در این واقعه می‌توان از آن هم استفاده کرد. البته با رعایت شئونات بصری!

این پیشنهادها را با کارشناسان محیط زیست هم در میان گذاشتم. آنها تائید کردند که این پیشنهادها روح ساده‌زیستی و پرهیز از «جنگولک‌بازی در آوردن» به شیوه‌ی خارجی‌ها برای مهار آتش‌سوزی را در خود دارند و برای محیط زیست هم بی‌خطرند.

سادگی استفاده از بیل، شاخه‌ی درختان، تف و مایعات دورریختنی دیگر به گونه‌ای است که حتی یک بچه‌ی ۱۳ ساله هم می‌تواند، هزاری هم دستش بند کارهای مهم  دیگر باشد، کارش را در آشپزخانه برای مدتی تعطیل کند و در ارائه‌ی الگویی زیست محیطی مشارکت کند.

بازنشر در سایت «گل‌آقا»
وبلاگ «مخالف شکار و شکارچی» | عبدالرضا باقری

پی‌آمد:
گزارش تصویری | آتش‌سوزی در جنگل‌های گلستان

یکشنبه, ۳۰ آبان ۱۳۸۹ | محمدعلی مومنی