پاسخ شهرداری مشهد: ایرج میرزا منفور است!

شهرداری مشهد به بیانیه‌ی اعتراض‌آمیز طنزپردازان واکنش نشان داد و قضیه را بدتر کرد که بهتر نکرد! شهرداری در جوابیه‌ای که به ایمیل من فرستاده، اعلام کرده: «ایرج میرزا منفور است و تغییر نام بلوار نیاز و خواسته‌ی آحاد مردم از مجموعه‌ی شهرداری بوده و این نهاد در راه صیانت از درخواست‌های شهروندان و با رعایت اصل پاسخگویی به آن مبادرت کرده است.»

اما مشخص نیست چرا شعر این شاعر منفور، دین‌ستیز و فاسد در کتابهای درسی چاپ شده است. آنهم نه یکی، بلکه دو تا. در کتاب فارسی سال دوم راهنمایی که امسال دستخوش تغییرات وسیعی شده و از حافظ و سعدی و مولانا و فردوسی هم شعری ندارد، دو شعر از جناب «ایرج میرزا» به چشم می‌خورد. از قضیه‌ی کتاب می‌گذرم و در نوشتاری دیگر جداگانه به آن می‌پردازم.

اعتراض به رویکرد شهرداری مشهد از آنجا آغاز شد که آن نهاد نام بلوار «ایرج میرزا» را در این شهر تغییر داد و در توضیح اقدام خود، با نصب اطلاعیه‌ای موهن، ایرج میرزا را دین‌ستیز و آثارش را مستهجن توصیف کرد.

۶۱ طنزپرداز و وبلاگ‌نویس حوزه‌ی طنز کشور در اعتراض به نگرش مسئولان شهرداری مشهد بیانیه‌ای صادر و در آن تصریح کردند: «آنچه بیش از تغییر نام بلوار تاسف‌برانگیز است، توضیحات نامناسب، ناآگانه و اهانت‌آمیز درباره‌ی این چهره‌ی ادبی است.
با دیدگاه شهرداری مشهد باید نام بسیاری از خیابان‌ها، میادین و ابنیه را در سطح کشور تغییر داد. زیرا که سعدی، مولانا، عبید زاکانی و بسیاری دیگر از ستارگان ادبیات ایران در آثار خود نکاتی را انعکاس داده‌اند که ممکن است با سلیقه‌ی کسانی همخوانی نداشته باشد.»

اما شهرداری مشهد، بدون توجه به بازتاب‌های گسترده‌ی نحوه‌ی رویارویی‌اش با چهره‌های برجسته‌ی فرهنگی – ادبی و اعتراض طنزپردازان، با ارسال جوابیه‌ای اعلام کرد:
«با توجه به مصوبات شورای شهر و کمیته نامگذاری و به علت منفور بودن شخصیت ایرج میرزا و استفاده از کلمات ناشایست در اشعار خود‏ این بلوار تغییر نام یافته است.»

طنزپردازان از مسئولان شهرداری خواسته بودند در مواجهه با مفاخر کشور با احتیاط و آگاهی بیشتری رفتار و ضمن بازگرداندن نام «ایرج میرزا» به این بلوار، بخاطر اقدام ناصواب و ناصحیح از مردم و اهالی «فرهنگ و ادبیات» کشور عذرخواهی کنند.

گمان می‌کنم باید قلق عزیزان را گرفت و به شیوه‌ای دیگر بیانیه صادر کرد. مثلا تقدیر از شهرداری فلان شهر به خاطر نصب مجسمه‌ی یک اژدها، یا اعتراض به نام خیابان حافظ، میدان فردوسی و …
به گمانم تاثیرش بیشتر باشد!

پنجره:‌ جوابیه شهرداری مشهد به بیانیه‌ی طنزپردازان

خاتمی کجایی که فرمونتو کشتن؟!

|فتوکلیپ طنز|
شب مردی با عبای شکلاتی برای من دو بخش خاطره‌انگیز داشت. نخست حافظ‌خوانی آقای خاتمی و دیگری پخش فتوکلیپ طنزی که در حضور او پخش شد. وقتی پخش این فتوکلیپ تمام شد، مهمانان مجله‌ی چلچراغ دقایقی به شدت دست‌هایشان را به هم زدند و به یکی از هموطنان خود، و نه رئیس‌جمهور پیشین، ابراز احساسات کردند.

این فتوکلیپ طنز فضای دوگانه و عجیبی دارد. با آن هم می‌خندید وهم بغض می‌کنید. تکرار می‌کنم که اهل ستایش شخصیت‌ها نیستم و به توصیه‌ی آرش الله‌وردی عمل می‌کنم. وقتی من می‌گفتم: «بت نسازیم» او می‌گفت: بت بساز و بشکن. توصیه آرش پخته‌تر از دیدگاه من بود. باید انسان‌های بزرگ را بزرگ داشت. اما باید روزی از او گذر کرد. بگذریم… حالا این فتوکلیپ طنز این روزها بغض بیشتری را گلوگیر می‌کند.
این فتوکلیپ طنزنوشته‌های «ابراهیم رها» بر عکس‌های «حجت سپهوند» است، با کارگردانی شهرام مکری
که برای هفته‌نامه‌ی چلچراغ، جشن چله‌ی آن و شب مردی با عبای شکلاتی در سال ۸۴ تولید شده است. فتوکلیپی که این روزها بغض وسیع‌تری را گلوگیر می‌کند.

دانلود فتوکلیپ طنز: خاتمی کجایی که فرمونتو کشتن!
حجم: ۲۱٫۴MB | مدت ۷:۳۸

پی‌نوشت:
۱-اگر اینترنت کم‌سرعت دیدن فتوکلیپ را دشوار می‌کند، پس از اجرای ثانیه‌ای آنرا متوقف و پس از دقیقه‌ای دوباره اجرا کنید. در این مدت نرم‌افزار کلیپ را بارگذاری و آماده‌ی دیدن می‌کند.
۲-پیشنهاد می‌کنم با اینترنت کم‌سرعت از خیر دانلود بگذرید و همینجا آنرا ببینید. به صرفه‌تر است. اگر نه بیش از یک ساعت وقت صرف دانلود کنید. یا اینکه در کافی‌نت یا هر جای دیگر این کار را انجام بدهید.
۳-در کل پیشنهاد می‌کنم این ویدئو کلیپ را ببنید و حتما داشته باشید!

اعتراض طنزپردازان به شهرداری مشهد

جمعی از طنزپردازان کشور با صدور بیانیه‌ای به رفتار غیرفرهنگی شهرداری مشهد نسبت به تغییر نام بلوار «ایرج میرزا» و صدور اطلاعیه‌ی موهن درباره‌ی این چهره‌ی  برجسته‌ی ادبیات و فرهنگ کشور اعتراض کردند. آنها اعلام کرده‌اند بیش از آنکه به تغییر نام بلوار معترض باشند، از نحوه‌ی نگرش و توضیحات غیرفرهنگی و توهین‌آمیز شهرداری ناخرسند هستند.

در این بیانیه که به امضاء ۶۱ طنزپرداز رسیده است، از شهرداری و شورای شهر مشهد خواسته شده، ضمن بازگرداندن نام «ایرج میرزا» به این بلوار، بخاطر اقدام ناصواب و ناصحیح خود عذرخواهی نمایند. در میان امضاءکنندگان، نام چهره‌های برجسته‌ی طنز امروز ایران نیز به چشم می‌خورد. بیانیه در روزهای آینده به شهرداری و شورای شهر مشهد ارسال می‌شود.

متن بیانیه و اسامی امضاء‌کنندگان به این شرح است:

.: خدا :.
بیانیه‌ی جمعی از طنزپردازان در اعتراض به اقدام موهن شهرداری مشهد

شهرداری مشهد نام بلوار «ایرج میرزا» را در این شهر تغییر داده است و در توجیه اقدام خود بر روی پرده‌ی بزرگی، در یکی از معابر، اطلاعیه‌ای را منتشر نموده که از آن برداشتی جز عدم آگاهی از شاخصه‌های فرهنگی و ادبی چیز دیگری استنباط نمی‌شود. آنچه بیش از تغییر نام بلوار تاسف‌برانگیز است، توضیحات نامناسب، ناآگانه و اهانت‌آمیز درباره‌ی این چهره‌ی ادبی است.

ادبیات محل بازآفرینی و انعکاس واقعیات جامعه است. این انعکاس در آثار بسیاری از چهره‌های کهن و معاصر کشور به چشم می‌خورد. با دیدگاه شهرداری مشهد باید نام بسیاری از خیابان‌ها، میادین و ابنیه را در سطح کشور تغییر داد. زیرا که سعدی، مولانا، عبید زاکانی و بسیاری دیگر از ستارگان ادبیات ایران در آثار خود نکاتی را انعکاس داده‌اند که ممکن است با سلیقه‌ی کسانی همخوانی نداشته باشد. اما معیار رویارویی با مفاخر فرهنگی نباید سلیقه‌ی فردی یا گروهی در یک محدوده‌ی مکانی و زمانی باشد. میزان اعتبار فرهنگی هر شخصیتی در عرصه‌ی ناخود‌آگاه جمعی و تاریخی یک ملت تعیین می‌شود.

ما جمعی از طنزپردازان ضمن اظهار تاسف از این اقدام غیرفرهنگی و اعتراض به آن، از شهرداری و شورای شهر مشهد می‌خواهیم از این پس در مواجهه با مفاخرکشور با احتیاط و آگاهی بیشتری روبرو شود و ضمن بازگرداندن نام «ایرج میرزا» به این بلوار، بخاطر اقدام ناصواب و ناصحیح خود عذرخواهی نمایند.

امضا‌کنندگان (به ترتیب حروف الفبا)

۰۱-شیما آبگینه
۰۲-مهدی آزاده
۰۳-احسان آهنی
۰۴-مهدی استاد احمد
۰۵-محسن اشتیاقی
۰۶-فرزام الفت
۰۷-مرمر الفت
۰۸-عبدالقادر بلوچ
۰۹-سیما بلورچی
۱۰-ابوالفضل بنائیان
۱۱-معصومه پاکروان
۱۲-کریم پورحمزاوی
۱۳-احسان پیربرناش
۱۴-حامد تاملی
۱۵-فاضل ترکمن
۱۶-کاکه تیغون
۱۷-محمد جاوید
۱۸-نازنین جمشیدی
۱۹-ارژنگ حاتمی
۲۰-حامد حبیبی
۲۱-محمدرضا حسینی
۲۲-همایون حسینیان
۲۳-میلاد خوشخو
۲۴-مجید رحمانی صانع
۲۵-علی رستگار
۲۶-سمیه رشیدی
۲۷-علیرضا رضایی
۲۸-حسین رضوی‌فرد
۲۹-عبدالواحد رفیعی
۳۰-ابوالفضل رنجبرراد
۳۱-ابوالفضل رودگر
۳۲-محمد زره‌ساز
۳۳-رضا ساکی
۳۴-محمدرضا ستوده
۳۵-محمد سفری
۳۶-احمد شریفی زمیدانی
۳۷-شیما شفیعی
۳۸-شهرام شهیدی
۳۹-مهرداد صدقی
۴۰-پوریا عالمی
۴۱-محمدرضا عالی‌پیام
۴۲-کسری عباس‌آبادی
۴۳-نسیم عرب امیری
۴۴-محمود فرجامی
۴۵-آرش فروزنده
۴۶-آرش فرهنگ‌پژوه
۴۷-محمد فکری
۴۸-سامان فیروزی
۴۹-مرتضی قربانی
۵۰-مهدی کفاش
۵۱-افشین گلکار
۵۲-سهراب گل‌هاشم
۵۳-آتبین محبتی
۵۴-علی مرسلی
۵۵-هومن معین
۵۶-سعیده موسوی‌زاده
۵۷-محمدعلی مومنی
۵۸-وحید میرزایی
۵۹-حسین ناژفر
۶۰-سید ابراهیم نبوی
۶۱-وحید نیک‌گو

پی‌نوشت
۱-تعداد پرشماری نظرشان را درباره‌ی بیانیه و رویداد مورد بحث، در بخش دیدگاه «امضاء برای ایرج میرزا» درج یا به جیمیل من ارسال کردند. از همه‌ی آنها سپاسگزارم. نام ۶۱ طنزپرداز و وبلاگ‌نویس در حوزه‌ی طنز با بیانیه همراه شد؛ که اگر به بخش دیدگاههای «امضاء برای ایرج میرزا» مراجعه کنید، می‌بینید، تعداد کسانی که خواهان همراهی و امضاء این بیانیه بودند، بیش از این بود. از آنها عذرخواهی و سپاسم را تجدید می‌کنم. البته ایرج میرزا هم از آنان تقدیر کرد و گفت: پاداش آنها محفوظ است!

۲-برای ارسال بیانیه به سایت شهرداری مشهد مراجعه کردم. گزینه‌ی پست الکترونیک را انتخاب کردم. اما بجای ارائه‌ی نشانی، به کنترل‌پنل ایمیل سایت هدایت شدم. البته این بیشتر گم‌راهی است تا هدایت. از فعالان عرصه‌ی سایبر خواهش می‌کنم بیانیه‌ای ترتیب بدهند و به گم‌راه کردن کاربران، توسط سایت شهرداری مشهد، اعتراض کنند!

انعکاس خبر ارسال بیانیه به شهرداری مشهد در:
آی طنز | آینده نیوز | سایت خبری رخداد

راهنمای سریع برای راهپیمایی روز قدس!

آموزش خوب است که قدم به قدم باشد. قدم اول آموزش نماز جمعه بود به نماز اولی‌ها. نماز جمعه این‌بار همراه با راهپیمایی است.

آدمیزاد موجود لجبازی است. یک عمر تشویق می‌شود برود راهپیمایی و حواله نمودن مشت محکم، اما به هزار جور بهانه جیم می‌زند. بعد که می‌گویند نیایید، این مشت محکم را نخواستیم، آن مشت محکم از آن خودتان؛ رضایت نمی‌دهد. این خودآموز برای همین جور آدمیزادهاست.
به دلیل اینکه عدم آموزش ممکن است خطرآفرین باشد، و مشت محکم ممکن به جایی بخورد که نباید بخورد، یکسری آموزش‌های فوری ارائه می‌شود. این آموزش‌ها مختلط می‌باشد. زیرا راهپیمایی روز قدس به شدت مختلط می‌باشد و گاهی تشخیص سخت می‌شود.

۱- قبل از پیوستن به راهپیمایی یک چیزی بنویسید و به خانواده بسپارید و پیشاپیش هر گونه اظهار نظرها و افشاگری‌های بعدی شخصی به نام «مهدی کروبی» که سراسر کذب خواهد بود، تکذیب کنید.

۲- راهپیمایی برخلاف نماز با کفش انجام می‌شود.

۳- هر چقدر در این سه ماه راهپیمایی سکوت برگزار کرده‌اید کفایت می‌کند. در روز قدس معمولا باید از ته اعماق هوار کشید…، ببخشید، باید فریاد کشید. این فریاد با عربده‌کشی که تخصص عده‌ای از دوستان است فرق می‌کند.

۴- از ورود به کوچه‌ی بن‌بست به شدت پرهیز کنید. امکانات برای پذیرایی چند روزه مهیا نیست.
در یکی از کشورهای خارجی راهپیمایان در کوچه‌ی بن بست گیر کردند تا چند روز همچنان شعار می‌دادند.

۵- شعار «…آزاد باید گردد» در این راهپیمایی برای «مکان» کاربرد دارد.(البته نه هر مکانی!) و برای اشخاص استفاده نمی‌شود. قدس یک مکان است که آزاد باید گردد. «زندانی سیاسی» مکان حساب نمی‌شود!

۶- مواظب مشت محکم‌تان باشید به جای بی‌ربطی اصابت نکند. این مشت محکم اگر به هدف بخورد، ممد حیات است، و چون به جای بی‌ربط اصابت کند، متمم حیات. توجه داشته باشند که اسرائیل بی‌تربیت هزاران کیلومتر با ما فاصله دارد.

۷- گاز اشک‌آور از مبطلات روزه می‌باشد. انواع خوردنی‌ها نیز روزه را باطل می‌کند؛ به جز خوردن کتک و فحش که روزه‌ی طرف مقابل را باطل می‌کند.

۸- پدر و مادر گرامی! درخواست می‌کنیم مواظب اطفال خود باشید که گاز اشک‌آور پرتاب نکنند. بچه‌بازی کردند این گاز نکبتی را!(مثل بابابرقی، یک بابا گازی هم باید درست بشود)

۹- سیگار اثرات گاز اشک‌آور را خنثی می‌کند. سیگار یکی از ابزارهای استعمار است.حتی شاید از ابزارهای انقلاب مخملی هم باشد، که بعدا احتمالا گندش درمی‌آید. بیایید با افزایش مصرف سیگار مبارزه کنیم!

۱۰- مکان‌شناسی در راهپیمایی روز قدس اهمیت زیادی دارد. جنگ در مناطق اشغالی در جریان است و ما اینجا، رویم به دیوار، خواهان جهانی بدور از کنش و واکنش هستیم. افتاد؟!

۱۱- از سردادن شعار درباره اشخاص پرهیز کنید. اگر ازدستتان در رفت، با استناد به قانون، اسم افراد را بصورت اختصاری ذکر کنید.

۱۲- در صورت شعار دادن درباره اشخاص حق آنها برای پاسخگویی محفوظ می‌ماند؛ که باید در همان روز، همان مکان، و با حضور همه آدمهای آن راهپیمایی و با همان شرایط انجام شود. هر هفته هم که نمی‌شود راهپیمایی برگزار کرد. می شود؟

۱۳- حس‌آمیزی مخصوص راهپیمایی نیست. آنهم این راهپیمایی. اگر عزیزانی برای حس‌آمیزی و همدردی با عزیزان فلسطینی، گاز اشک‌آور استفاده کردند، شما از پرتاب سنگ جلوگیری کنید. والله عزیزان فلسطینی هم راضی نیستند ما اینهمه رئال باشیم. ما می‌توانیم این سنگ‌ها را به آنها هدیه کنیم. البته از انداختن سنگ در صنوق‌های کمیته امداد پرهیز کنید.

۱۴- با توجه به اینکه شعارهای بوقی فقط در کشور خودمان استعمال می‌شود و اسرائیلی‌ها سواد درک اینگونه شعارها را ندارند؛ لطفا از ماشین پیاده شوید و شخصا شعار بدهید.

۱۵- رنگ سبز به هیچ وجه هیچ ارتباطی با امور مذهبی و ماه رمضان ندارد. از حمل نشانه‌های موسوم به اعتراض از جمله: اقلام سبز، اتو و نت‌بوک پرهیز کنید.

۱۶- صدا و سیما نقش بسیار بی‌بدیلی را باید ایفا کند. در صورتی که راهپیمایی اکشن شد، در خبرها اعلام کند که این مانور روز قدس است. در واقع فلسطین بازی است. اگر هم زیاد گیر دادند که توی مانور که کسی اسیر نمی‌شود… ای بابا صدا و سیما جان! خودت که اهل بخیه‌ای. پس اینها در مانورهایشان چه غلطی می‌کنند؟!

۱۷- بر اساس اسنادی که فعلا کشف شده، «روسیه» در اشغال فلسطین نقشی ندارد. این را برای شعارها در نظر داشته باشید!

راهنمای سریع شرکت در نماز جمعه برای نمازاولی‌ها

پنجره
بازنشر از:
آی طنز
بازنشر در: آینده‌ نیوز

پنجشنبه, ۲۶ شهریور ۱۳۸۸ | محمدعلی مومنی
بالای وبلاگ

ای شادی آزادی

پرهیز من از ستایش آقای شجریان بی‌تاثیر شده است. این نام اوست که مانند «عشق بی‌خبر از راه می‌رسد!»
تکرار نام او در «ماتینه» در دو ماه گذشته، نه از روی علاقه‌ی من به آثارش که از روی علاقه‌ی او به مردم و فرهنگ سرزمینش بوده است. تصنیف «زبان آتش» را با همه‌ی بال بخشیدنش از وبلاگم دریغ کردم. روا نیست از شادی آزادی بگذرم…

ای شادی ِ آزادی!
روزی که تو بازآیی
با این دل ِ غم‌پرورد
من با تو چه خواهم کرد؟
غم‌هامان سنگین است
دل‌هامان خونین است
از سر تا پامان خون می‌بارد
ما سر تا پا زخمی
ما سر تا پا خونین
ما سر تا پا دردیم
ما این دل ِ عاشق را
در راه ِ تو آماج ِ بلا کردیم
می‌گفتم:
روزی که تو بازآیی
من قلب ِ جوانم را
چون پرچم ِ پیروزی
بر خواهم داشت
وین بیرق ِ خونین را
بر بام ِ بلند ِ تو
خواهم افراشت
می‌گفتم:
روزی که تو باز آیی
این خون ِ شکوفان را
چون دسته گل ِ سرخی
در پای تو خواهم ریخت
وین حلقه‌ی بازو را
در گردن ِ مغرورت
خواهم آویخت
ای آزادی!
بنگر!
آزادی!
این فرش که در پای تو گسترده‌ست
از خون است
این حلقه‌ی گل خون است
گل خون است…
ای آزادی!
از ره ِ خون می‌آیی
اما
می‌آیی و من در دل می‌لرزم:
این چیست که در دست ِ تو پنهان است؟
این چیست که در پای تو پیچیده است؟
ای آزادی!
آیا
با زنجیر
می‌آیی؟

شعر: هوشنگ ابتهاج(سایه)|آهنگساز: کیوان ساکت|خواننده: محمدرضا شجریان

اطلاعیه: آقای شجریان اعلام کرده‌است قصد انتشار تصنیف «ای شادی آزادی» را نداشته است. او از وبلاگ‌ها و سایت‌هایی که این تصنیف را منتشر کرده‌اند، خواسته است، آنرا از دسترس خارج کنند.
تصنیف پیشین «زبان آتش» را جایگزین این اثر شنیدنی می‌کنم و منتظر می‌مانم تا به هر صورت که صاحبان اثر می‌دانند، در اختیار عموم قرار گیرد. البته شعر زیبای «سایه» به جای خود باقیست. شعر «زبان آتش» سروده‌ی فریدون مشیری نیز در ادامه‌ی این نوشتار در دسترس شماست.

پی‌نوشت: اگر اینترنت کم‌سرعت شنیدن تصنیف را دشوار می‌کند، پس از اجرا آنرا متوقف و پس از دقیقه‌ای دوباره اجرا کنید. در این مدت نرم‌افزار تصنیف را بارگذاری و آماده‌ی شنیدن می‌کند.

دنباله‌…

سه شنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۸۸ | محمدعلی مومنی
بالای وبلاگ