شیرازنامه با مسئولیت محدود!

کرمی دارد این عکس گرفتن! اینهمه عکس خوب از ابیانه و بادگیرهای یزد و امیرچخماق و حافظیه و سعدیه و باغ ارم و ارگ کریم‌خان وجود دارد، مثل دسته‌ی گل. اما آدم وقتی می‌رود آنجا، آنقدر جوگیر می‌شود که می‌خواهد بهترین عکس را بگیرد و خودش را گره بزند به سعدی و حافظ و جد و آباء آنها.
البته اهداف دیگری هم دارد که بسیار مهم و بی‌بدیل هستند و یکی از آنها اینکه آدم بتواند به این و آن نشان بدهد که ما هم حافظیه رفته‌ایم و اسنادش هم موجود است! حالا اینکه چند نفر با نشان دادن این عکس‌ها به نان و نوایی رسیده‌اند؟ خدا می‌داند! (در راستای «پارسی را پاس بداریم» الله اعلم شد خدا می‌داند!)
از این‌رو که عکس گرفتن یکی از آداب و سنن بسیار مهم ما در سفر شده است. می‌رویم تکیه امیر چخماق در یزد را ببینیم، آنقدر مشغول این سنت حسنه می‌شویم، که یادمان می‌رود، خیر سرمان، از بهر چه اینجا به نیاز آمده‌ایم!
از این رو اینجانب با ارائه‌ی این عکس‌ها حضور خود را در شهرهای یزد، شیراز و اصفهان به اثبات می‌رسانم، بلکه روزی تیری به تخته‌ای خورد و نسبتِ با شعر و شاعری ارج و قربی یابد!

دنباله‌…

دوشنبه, ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۰ | محمدعلی مومنی

وقایع‌نامه‌ی طنز ۸۹ – بخش دوم

این نیمه‌ی دوم «وقایع‌نامه‌ی طنز۸۹» است و البته شنیده‌اید که نیمه‌ی دوم نیمه‌ی مربی‌هاست. بعنوان یک مربی توصیه می‌کنم هر چقدر دوست دارید روی این لینک‌ها کلیک کنید! حساب کتاب که ندارد. هی وبلاگ‌ها و سایت‌ها فیلتور می‌شوند و شما روی هر لینک کلیک کنید، صفحه‌ای که به شما می گوید «مشترک گرامی» رو به رویتان باز می‌شود. آن وقت شما با قبرستانی از لینک روبرو خواهید شد. نگویید «مهر» و «دفتر طنز» و اینجور سایت‌ها فیلتور نمی‌شوند. تجربه ثابت کرده، کار نشد ندارد!

مهر

دگرخند۳۶: بررسی کتاب داستان طنز «مگیل» با حضور نویسنده‌ی اثر محسن مطلق و شهرام شکیبا

خنده در صحنه ۴: بررسی تأتر کمدی با موضوع «مضحکه‌ی شگفت‌‌کارانه» (Parodi Grotesque) با حضور دکتر فرهاد ناظرزاده کرمانی

نور، صدا، دوربین، خنده: بررسی فیلم سینمایی «پوپک و مش ماشاالله» به کارگردانی فرزاد مؤتمن

انتشار فراخوان مسابقه شعر طنز «دیوار به دیوار» در فرهنگسرای گلستان

معرفی برگزیدگان مسابقه‌ی کاریکلماتور در فرهنگسرای خاوران

آیین پایانی جشنواره‌ی استانی طنز «نیش و نوش» و معرفی برگزیدگان در شیراز
این جشنواره را انجمن طنز فارس برگزار کرد.

برخورد طنزآمیز با اسکناس: نمایشگاه آثار بهنام کامرانی با عنوان «ایرانگردی بر روی اسکناس»
ایرانگردی روی اسکناس را اینجا ببینید.

دنباله‌…

شنبه, ۳ اردیبهشت ۱۳۹۰ | محمدعلی مومنی

وقایع‌نامه‌ی طنز ۸۹ – بخش نخست

کافی است پایتان به یک تحقیق کوچک باز شود، تا بفهمید تحقیق در کشور ما چه کار عجیب و غریبی است. حتی اگر موضوع «طنز در سال ۸۹» باشد و حتی اگر میدان تحقیق شما در همین فضای مجازی باشد.
آنوقت است که با راههای بی‌پایان، منابع ناقص و دشواری‌های دیگری «آه» از نهادتان یا از گودرتان یا فیس‌بوکتان یا از هر چیز دیگرتان در می‌آید. البته این آه بی‌فایده هم نیست. چرا که گفته‌اند: آن کس قدر عافیت داند که به مرضی مبتلا آید.

در سال گذشته، بنا به ضرورتی، هر هفته خبرهای حوزه‌ی طنز را جمع‌آوری می‌کردم. تصمیم گرفتم پس از بازبینی و گسترش، آن وقایع‌نگاری را منتشر کنم. به گمانم انتشارش به از خاک خوردنش در لپ‌تاپم باشد.

از طرفی وجود خبرنامه‌ای از این جنس ضرورت تحلیل‌هایی از جنس نوشتار محمود فرجامی است که به «طنز در دهه‌ی ۸۰» پرداخت. (من می‌فهمم محمود فرجامی دست به چه کار جادوگرانه‌ای زده!)
وجود نمایه‌ای روشن از رویدادها و اتفاق‌های هر سال، به تحلیل‌هایی دقیق‌تر از یک دوره‌ی زمانی بلندتر کمک می‌کند.

کاری که در آی‌طنز هم پیگیری می‌شد و ستونی به خبرهای حوزه‌ی طنز اختصاص یافته بود؛ اما پس از فیلتور شدن «آی‌طنز» متوقف شد.

به سبک آدم حسابی‌ها یادآوری چند نکته را لازم می‌دانم.

۱- آنچه در دو بخش می‌خوانید (یا شاید هم نخوانید و اسکرول را بکشید پایین و وجدان خودتان را آسوده کنید) وقایع‌نگاری طنز در سال ۸۹ است.

۲- این وقایع‌نگاری می‌شد مفصل‌تر از این باشد. اما به همین بسنده کردم. بیشتر به طنز و کاریکاتور در مطبوعات، وب و کتاب و نشست‌ها، جشنواره‌ها و یا سوگواره‌های طنز پرداختم!
جای سینمای کمدی و طنز در این تاریخ‌نگاری شاید خالی باشد. سینما می‌تواند در نوشتار دیگری مورد بررسی قرار بگیرد.

۳-هر رویداد پیوندی دارد که شما را به خبر یا گزارشی کامل‌تر هدایت می‌کند.
اینهمه گفتند «خدا هدایتت کند» بالاخره در فضای مجازی مستجاب شد.

۴-برخی از خبرها، متاسفانه، منبع درست و حسابی ندارد. اما چون قسم خورده بودم همه خبرها پیوندی داشته باشند، و اصلا این پیوند کلاس کار است و ممکن است موجب بالارفتن رنکینگ هم بشود، به حداقلی از خبرها و گزارش‌ها بسنده کردم و پیوند دادم. پیوندتان مبارک!

۵-رسانه و بویژه سایت و وبلاگ برای ما جهان سومی‌ها فقط کلاس دارد و نه کارایی. مثلا حوزه‌ی هنری برگزار کننده‌ی برنامه‌هایی است که شما عمرا بتوانید خبر یا گزارشی از آنها در «سایت رسمی دفتر طنز حوزه‌ی هنری» پیدا کنید.
حتی باید فکر دسترسی به خبرهای سه ماه اول سال ۸۹ را هم از سرتان به در کنید.
انباشته‌ی خبر و گزارش‌های دفتر طنز در اینجا قابل دسترس است.

۶-سایت ایران کارتون یکی از منابعی است که به خوبی خبرهای کارتونیست‌ها و کاریکاتوریست‌ها را بازتاب می‌دهد. به دلیل پرشمار بودن خبرهای ایران کارتون، آنهایی را که به نظرم از اهمیتی بیشتر برخوردار بودند به این وقایع‌نگاری آوردم.
برای دسترسی به خبرها و گزارش های تکمیلی به انباشته‌ی «ایران کارتون» سر بزنید.

۷-نشست‌هایی هستند که بصورت مستمر و بدون موضوع مشخص در هر برنامه، برگزار می‌شوند. مثل شکرخند – به رسم خنده – در حلقه‌ی رندان.
از تکرار خبر برگزاری آنها در هر ماه خودداری کردم.
اما نشست‌هایی مثل دگرخند، خنده در صحنه و نور-صدا-دوربین-خنده که هر ماه با موضوعی مشخص برگزار شده‌اند، به وقایع‌نگاری راه یافته‌اند.

۸-به آغاز انتشار مجله‌هایی در ماههایی از سال ۸۹ اشاره شده است. (ملس و خط خطی) نشریاتی هم از گذشته بودند و در این سال همچنان به کارشان ادامه دادند. (گوش شیطان و وابستگانش کر) نشریاتی مثل: طنز و کاریکاتور، جدید، پیل‌بان، ستون آزاد و کیهان کاریکاتور

۹-این وقایع‌نگاری طنز می‌تواند کامل‌تر و مفصل‌تر باشد. مشکلاتی که از آنها یاد کردم و خطاهای فردی شاید برخی از خبرها را از دید من پنهان کرده باشد.
اگر چنین است و شما به خبرها و گزارش‌های دیگری دسترسی دارید، و یا اگر خطایی در این متن می‌بینید، یادآوری کنید.
این وقایع‌نگاری با یادآوری شما و به تدریج تکمیل می‌شود.
اگر هم در کل از این کار خوشتان نیامده، می‌توانید یک هکر استخدام کنید و وبلاگ را از جا در بیاورید. اگر هم به هکر دسترسی ندارید و یا پول استخدامش را ندارید، بهتر است حرص بخورید!

دنباله‌…

دوشنبه, ۲۹ فروردین ۱۳۹۰ | محمدعلی مومنی

هشتاد و هشتی‌های محبوب من!

این آخرین ساعت‌های باقی مانده برای شرکت در نظرسنجی خوابگرد برای انتخاب کتاب داستانی محبوب سال ۸۸ است. اگر بعد از من قصد شرکت در این نظرسنجی را دارید، پس از ایمیلی که به خوابگرد می‌دهید و آداب شرکت در نظرسنجی را به‌جا می‌آورید، یک ایمیل هم برای من بفرستید تا با هم بیشتر آشنا شویم و من ادای احترام کنم!

رای من به:
۱- شب ممکن، محمدحسن شهسواری، چشمه
۲- ذوب‌شده، عباس معرفی، ققنوس

درباره‌ی شب ممکن دلم نمی‌آید مقاله‌ی دکتر حسین پاینده درباره‌ی رمان «شب ممکن» را به کسانی که این اثر را خوانده‌اند، پیشنهاد نکنم.

دوشنبه, ۱۵ فروردین ۱۳۹۰ | محمدعلی مومنی

شادباش پساپس

ماتینه می‌خواهد کلمه‌هایش را در سال جدید و دهه‌ی جدید آغاز کند. اگر دهه‌ی ۸۰ برای من با خدمت سربازی و پاکوبیدن آغاز شد، این دهه با وبلاگ و خاطره‌های سبز و حس خوشایند همراهی دوستانی آغاز می‌شود که یک دهه پیش اثری از آنها نبود.
اما آغاز این دو دهه در حس دلشوره‌ای که دارم به هم شبیه‌اند. اما این دلشوره به قول قیصر امین‌پور «دلشوره‌ی شیرین» است. اما بگویم که اگر دلم روشن است به روزهای پیش رو.
اما اینجا فقط آمدم که عید نوروز را پساپس شادباش بگویم و مهمانتان کنم به دیدن و شنیدن تصنیف زیبای «بهار آمد» با نوازندگی و خوانندگی «سپیده رئیس سادات»
آشنایی با «رئیس سادات» یکی از اتفاق‌های خوب برای من در سال ۸۹ بود. فکر می‌کنم شروع با موسیقی شروع خوبی برای ماتینه باشد؛ هر چند که زبان از گفتن نمانده باشد!

تصنیف: بهار آمد! | دانلود

دوشنبه, ۱۵ فروردین ۱۳۹۰ | محمدعلی مومنی

هواپیما و خانه‌تکانی همگانی

ضرب‌المثل‌های پارسی اینهمه درباره‌ی تجربه گفته‌اند و ما گوش‌مان بدهکار نیست. شما فرض کنید اگر تجربه‌های هر سال را در پایان همان سال جمع‌بندی کنیم و بتوانیم دور هم جمع بشویم و به مناسبت نوروز یک «جشنواره‌ی تجربی» راه بیندازیم، بعد از چند سال مدیریت جهان برایمان قابل دسترس است. اصلا به همین خاطر است که جناب حافظ می‌فرماید: آری به اتفاق جهان می‌توان گرفت.

این اتفاق خیلی مهم است. ایهام دارد دیگر. یعنی هم دسته‌جمعی باشد که بیشتر خوش بگذرد و هم اینکه خیلی اتفاقی باشد. یعنی ننربازی‌ ندارد که بعضی‌ها خودشان و مردم را اذیت می‌کنند و هی برنامه‌ریزی می‌کنند. فکر می‌کنند از حافظ هم بیشتر حالی‌شان می‌شود که اینچنین فرموده است!
غرض اینکه در همین سال ۸۹ تجربه‌هایی داشتیم که خیلی مفید بودند و به نظر من می‌شود در خانه‌تکانی‌های نوروزی از آنها استفاده کرد. اتفاقا بعضی از این تجربه‌ها چند منظوره هم هستند.

پیشنهاد خیلی جدی بنده این است که امسال روزی با عنوان «خانه‌تکانی همگانی» نامگذاری شود. خوشبختانه یک سری روزهای الکی و بی‌مصرف امسال از تقویم حذف شدند و الان جا برای چنین روزی وجود دارد. این روز بر اساس تحقیقات بنده با طرح هدفمندی یارانه‌ها هماهنگی لازم  و کامل هم دارد و در مقایسه با نمونه های خارجی بسیار مفیدتر  و ارزان‌تر است!
با نامگذاری این روز بلکه مقدماتی هم فراهم بشود که سال‌های بعد یک تعطیلی، چیزی هم بزنیم تنگش!

با توجه به سوابق درخشان هواپیما، این موجود نازنین، در این طرح نیز مثل همه‌ی طرح‌های دیگر نقش تعیین کننده‌ای خواهد داشت.
در روز «خانه‌تکانی همگانی» همه باید هر چه فرش‌ و اسباب و اثاثیه که دارند را ببرند روی پشت بام. یعنی نیاز به زحمت زیادی نیست و به قول شاعر محترم «فقط یه تکون»!
بعد این هواپیمای نازنین طی چند ساعت سرتاسر شهر و اسباب و اثاثیه مردم را به زیور آب خواهد آراست. این آبیاری و آب‌پاشی به اتفاق چند حسن دارد:

۱-بروز روحیه جمعی و فضای جوگیری: نمی‌شود که هر کس برای خودش یک شلنگی بکشد ببرد روی بام و برای خودش آب و آب‌کشی راه بیندازد. با این شیوه طرح هماهنگی آبکشی اجرا می‌شود. جوگیری هم چیز بدی نیست. وقتی آدم را جو می گیرد، زورش بیشتر می‌شود بیشتر می‌تواند خدمت کند.

۲-آبپاشی هوا: نمونه‌ی موفقی از آبپاشی هوا را امسال تجربه کردیم. (با ادای احترام و رعایت حق کپی رایت هر گونه آبپاشی و آب‌بازی برای طراحان این پروژه)

۳-همراهی با هدفمندی یارانه‌ها: ناسلامتی یک طرح هدفمندی یارانه‌هایی هم در کار است. اعلام بشود که سهمیه‌ی آب مردم با همین شیوه پرداخت می‌شود. هر کس دوست دارد اسباب اثاثیه‌اش را بیاورد روی بام.
بلکه سهمیه پودر شستشو را هم همینجوری پرداخت کنند و این هواپیمای محترم از همان بالا و در راستای «پاک‌سازی نوروزی» پودر را بپاشد روی همه چیز مردم!

البته یکسری احتمال های خیلی طبیعی را هم باید در نظر گرفت. در زمینه‌ی زلزله می‌گویند وقوع زلزله طبیعی است. ناآمادگی ما غیرطبیعی است. بنده می‌خواهم بگویم عزیزان «سقوط هواپیما، از هر نوعش: هواپیمای سمپاش، آبپاش و آدمپاش، کاملا طبیعی است. ناآمادگی ما غیرطبیعی است. بنابراین اگر دیدید هواپیما کات کرده و کمی قرار است فرود یا نزول اضطراری داشته باشد اصلا نگران نشوید. ممکن است باز هم در راستای صرفه‌جویی و هدفمندی و چیزهای دیگر از همان هواپیمای آدمپاش استفاده شود. چند گالن آب هم در همان جاسازی کنند که سر راه که دارند مسافران ارجمند را جابجا می‌کنند چند تا گالن آب روی فرش مردم هم بپاشند.
حتی در صورت فرود چند عدد آدم از هواپیما، باز هم نگران نشوید و این احتمال را بدهید که ممکن است در کنار آب و پودر شستشو، چند نفر هم قرار است بیایند فرش‌ها را پارو بکشند!

یکسری وسایل اضافی و خرت و پرت‌ هم هست که معمولا پایان هر سال باید درو ریخته شود. برای  این هم فکرهایی کرده‌ام. بنده با توجه به تجربه‌ی آتش‌سوزی جنگل گلستان و اکتشافات استاندار محترم گلستان گفت: «در این آتش‌سوزی فقط درختان قدیمی سوختند و درختان جوان صحیح و سالم ماندند» و این نتیجه‌گیری که همزمان با پیشرفت‌های خیلی درخشانمان آتش‌مان هم هوشمند شده، پیشنهاد می‌کنم از همین آتش‌ها چند شعله در خانه بیندازید، آتش خودش وسایل کهنه و دورریختنی را از وسایل نو تشخیص می‌دهد. اگر هم به فرض محال آتش این حرفها حالی‌اش نشود، باز هم نگران نباشید. هواپیماهای آبپاش دارند فرش می‌شویند، یک گالن آب هم برای آتش می گذارند کنار.

در سال ۸۹ تجربه‌های درخشان دیگری هم داشتیم که از آنها برای خانه‌تکانی و آغاز سال نو می‌شود بهره برد. یکبار مرور کنید و تجربه‌های تاریخی را همینجوری هرتی پرتی به امان خدا رها نکنید!

منتشر شده در
ویژه‌نامه‌ی نوروزی هفته‌نامه‌ی سلامت | نوروز ۱۳۹۰ | شماره‌ی ۳۱۲ | pdf | web

پنجره
تولید باد و باران
تف‌مالی جنگل گلستان
آتش هوشمند وطنی

یکشنبه, ۲۹ اسفند ۱۳۸۹ | محمدعلی مومنی

بی‌همه‌چیز مدرن!

مرض مدرن
کسی دچار مازوخیسم اینترنتی میشه، هی با VPN و فیلتورشکن صفحه‌ی فیلترینگ رو باز می‌کنه!

 

خودجوش مدرن
طرف واسه اینکه نشون بده لازم نیست حتما زور بالای سرش باشه، هر روز چند بار با فیلتورشکن میره توی صفحه‌ی فیلترینگ یه چرخی میزنه!

 

زنده باد مخالف من مدرن
طرف خاتمی‌بازی‌اش گل می‌کنه، توی وبلاگش به صفحه‌ی فیلترینگ لینک میده!
(شاید حتی یک پست اختصاصی هم برای معرفی‌اش بنویسه!)

 

هدایت مدرن
یارو توبه می‌کنه، می‌خواد هدایت بشه؛ بدون فیلتورشکن میره سایت فیلتور شده رو باز می‌کنه!

 

هردمبیل‌بازار مدرن*
طرف تو خیابون باید از فیلتر استفاده کنه، توی اینترنت از فیلتورشکن!

 

«تر»های مدرن
از بس وبلاگ  و سایت فیلتر شد و همه گفتن «نگوییم اینترنت، بهتر است بگوییم فیلترنت» که «فرهنگستان زبون» بی‌خیال «فیلتر» شد، کمیته‌ی فیلترینگ بی‌خیال نشد!

 

سرویس مدرن
طرف دنبال فیلتورشکن می‌گرده، توی گوگل می‌نویسه: «فیلتر»
صفحه‌ای بالا میاد که روش نوشته: مشترک گرامی «با توجه به اینکه فرهنگستان زبون “پالایش” را به جای “فیلتر” پیشنهاد کرده، از این پس “فیلتر” پالایش می‌باشد!»
آخرش می‌بینه فیلتر پالایش است و پالایش فیلتر!

 

————————
اعلام برائت
با فیلترشکن آشنایی دارم! اما برای جلوگیری از فیلتر شدن ناچار شدم بنویسم: «فیلتورشکن»
اما بد هم نشدها!

 

پی‌آمد
هردمبیل: هردن بیر. [ هََ دَم ْ ](ترکی، صفت مرکب ) مرکب از دو کلمه‌ی «هردن» به معنی «گاهگاه» و «بیر» به معنی «یک»، یعنی بدون نظم . نه بترتیب نیکو. نه بنظم شایسته . بی رویه . بی معنی . نابجای . چرند. (از یادداشتهای مؤلف ). عوام هردمبیل و هردنبیل گویند. (از لغتنامه‌ی دهخدا)

 

فید ماتینه
lllllll http://maatine.com/feed/ lllllll

پنجشنبه, ۱۹ اسفند ۱۳۸۹ | محمدعلی مومنی