ساندیس
* چرا اینطوری نگام میکنین؟ جنایت که نکردم. ساندیسم.
یه وقتی یه ساندیس میگفتین، هزارتا ساندیس از دهنتون میریخت. حالا این لباس من شده بیکلاس؟
میگن: پایین پاکتت گشاده. الان پاکتهای راسته اومده.
اصلا مگه نگفتن: کار ساندیس درست است به طعم ساندیسیت؛ نه همین پاکت زیباست نشان ساندیسیت؟!
میخوام بدونم کدوم یکی از مشابههای داخلی و خارجی من اینقدر تاریخساز بودن؟ همین من بودم که سر بزنگاههای تاریخی حی و حاضر بودم.
مثلا همین کنکور. کنکور بدون ساندیس؟ مگه میشه؟ کنکور – ساندیس = امتحان نهایی!
خودم دیدم وقتی داشتن از توی کارتن درم میآوردن، «داوطلبان گرامی» با چه هیجانی به من نگاه میکردن!
* تا حالا کسی شده هلتون بده زیر ماشین، بقیه بخندن؟
واسه من اتفاق افتاده. وقتی آدمها هنوز اینقدر پیشرفت نکرده بودن که بخوان واسه چهارشنبهسوری و جشنهاشون نارنجک و ترقه درکنن، منو مینداختن زیر چرخهای ماشین و بنگ گ گ گ گ
خنده داره؟!
* – لیوانتم! آشنا بود. با مرام بود. «لیوانتم» معادل آدمیزادیش اینه: چاکرتم!
چیکار میکنی؟ هی! با توام! یکی داره بالای منو میبره که لیوانش بشم! چرا وقتی میگم لیوانتم بعضیها رو سریع جو میگیره؟ آدمها اینهمه به هم میگن: چاکرتم؟ خوب یعنی واقعا چاکرشونن؟
لیوانی برای تنبلها. تا میکنن میذارن توی جیبشون. کدوم جیب؟ هی با توام! چرا اون جیب؟! هی ی یی …، له شدم!
بیسکوئیت
* چرا این روزها اینقدر منو کم میخورن؟ آهای، با توام. بیا منو بخور!
این گربهها هم شرطی شدنا. پیشته! مگه هر کی میگه بیا منو بخور، تو باید بری بخوریش؟
آخه کدوم گربهای تا حالا بیسکوئیت خورده که تو میخوای منو بخوری؟ عجب گربهی گاویه. پیشته!
منو کم میخورن که وضع جهان اینه. هی، مگه تو آدم نیستی؟ از قدیم گفتن: بیسکوئیت بخور آدم باش!
* مدتیه میخوام برم باشگاه بدنسازی. میخوام سفت و محکم بشم. اینجوری بیشتر میتونم به آدمیت کمک کنم. اینجوری اونی که میخواد منو بخوره، باید بیشتر تلاش کنه. فکرشو بکن بعضیها میرن تیتاپ میخورن!
* نمیگن من بیمادر بشم، کمبود محبت پیدا میکنم؟ چرا هر کی میاد اینجا میگه: بیسکوئیت مادر میخوام؟ آخه آدم حسابی چرا روی مادر قیمت میذاری؟ باید بیشتر مواظب مادرم باشم!
* چرا به تخصص احترام گذاشته نمیشه؟ بدبختی من از روزی شروع شدن که سیبزمینی قاطی میوهها شد. بعد از اون بود که میوه هم قاطی بیسکوئیت شد و بیسکوئیت موزی دراومد. شاید یه روز بیسکوئیت سیبزمینی هم در بیاد.
پس منم برم قاطی پلوها بشم:
سیب زمینی قاطی میوهها، میوهها قاطی بیسکویئتها، بیسکوئیتها قاطی پلوها شدند!
منتشر شده در هفتهنامهی چلچراغ – شمارهی ۴۲۹ – ۲۱ خرداد ۱۳۹۰
فید ماتینه
lllllll http://maatine.com/feed/ lllllll