باحالیون و باقالیون

بعضی‌ها خودشان را خیلی دوست دارند.
وقتی وارد تاریخ شده‌اند، کارهایشان نسبت به پیشنیان نوآوری بوده؛ اما آیندگان که نوآوری کردند و اینها جاماندند، کار آنها تندروی بوده.

پی‌آمد:
اگر فکر می‌کنید با اصرار می‌توانید از زیر زبانم بکشید منظورم کیست؟ اشتباه می‌کنید! بمیرد این مولف که خیالتان راحت شود. خودتان در بخش دیدگاه می‌توانید حدس بزنید.
فقط جز جگر بگیرد هر کس موجب فیل+تر شدن وبلاگ شود!

سه شنبه, ۱۵ تیر ۱۳۸۹ | محمدعلی مومنی

فشار ذوالوجهین!

مدیر کل حمل و نقل و پایانه‌های استان تهران:
سواری‌های کرایه‌ی برون شهری تنها دو مسافر در ردیف عقب می‌توانند سوار کنند.


راننده: آقایان کرایه ۱۵۰۰ شده‌.
مسافر: یکهو ۵۰۰ تومان گران شد؟ چرا؟
راننده: از امروز فقط دو نفر می‌توانند در صندلی عقب بنشینند. از فشار عقب راحت شدید، بد است؟ شما مردم چقدر ناشکر هستید؟

پس از تثبیت ۱۵۰۰ تومان
راننده: آقا جمع بنشین، این مسافر هم سوار شود.
مسافر: مگر صندلی عقب دو نفر نباید سوار کنید؟
راننده چپ چپ و با غیض به مسافر نگاه می‌کند و می‌گوید: جا که هست. جمع بنشین بابا، واسه‌ی من قانون‌مدار شده حالا! شما مردم چقدر راحت طلبید؟!

به این وضعیت می‌گویند: فشار ذوالوجهین. آن فشار سابق در عقب باقی است. فشار ۵۰۰ تومانی هم اضافه شده است.
——————————-
پی‌نوشت:
خوش خیال نباشید! وقتی فشار یک گام پس می‌رود، عقب‌نشینی نکرده؛ دورخیز کرده که زورش بیشتر شود!
——————————-
منتشر شده در:
ماهنامه‌ی طنز و کاریکاتور «ستون آزاد» – خرداد ۸۹ – شماره‌ی ۴۸

یکشنبه, ۱۳ تیر ۱۳۸۹ | محمدعلی مومنی

مانور قطع اینترنت

- الو، سازمان اینترنت؟
- نمی‌خواد بگی. خودم می‌دونم. اینترنت قطع شده!
-بابا ای والله. کیف کردم. شما از کجا فهمیدی؟
- کار سختی نبود. ما خودمون قطعش کردیم؟
- جدی میگی؟
- آره خوب
- یعنی دیگه کشتی و لنگر و از این حرفها نیست؟
- کشتی؟ آقا رو باش. تو فکرکردی کشتی موتور گازیه که هی بیاد و بره؟
- آخه من هر وقت زنگ می‌زنم، هی میگی کشتی‌ها لنگر انداختن، خورده روی کابل‌های ما
- نخیر کشتی نیست. خودمون قطعش کردیم.

- اصلا خوب کاری کردی. مال خودته. ببخشید چرا اونوقت؟
- به خاطر زلزله!
-زلزله؟ چی زلزله؟ پرسپولیس ِ زلزله، استقلالِ زلزله، اصغر زلزله، چی زلزله؟
- حالا هی همه چیز رو سر سری بگیر تا زلزله بیاد حالتو بگیره.
- حالا زلزله که هر وقت بخواد میاد دیگه. اینترنت رو چرا قطع کردی؟
- تو یا نمی‌دونی زلزله چیه، یا اینکه نمی‌دونی اینترنت چیه؟
- چرا اتفاقا هر دوش رو می‌شناسم. ولی اینترنت از زلزله خیلی بهتره.
- نه دیگه. معلوم شد هیچ کدومش رو نمی‌شناسی. می‌دونی اگر زلزله بیاد و تو پای اینترنت باشی، چقدر بد میشه؟

- اِ اِ اِ اِ؟ یعنی زلزله هم به اینترنت حساسیت داره؟
- نه عزیزم. زلزله بیاد کاری به هیچی نداره. تو فرو رفتی توی اینترنت، اونوقت با زلزله یکی میشی. اصلا حتما زلزله باید بیاد بعد به فکر بیفتیم؟ ما از الان به فکر پیشگیری هستیم بده؟
- من که به خدا نمی‌فهمم چی میگی؟
- نخند بچه. مگه من با تو شوخی دارم؟ مگه زلزله با ما شوخی داره؟ تو انگار با زلزله شوخی داری؟ میگم وقتی زلزله بیاد اینترنت هم قطع میشه دیگه. حالا ما از الان قطعش کردیم. مانور قطع اینترنت در زلزله گذاشتیم. اینجوری وقتی زلزله بیاد و اینترنت قطع بشه شماها تنتون به خارش نمیفته.
- برو وصلش کن. زلزله که معلوم نیست کی بیاد. برو جون هر کی دوست داری.
- وصل نمی‌کنم. اگه می‌خوای بساطت رو جمع کن از تهران برو. اونجا زلزله نمیاد، اینترنت هم قطع نمیشه.

- بابا ایران که همه جاش زلزله‌خیزه دیگه. بعدش هم اونجا که زلزله نمیاد، اصلا اینترنت داره که بخواد قطع بشه یا نشه؟
- دیگه مشکل خودته. من تا زلزله نیاد بره وصلش نمی‌کنم.
- باشه. پس من الان زنگ می‌زنم سازمان زلزله. بلکه اونا اینترنت رو وصل کنن.
- آقا رو باش. سازمان زلزله واسه چی دیگه؟
- چطور دفعه قبل گفتی زنگ بزن کشتی‌رانی، خوب حتما حالا هم باید زنگ بزنم سازمان زلزله دیگه.
- به به. به به. چه پسری. داری یواش یواش آب‌بندی میشی!

جمعه, ۱۱ تیر ۱۳۸۹ | محمدعلی مومنی

اینترنت کشتوی

- الو؟ سازمان اینترنت؟
- هان؟دیگه چی شده؟
- اِ اینو که من می‌خواستم بپرسم.
- چی بپرسی؟
-همین اینکه باز چی شده؟
-چی چی شده؟
- همین اینترنت دیگه. مگه اونجا سازمان اینترنت نیست؟
- حالا به فرض که هست. حالا چی شده؟
- قطع شده آقا.
- چی قطع شده؟
- ای بابا. ما رو گرفتی‌ها. همین اینترنت دیگه.
- مطمئنی قطع شده؟
- دیگه فرق بین قطع و وصل بودن رو که می‌فهمم.
- خوب گفتم شاید توهم زدی؟
- مگه اینترنت هم توهم‌زاست؟

- والا این جونور که من می‌بینم همه چیززاست. همه چیز می‌زاد. از شیر مرغ بگیر تا جون آدمیزاد.
- نه نه. توهم نیست.
- حالا ضرر که نداره. یه دو سه نفر رو صدا کن بیان اونها هم ببینن، شاید تو اشتباه کرده باشی.
- دقیقا همه کس و کارم الان اینجا هستن. سلامم می‌رسونن.
- بچه خوب چرا زودتر نگفتی لااقل من درست بشینم. آقا سلام عرض شد. ببخشید خانوم، من یه‌ور نشسته بودم.
- تلفنه. نمی‌بیننت که.

- خوب نبینن. حالا اگر کسی منو ندید، دلیل که نمیشه هر کاری دلم می‌خواد بکنم؟ تو ادب داری؟ همین دیگه. کسی که هی میره توی اینترنت ادب واسش باقی نمی‌مونه که. همون بهتر قطع باشه.
- ای بابا. شما یور نشستی بودی. من باید تقاصش رو پس بدم؟
- عجب آدم سمجیه‌ها. هر کاری کردم بی‌خیال نشد. آقا اصلا به ما هیچ ربطی نداره. این همه سازمان و نهاد همین عدل اومدی سراغ ما؟
- مگه اونجا سازمان اینترنت نیست؟
- خوب باشه؟ چه ربطی داره؟
- چی چی چه ربطی داره؟ خوب پس کجا باید زنگ بزنم؟
- عرضم به حضورت که شما یه زنگ بزن سازمان کشتیرانی

- ببینم اینترنت رو با کشتی وارد می‌کنن؟
- نخیر. اینترنت رو با کشتی خارج می‌کنن. آقا این زبون ما مو در آورد. هر چی ما بهشون می‌گیم یک کم این کشتیاتون ببرین اونورتر بازی کنین به خرجشون که نمیره. یکی دو تا کشتی هم که نیستن. اصلا انگار نشونه گذاشتن. همین که می‌رسن راسته‌ی کابل‌های اینترنت لنگرشون رو ول می‌کنن همونجا.
- مثل اینایی که آشغالشون رو هر جا بشه می‌ریزن.
- ما یه همسایه داریم همینجوریه. دیروز بهش گفتم یه بار دیگه ببینم آشغالتو گذاشتی جلو خونه ما، می‌زنم اینترنتت رو قطع می‌کنم. پس توی اینترنت چی یاد اینا میدن آخه؟!
- اتفاقا توی محله‌ی ما هم یکی هست همینجوریه. ببخشید شما توی کدوم محله زندگی می‌کنین؟
- ما ته چشمه!
- ما هم که توی ته‌چشمه زندگی می‌کنیم.
- جدی؟! بد شد که! پس زنگ بزن کشتیرانی. زنگ بزن کشتیرانی

دوشنبه, ۷ تیر ۱۳۸۹ | محمدعلی مومنی

فیل تو فیل

نه تنها «انقلاب‌»ها بچه‌هاشونو می‌خورن، بلکه «اینترنت‌»هاشونم هم راه افتادن بچه‌هاشونو می‌خورن.
به این وضعیت در علوم سیاسی میگن: بخور بخور!

توی رادیو یه سایت معرفی می‌کنن که شما جای بد نری. میری به همون سایت سر بزنی، یهو می‌بینی سایته مجرمانه از کار در اومد و فیلتره. قلبت هری می‌ریزه. یه سری سایت‌های غیرمجرمانه‌ی مفید بهت پیشنهاد میدن. خیالت راحت میشه و از اینکه آرامش خاطر برات به ارمغان آوردن، احساس خوشبختی می‌کنی. کلیک می‌کنی، می‌بینی از توی صفحه‌ی «…مقدور نمی‌باشد» فیلترینگ به یه صفحه فیلترینگ دیگه منتقل شدی. به این حالت فیلتر در فیلتر میگن: دفاع چند لایه!

نه تنها «انقلاب‌»ها بچه‌هاشونو می‌خورن، بلکه «اینترنت‌»هاشونم هم راه افتادن بچه‌هاشونو می‌خورن.

به این وضعیت در علوم سیاسی میگن: بخور بخور!

توی رادیو یه سایت معرفی می‌کنن که شما جای بد نری. میری به همون سایت سر بزنی، یهو می‌بینی سایته مجرمانه از کار در اومد و فیلتره. قلبت هری می‌ریزه. یه سری سایت‌های غیرمجرمانه‌ی مفید بهت پیشنهاد میدن. خیالت راحت میشه و از اینکه آرامش خاطر برات به ارمغان آوردن، احساس خوشبختی می‌کنی. کلیک می‌کنی می‌بینی از توی صفحه‌ی «…مقدور نمی‌باشد» فیلترینگ به یه صفحه فیلترینگ دیگه منتقل شدی. به این حالت فیلتر در فیلتر میگن: دفاع چند لایه!

یکشنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۸۹ | محمدعلی مومنی

اقدام نشود؛ اقدام شود!

اگر آثارتان را فرت و فرت از رادیو و تلویزیون پخش می‌کنند و شما چند سال هی جلز – ولز می‌کنید که پخش نکنند و آنها هم می‌گویند: «ما از کارهایت خوشمان می‌آید و اصلا خوشمان می‌آید! برو بینیم بابا!» درخواست جدید ندهید و گفت‌وگو با آن طرف را بی‌خیال شوید. دم بی‌بی‌سی فارسی را ببینید!
همان روز روی درخواست اولتان می‌نویسند: اقدام شود!
بالاخره هر مشکل، راه حلی دارد.

یکشنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۸۹ | محمدعلی مومنی

پیشنهادهای تازه برای موسیقی خیامی

وقتی درباره‌ی «خیام و موسیقی ایرانی» نوشتم، موسیقی‌ها و کلیپ‌هایی برای افزودن به فهرست پیشین ارائه شد که بعضی از آنها آثار معروف و موفقی بودند که یا فراموش کرده بودم در آن فهرست بگنجانمشان، یا اینکه از وجود چنین اثری بی‌خبر بودم.
از جمله آثاری که از چشم و گوشم پنهان مانده بود، آلبومی است از گروه Oxioum Of Choice که بسیار دوستش دارم. این آلبوم با همین عنوان Oxioum Of Choice و با شماره‌ی یک و دو به دست من رسیده بود. در واقع این اثر یک آلبوم دوگانه است از همین گروه. در یک آلبوم اشعار مولانا را خوانده‌اند که بصورت رسمی و با عنوان «واقعه» به بازار موسیقی آمده است و در آلبوم دیگر رباعیات خیام را. این دومی به نظرم شنیدنی‌تر است و دور از ذهن می‌دانم منتشر شده باشد.

آن آلبوم واقعه اکنون دو روایت دارد. یک روایت غیررسمی که خواننده‌ی آن «مامک خادم» است و دیگری روایت رسمی که ناشر برای به دست آوردن مجوزهای لازم مجبور شده است یک خواننده‌ی مرد هم به مجموعه بیاورد که اتفاقا صدایش هم بر صدای مامک غالب باشد. بدیهی است که آن روایت غیررسمی خیلی شنیدنی‌تر باشد!

Oxioum Of Choice در ردیف موسیقی تلفیقی ایرانی تجربه‌ی موفقی از کار در آمده است که با زمان‌بندی‌های کوتاه توانسته‌اند به قواعد رباعیات خیامی پایبند باشند. من روایت غیررسمی خیام‌خوانی را به همان نوشته‌ی پیشین افزودم. البته موسیقی بی‌کلام را در دسترس نگذاشته‌ام و این فقط شامل خیام‌خوانی‌های آلبوم است. اما بی‌کلام‌هایش نیز شنیدنی‌اند.

دوستی با نام یاسین دستی پر از پیشنهادهای خیامی داشت. او به آهنگی از بنان و دلکش اشاره کرد که بصورت مشترک رباعیات خیام را خوانده‌اند. آهنگی هم از حبیب محبیان پیشنهاد کرد که این روزها می‌گویند درتهران است و درخواست مجوز کنسرت و انتشار آلبوم موسیقی هم داده است. خیام‌خوانی حبیب «چرخ و فلک» نام دارد. این دو را هم می‌توانید دریافت کنید.

آهنگ دیگری هم با اجرای با عنوان «غم نخوریم» با صدای «شهبانو شیدایی» به فهرست افزوده‌ام. این اثر هم در فضایی ترکیبی و تلفیقی و با ریتم شش و هشت اجرا شده است.

اما اثر در خور توجه و شنیدنی دیگری که یاسین پیشنهاد کرد، آلبومی است از مجموعه‌ی «موسیقی نواحی ایران» که موسسه‌ی ماهور آنرا منتشر کرده است باعنوان« خیام‌خوانی» در بوشهر.
اجرای جدیدی از این خیام‌خوانی بوشهری را هم با صدای خواننده‌ی معروف بوشهری «وزان» آورد‌ه‌ام. اما این آلبوم روایت اصلی این مراسم است که در بوشهر و در جشن‌های عروسی اجرا می‌‌شود. برای حفظ حقوق شرکت ماهور و البته آشنایی شما با این اثر پژوهشی تنها یک آهنگ از آنرا اینجا می‌گذارم.

در «خیام و موسیقی ایرانی» نوشتم که آثار تازه را به مرور به همان نوشته می‌افزایم تا بصورت یکجا در دسترس باشد.پس آثاری که در این نوشته معرفی کردم را هم می‌توانید در همان نوشته دریافت کنید. آثار جدید را با عنوان جدید و با رنگ قرمز متمایز می‌کنم که با اینترنت کم‌سرعت ایران، از دریافت دوباره و تکراری آهنگ‌های پیشین جلوگیری شود. تاریخ درج را هم بصورت مخفی درهمان گزینه‌ی جدید می‌گذارم تا با مراجعه‌ی جدید به آن نوشتار بدانید تا کجای کار را دریافت کرده‌اید و از کجای کار باید ادامه دهید.

باز هم از شما دعوت می‌کنم درباره‌ی «خیام و موسیقی ایرانی» نظر بدهید و آثاری را که از چشم و گوش من دور مانده، معرفی کنید تا به فهرست کنونی بیافزایم.

از یاسین و دیگرانی که پیشنهادهایی گوش‌نواز به من و شما دادند، سپاسگزارم. اجرای بنان و دلکش را اینجا بشنوید و سایر آثار را در «خیام و موسیقی ایرانی» دریافت کنید.

جمعه, ۲۸ خرداد ۱۳۸۹ | محمدعلی مومنی

اشک‌آور – ۲

بند نمی‌آید این اشک سرازیر
سال‌هاست
می‌گویند: اشک تاریخی
گویا
اشک‌آور از نخستین اختراعات آدمی بوده است!

دنباله‌…

سه شنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۸۹ | محمدعلی مومنی

اشک‌آور – ۱

اشک‌آور است
اما
بیشتر
شرم‌آور است
یا دردآور
اصلا خنده‌آور است
این روز ملی اشک‌آور!

شنبه, ۲۲ خرداد ۱۳۸۹ | محمدعلی مومنی