مهر چه معنیهایی که نمیدهد!
«مهر» یعنی کیف و کفش نو
خرج که از کیسه بابا بود/ کیف جدید خریدن آسان بود
«مهر» یعنی لباسهای نو
جا دارد از مامان خوبم که با رایزنی و گفتگو، پدرم را «مجبور» کرد درباره این مورد هم اقدام کند، تشکر کنم. البته به قول پدربزرگ نیازی به این نوع رایزنی و گفتگوها نیست، یعنی نیازی به خرید لباسهای نو نیست. همینکه آدم لکههای آشرشته و کشکبادمجان را از روی پیراهن و شلوارش پاک کند و تر و تمیز شود کفایت میکند! بهمین خاطر من طی حرکتی نمادین، لباسهای نو را کنار گذاشتم و لباسهایی را که از «آش رشته» و سایر خوردنیهای مجاز مانند تمبرهندی، آلوچه و… بر آنها صدمههای جدی وارد شده بود، به مامان دادم تا در این حرکت نمادین مرا یاری کند. مامان میگفت: «بچهجان، من گفتم بابایت لباس نو بخرد که به زحمت نیفتم!» بنده هم با استناد به ضربالمثل «مرغ یک پا دارد» گفتم: همینکه هست. میخواهم بروم مدرسه درس بخوانم یا…؟! (برای این قسمت کم آوردم!!) مامان گفت: نه که خیلی هم درسخوانی؟! (احتیاط: خطر ریزش آبرو!)
برعکس مامان، بابا از این حرکت نمادین من دفاع کرد. البته دفاع بابا چندان بیخود و الکی هم نبود! اینکه چه نقشهای برای آن لباسهای نو داشت، بماند. من هم برای اینکه هم خیال مامان و هم خیال بابا راحت شود، لباسهای نو را داخل کمد گذاشتم و کلید آنرا قورت دادم. از شما چه پنهان بعد از قورت دادن کلید، فکرم حسابی باز شده است! آرزو میکنم تا این کلید هضم نشده و فکر من باز است، مدرسهها بازگشایی شوند تا یک چند روزی، به طور موقت هم که شده بروم جزو بچههای درسخوان و شاگرد اولها! اصلاً چه معنایی دارد تعطیلات اینقدر طولانی باشد؟! با قورت دادن کلید، مامانم حسابی ناراحت شد و بابا بیشتر از مامان! بابا میگفت: بچهجان! تو نباید یک صلاح و مصلحت با من میکردی؟ من برای این لباسها کلی نقشه داشتم. حالا باید تا ته برج «گشنهپلو با خورشت دلضعفه بخوریم!»
«مهر» یعنی گشنهپلو با خورشت دلضعفه.
«مهر» یعنی…
شب زود خوابیدن! یعنی ندیدن فوتبال آخرشب و دنبال نکردن بازی رونالدو و بالاک. در عوض دنبالکردن بازی میلاد، علی و باقی بچههای مدرسه در زنگ ورزش. این میلاد و علی هرچند کلنگی بازی میکنند، اما من میگویم «کلنگ هم، کلنگ وطنی!»
«مهر» یعنی…
پایین آمدن آمار مهمانیها به بهانههایی از این دست که «بچه مدرسهایها باید صبحزود بیدار شوند و بروند مدرسه!» این پایین آمدن و کاهش آمار از نظر جقلهکارشناسان دانشآموزی، نگرانکننده اعلام شده است! جقلهکارشناسان میگویند: شما کاری به این کارها نداشته باشید. مهمانی دادن با شما، صبح زود بیدار شدن و مدرسه رفتن با ما!» اسامی کارشناسان هنوز اعلام نشده است!
منتشر شده در هفتهنامهی سیب (ضمیمهی هفتگی روزنامهی نوروز)


وقتی زیرنویس «دو قدم مانده به صبح»، خبر از حضور «
