اینترنت کشتوی
- الو؟ سازمان اینترنت؟
- هان؟دیگه چی شده؟
- اِ اینو که من میخواستم بپرسم.
- چی بپرسی؟
-همین اینکه باز چی شده؟
-چی چی شده؟
- همین اینترنت دیگه. مگه اونجا سازمان اینترنت نیست؟
- حالا به فرض که هست. حالا چی شده؟
- قطع شده آقا.
- چی قطع شده؟
- ای بابا. ما رو گرفتیها. همین اینترنت دیگه.
- مطمئنی قطع شده؟
- دیگه فرق بین قطع و وصل بودن رو که میفهمم.
- خوب گفتم شاید توهم زدی؟
- مگه اینترنت هم توهمزاست؟
- والا این جونور که من میبینم همه چیززاست. همه چیز میزاد. از شیر مرغ بگیر تا جون آدمیزاد.
- نه نه. توهم نیست.
- حالا ضرر که نداره. یه دو سه نفر رو صدا کن بیان اونها هم ببینن، شاید تو اشتباه کرده باشی.
- دقیقا همه کس و کارم الان اینجا هستن. سلامم میرسونن.
- بچه خوب چرا زودتر نگفتی لااقل من درست بشینم. آقا سلام عرض شد. ببخشید خانوم، من یهور نشسته بودم.
- تلفنه. نمیبیننت که.
- خوب نبینن. حالا اگر کسی منو ندید، دلیل که نمیشه هر کاری دلم میخواد بکنم؟ تو ادب داری؟ همین دیگه. کسی که هی میره توی اینترنت ادب واسش باقی نمیمونه که. همون بهتر قطع باشه.
- ای بابا. شما یور نشستی بودی. من باید تقاصش رو پس بدم؟
- عجب آدم سمجیهها. هر کاری کردم بیخیال نشد. آقا اصلا به ما هیچ ربطی نداره. این همه سازمان و نهاد همین عدل اومدی سراغ ما؟
- مگه اونجا سازمان اینترنت نیست؟
- خوب باشه؟ چه ربطی داره؟
- چی چی چه ربطی داره؟ خوب پس کجا باید زنگ بزنم؟
- عرضم به حضورت که شما یه زنگ بزن سازمان کشتیرانی
- ببینم اینترنت رو با کشتی وارد میکنن؟
- نخیر. اینترنت رو با کشتی خارج میکنن. آقا این زبون ما مو در آورد. هر چی ما بهشون میگیم یک کم این کشتیاتون ببرین اونورتر بازی کنین به خرجشون که نمیره. یکی دو تا کشتی هم که نیستن. اصلا انگار نشونه گذاشتن. همین که میرسن راستهی کابلهای اینترنت لنگرشون رو ول میکنن همونجا.
- مثل اینایی که آشغالشون رو هر جا بشه میریزن.
- ما یه همسایه داریم همینجوریه. دیروز بهش گفتم یه بار دیگه ببینم آشغالتو گذاشتی جلو خونه ما، میزنم اینترنتت رو قطع میکنم. پس توی اینترنت چی یاد اینا میدن آخه؟!
- اتفاقا توی محلهی ما هم یکی هست همینجوریه. ببخشید شما توی کدوم محله زندگی میکنین؟
- ما ته چشمه!
- ما هم که توی تهچشمه زندگی میکنیم.
- جدی؟! بد شد که! پس زنگ بزن کشتیرانی. زنگ بزن کشتیرانی


