نون و آب مجلس سهراب‌کشی

توی خانه سهراب سرک کشیدم و رفتم تو. رسیدم به اتاقش. لای در باز بود. با یک چشم نگاه کردم. کسی نشسته بود و توی اتاقی که با پت‌پت یک چراغ کم‌نور، نقاشی می‌کشید. از پشت شبیه خود سهراب بود. فکر کردم شاید پیکره سهراب سپهری را ساخته‌اند و اینجا گذاشته‌اند. اما تکان می‌خورد. نقاشی می‌کرد و گاهی یواشکی اطراف را می‌پایید.

در را باز کرد و پریدم داخل اتاق و گفتم: پخ‌خ‌خ‌خ!
از جا پرید، زل زد به من و گفت: خب زهرمار! هزار بار نگفتم «نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من؟!» با چه زبونی بگم؟
خود مرحوم بود. گفتم: ئه! سهراب سپهری! مگه نمرده بودی؟! بدل نیستی؟! الان بدل داشتن مده‌ها!
گفت: شاعر بدل می‌خواد؟! اهل کجایی؟!
گفتم: پشت کاجستانم!
گفت: یه سنگین باش! با این پخ‌خ‌خ‌خ بی‌مزه‌ات مردم و زنده شدم!
گفتم: یعنی با پخ‌خ‌خ‌خ می‌شه آدم زنده کرد؟ چه نیازی به پخ؟! هنرمندا و شاعرا توی آثارشون به حیات‌شون ادامه می‌دن!
گفت: چرند نگو. این حرفا خیلی لوسه. من خودم زنده‌ام!
گفتم: پس چرا همه جا اعلام شد که مردی؟!
گفت: بهتره که فکر کنن مرده‌ام. دارم از مزایای مردگی استفاده کنم!
گفتم: مردگی مگه مزایا داره؟!
گفت: پس نه! زندگی مزایا داره!
گفتم: مزایاش چیه؟!
گفت: این تابلو رو چند می‌خری؟!
گفتم: چه خوبه این نقاشی! پنجاه هزار تومن، خیرشو ببینی!
گفت: خاک بر سرت! همون دیگه. چون فهمیدی زنده‌ام. حالا اگه فکر کنی من مرده‌ام، چند می‌خری؟!
گفتم: یک میلیون!
گفت: تو اصلا مرده و زنده حالیت نمی‌شه! مرد حسابی اثرم رو سه میلیارد تومن توی حراجی تهران فروختن! وقتی می‌تونم مرده باشم و پول خوب بگیرم، واسه چی زنده باشم؟!
زنده باشی، هر کی یه چنگ تو صورتت می‌اندازه. ولی بمیری هی کتاب‌هات تجدید چاپ می‌شن! برات تجلیل می‌گیرن! کلی مزایا داره!
تو هم شتر دیدی، ندیدی! برو بذار بمیرم!

هفته‌نامه چلچراغ – شماره ۷۱۳

تصویرگر: لاله ضیایی

در این باره بخوانید:

یک پاسخ

  1. مجید مه آبادی گفت:

    تو هم شتر دیدی، ندیدی!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *