یکی من رو متقاعد کنه رای بدم!

? #رادیوچل

نیمه شب باران تندی می‌بارید. در خانه را زدند. تعجب کردم که چرا زنگ نزدند؟ فکر کردم همینجوری بهتر است، مثل فیلم‌ها!
در را باز کردم. یکی از همسایه‌ها بود.
گفتم «مرد حسابی این وقت شب موقع رفتن در خانه مردمه؟!»
گفت: باید میومدم. وقت نداریم! خواهش می‌کنم من رو متقاعد کن که برم رای بدم!
گفتم: خب برو رای بده دیگه!
گفت: دلم می‌خواد. اما دوست دارم یکی من رو متقاعد کنه!
گفتم: وقتی دلت می‌خواد دیگه واسه چی متقاعدت کنم؟ تنت می‌خاره؟ این وقت شب زیر این بارون من رو سر پا نگه داشتی که متقاعدت کنم؟!
گفت: آخه موقعیت خیلی حساسیه.
گفتم: عزیزم! تو از من آگاه‌تری که. نیاز به متقاعد شدن نداری که.
گفت: نه! خواهش می‌کنم من رو متقاعد کن. من توی همه انتخابات رفته‌ام بدون چک و چونه زدن رای دادن. تا حالا هیچکس من رو متقاعد نکرده. دلم متقاعد شدن می‌خواد.

در همان شب بارانی همسایه من را متقاعد کرد که او را متقاعد کنم. حالا من که زیر باران نبودم. ولی خودش آنقدر دوست داشت متقاعد شود که ساعت‌ها زیر باران ایستاد و آخر هم متقاعد شد!

هفته‌نامه #چلچراغ ۷۰۶

در این باره بخوانید:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *