وعده ندادن، جذاب نیست؛ صادقانه است!

شنوندگان عزیز
نیاز به گفتن نیست که ما در آستانه انتخابات هستیم. هر وقت توی کوچه و خیابان دیدید که خیلی مورد احترام و عزت قرار می‌گیرید، فکر نکنید خیلی شاخ شده‌اید. چیزی که زیاد است انتخابات. نامزد انتخاباتی هم می‌خواند «دیگه دست خودم نیست / دیگه دل تو دلم نیست / آخه دوس‌ات دارم، دست خودم نیست!»
هر انتخاباتی هم یک مقدار شعار و وعده و وعید نیاز دارد دیگر.

تعدادی از نامزدهای انتخاباتی با رادیو چل تماس گرفتند و از نبود شعارها و وعده‌های تر و تازه گلایه کردند و گفتد: همه شعارها مستهلک شده!
ولی «خدا گر ز حکمت ببندد دری / ز رحمت گشاید در دیگری» این دوره شعار «همینه که هست!» خیلی جذاب است!
به نامزدهای محترم پیشنهاد می‌کنم هی کتاب حافظ و سعدی و سهراب باز نکنند که از زیر زبان این طفلکی‌ها شعار بکشند بیرون. همین شعار واقعا رای‌آور است: همینه که هست!

وعده‌ها هم اینجوری باشد:
قرار نیست عصر مَصر تمام بشود!
قول نمی‌دهم که ممنوع‌الفلانی صاف بشود.
درباره نلرزیدن تن موزیسین‌ها قبل از کنسرت هم شرمنده!

همین قول ندادن و وعده ندادن، خودش بهترین کار است. درست است که وعده ندادن جذاب نیست. اما چون صادقانه است، مردم هلاک صداقت شما می‌شوند و رای طرب‌انگیزی به شما می‌دهند!

چلچراغ ۷۰۳

در این باره بخوانید:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *