اگر بهروز نبود، اصغر چه می‌کرد؟!

هر فرت فرتی یک حکمتی دارد. از جمله فرت و فرت‌های #اصغر_فرهادی. همین که اصغر فرهادی هی می‌رود فرت و فرت #جایزه می‌گیرد.
من به شک افتاده بودم که چرا فرهادی اینقدر هی جایزه می‌گیرد و آمار اختلالات روانی در بخشی از جامعه را بالا می‌برد؟ تا اینکه یک روز زیبا و قشنگ، آقای جواد شمقدری گفت «ما لابی کردیم که فرهادی اسکار گرفت»

من خودم را نمی‌بخشم. چون تا همان روز فکر می‌کردم جواد شمقدری خیلی آدم حسود و بی‌جنبه‌ای است. ولی بعد که فهمیدم اسکار برای فرهادی ردیف کرده، همینجوری اشک ندامت از چشمم جاری شد و یک دل نه، صد دل عاشق جواد شدم.
اما باز هم درس عبرت نگرفتم. بعد از جواد شمقدری، فکر می‌کردم بهروز افخمی چقدر حسود و بی‌جنبه است. با آن چشم‌های تنگ‌شونده خجالت نمی‌کشد؟!

تا اینکه بهروز هم از پشت پرده بیرون آمد و گفت «فشار نقدهای من باعث شد فرهادی جایزه بگیره تو جشنواره کن!»
واقعا فکر نمی‌کردم فشار اینقدر چیز خوبی باشد و با فشار بشود در صحنه‌های بین‌المللی صحنه آفرید. یعنی افتخار آفرید.

راستش را بخواهید من دیگر جرات ندارم درباره کسانی که حسودند و چشم دیدن اصغر فرهادی را ندارند، قصاوت کنم. اینجور که دستگیرم شده،‌ همه کسانی که از جایزه گرفتن اصغر فرهادی در آستانه گشودگی مفرط هستند، نقش تعیین‌کننده‌ای در جایزه گرفتنش داشته‌اند. فقط تعجبم از این است که اگر قرار بر این بود، اصغر آقا باید تا الان ایزه‌های بیشتری می‌گرفت. حتی جوایز زیست محیطی و اقتصادی هم می‌گرفت. ما می‌گذاریم به حساب بی‌استعدادی خود اصغرآقا. وگرنه جواد و بهروز و دیگران که دارند کار خودشان را می‌کنند!

در این باره بخوانید:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *