با اموات چگونه رفتار کنیم؟

ما تا همین پیش پای آقای هاشمی رفسنجانی که تشریف بردند آن دنیا، فکر می‌کردیم فقط باید بدانیم با زنده‌ها چگونه رفتار کنیم. اما دقیقا در همان لحظه‌های اولیه با پس گردنی که خوردم، فهمیدم که ما نه فقط برای رفتار با زندگان آداب داریم، بلکه برای مواجهه با اموات هم آداب داریم.
رفتم در قابوس‌نامه آقای قابوس‌بن‌وشمگیر و گلستان و بوستان آقای سعدی و جاهای دیگر را زیر و رو کردیم، چیز زیادی دستم را نگرفت.
پس به رفتار دور و بری‌ها نگاه کردم و شیوه رفتار با اموات را دسته‌بندی کردم:

۱-بد بود، خوب شد
آدم بامرامی هستند که هیتلر هم بشتابد به آن دنیا، جوری برای مرحوم مرام می‌گذارد، انگار که ماندلا و گاندی بوده.
البته برای این موضوع این افراد پس از تایید پزشکی قانونی و اطمینان از فوت، شروع می‌کنند به تمجید.
جوری هم طبیعی توی این فاز می‌روند که فکر می‌کنید اینها از همان اول همینجور عاشق سینه چاک این خدابیامرز بودند.

۲-خوب بود، بد شد
بعضی‌ها هستند که تا یک نفر زنده است، نه اینکه جرات نکنند که بگویند بالای چشمش ابروست. حفظ حرمت می‌کنند. اما همین که آن شخص به دیار باقی می‌رود، چشم‌شان را می‌بندند، دهان‌شان را باز می‌کنند و به روح و یاد و خاطره طرف هم رحم نمی‌کنند و کلا هر چه تا آن روز در خودشان ذخیره‌ کرده بودند را یک‌جا تخلیه می‌کنند و تن آن خدابیامرز را در گور لرزانده و البته حسی از پشیمانی در آن خدابیامرز ایجاد می‌کند که ای کاش تا زنده بودم حال این جماعت را گرفته بودم.

۳-عزیز بود، عزیزتر شد
معمولا حتی وقتی یک نفر هم عزیز است، ما در یک موقعیتی گیر می‌کنیم که دوست داریم برای فقید سعید سنگ تمام بگذاریم و یک چهره بزرگ باحال و مشدی برای او درست کنیم. به همین خاطر دیده شده که طرف دو کلاس سواد هم نداشته، اما همزمان با فوت در حد یک استاد برجسته و بی‌مانند و کم‌نظیر که عمرش را صرف فیلان و بهمان کرده، از او یاد می‌شود. جوری که مرحوم مغفور هم در قبر دچار شرمنده می‌شود و ایشان در همان دنیا پی به ارزش علمی خودش می‌برد و احتمالا در همان دنیا آدم دیگری می‌شود.

۴-بد بود، بدتر شد
بعضی از اموات هم هستند که وقتی در قید حیات بودند، جوری بودند که هیچکس با او حال نمی‌کرد. ولی خب چون باید آسه رفت و آسه هم آمد که گربه آدم را شاخ نزند، باید سکوت اختیار کرد. ولی بعد از مرگ این تحدید تبدیل به یک فرصت می‌شود و می‌شود از خجالت آن مرحوم مغفور در آمد.

۵-زنده و مرده‌اش فرق نمی‌کند
گروهی دیگر هستند که به آن چهار دسته خیلی انتقاد دارند که چرا اینقدر شل کن – سفت کن دارند. این جماعت یک ثباتی دارند، که مرده و زنده افراد برای‌شان فرقی ندارد. اینها می‌گویند از زنده‌اش چه خیری دیدیم که از مرده‌اش ببینیم؟! بنابراین حتی اگر پرفسور بالتازار هم به دیار باقی بشتابد، در یک اقدام دایورت‌آمیز، قضیه را به نقاط مربوطه‌شان ارجاع می‌دهند!

هفته‌نامه چلچراغ | شماره ۶۹۴

در این باره بخوانید:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *