تانک‌رانی روی مدیری

7sobh

رد شدن منتقدان از روی مهران مدیری با تانک، بیش از آنکه به حساسیت‌های سیاسی ربط داشته باشد، به فاصله‌گیری او از سبک خودش وابسته بود.
سبکی که در همه آثار کم و بیش موفقش در پیش گرفته بود و توانسته بود عموم مردم و تا اندازه‌ای منتقدان و سطوح بالاتری از مخاطبان را راضی کند.

کارکرد طنز هم جز این نیست که فرهیخته و عامی را بنا به نوع دریافت‌شان، حتی به‌طور همزمان هدف قرار دهد که هر کدام سهم و نقش خود را در یک اتفاق بررسی کنند.
طنز در عین جذابیت‌هایش در سطح و جذب مخاطب عام، در زیر لایه حرف‌های حساب و نقدهای جدی و حتی فلسفی دارد که به مخاطبان جدی‌تر منتقل می‌کند. مخاطبانی که از نقد برنمی‌آشوبند و لازم نیست حتما کلام را برای‌شان نمک پاشید.
آثار مهران مدیری معمولا همین ویژگی را داشته است.
در پاورچین، شب‌های برره و قهوه تلخ با همین فرمان پیش آمده.

مخاطبان در هر سطحی با سبک نگرش او آشنایند. همین ایجاد سبک و آشنایی مخاطب با آن، برای صاحب اثر جامعه‌ای از مخاطبان  تعریف می‌کند. بیرون رفتن از این دایره سبکی بیش از آنکه به پای خلاقیت و نوآوری گذاشته شود، موجب سردرگمی و نارضایتی مخاطبان خوگرفته با آن سبک است.
حرف‌های مهران مدیری در مجموعه دورهمی، نه فقط در موضوع «تمرگیدن مدیران ترسو در خانه» که در کلیت از سبک او فاصله دارد.
به تفاوت فرمی اثر واقفم. اما نشان برنامه مهران مدیری است با ذهنیت پیشین مخاطب و توقع از سبک او.
سبکی که در آن جدی‌ترین موضوعات به رندانه‌ترین، ساده‌ترین و البته خوشمزه‌ترین روش بیان می‌شد.

اما در مجموعه دورهمی با کمترین رندی و ظرافت و با سرراست‌ترین شیوه ممکن بیان می‌شود. گو اینکه شما به یک سخنرانی جدی رفته‌اید که از قضا سخنرانش شوخ‌طبعی‌هایی هم دارد.
خنده و کف‌زدن‌های مخاطب، نشانه صادقی از  طنزآمیز بودن حرف‌های او نیست. این خنده‌ها برپایه سابقه مدیری منفجر می‌شود. بر پایه پیش‌فرض‌های ذهنی، مخاطب نوعی احساس تکلیف برای خندیدن دارد.

اما این سبک مدیری نیست. واژه‌های سنگین و اتکیت‌داری مثل «سازشکار» به دهان مدیری نمی‌آید. آنهم در موقعیتی که جامعه توی فاز سوء تفاهم و تفسیر و تعبیرهای عجیب و غریب است.
تصور کنید مدیری در مجموعه پاورچین و شب‌های برره می‌خواست با همین بیان مجموعه دورهمی درباره «چاپلوسی مفرط» بگوید. حتما واکنش‌ها بیش از واکنش به پیشنهاد تمرگیدن بود.

هر چند «تمرگیدن» خیلی دور از سبک بیانی مدیری نیست و قرارداد ادبی و هنری اجازه می‌دهد که مدیری به زبان عامه، هر چند بی‌ادبانه، نزدیک شود. حتی عین این پیشنهاد بارها از زبان مردم شنیده شده که از مدیر بی‌دست و پا گلایه کرده‌اند و پیشنهاد سازنده‌ای مبنی بر تمرگیدن در خانه داده‌اند.

اما به گمانم «سازشکار» در ادبیات عامه کاربرد ندارد و بیشتر در دایره واژگانی طیفی از سیاسی‌ها می‌گنجد. حتی فرهنگ ما در طول تاریخ «ساختن و سوختن» و «کنار آمدن» را تجربه و توصیه کرده. اما سازشکار از زبان عمومی و در نتیجه از سبک عامه‌پسند مهران مدیری به دور است.

برای نزدیک شدن به نقد آن باید تمهیدی از جنس «پاچه‌خواری» به‌جای «چاپلوسی مفرط» به‌کار گرفته می‌شد.
پس طبیعی بود که منتقدان عام تانک‌ها را روشن کنند.

روزنامه هفت صبح l دو دی ۹۵

در این باره بخوانید:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *