فواید یک مدل کمر باریک!

یکی از همسایه‌های ما با مشت افتاد به در خانه ما و هی کوبید. معلوم بود که دلواپس است. یعنی اینجور در زدن‌ها فقط از دلواپس‌ها بر می‌آید. ترسیدم که نکند از در بالا بیاید، سریع رفتم در را باز کرد.
گفت: واقعا این چه وضعشه؟
پرسیدم:‌ چی شده؟
گفت:‌ همینجوری مدل به مدل!
گفتم: تنوع بالاست خب. مگه بده؟!
گفت: اون مدل نه. یه مدل دیگه. مدل‌های روم به دیوار. هی مدل به مدل میان ایران برای جراحی.
همین آخری. کمر باریک‌ترین مدل جهان باید حتما بیاد اینجا عمل کنه؟ اومده اینجا چه می‌دونم کجاش رو عمل کنه، اون کسی که آوردتش رو گرفته‌ان، از توی خونه‌اش پنجاه بطری مشروب کشف کرده‌ان.
دیگه بدتر از این؟ تشویش اذهان عمومی بدتر از این؟!
گفتم: اذهان عمومی کجا بود؟ مگه جز تو کس دیگری هم هست؟!
گفت: نه! چون که صد آمد، نود هم پیش ماست.
سعی کردم آقای دلواپس را کمی آرام کنم و از میزان تشویش اذهان عمومی‌اش کم کنم. گفتم: خب شما چرا اینقدر به بخش بد قضیه نگاه می‌کنی که اینجوری آمپر بچسبونی؟!
پرسید: پس به کجاش نگاه کنم؟!
گفتم: حسن این قضیه همین بود که اون پنجاه بطری مشروب کشف شد! چشم‌ها را باید چشست. جور دیگر باید دید.
آقای دلواپس از این جور دیگر باید دیگر خیلی کیف کرد.
فردای آن روز مادر دلواپس آمد در خانه ما از من شکایت کرد که این پسر شما، پسر من رو از راه به در کرده.
از دیروز تا حالا هر چی می‌شه به بخش مثبت قضایا نگاه می‌کنه و هی می‌گه: چشم‌ها را باید شست. جور دیگر باید دید!

هفته‌نامه چلچراغ | شماره ۶۸۷

در این باره بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *