دم انتخابات چگونه صفا کنیم؟!

40cheragh-653

دستورالممل‌های قضاقورتکی ۶۱

دم انتخابات قرار است چند هفته‌ای دور هم خوش بگذارنیم. شما هم از فرصت استفاده کنید و بدون اینکه بروید خارج، خارج را همینجا پیاده کنید.

۱- صدا و سیمای من و تو!
صدا و سیما آنقدر عشقولانه شده است که آدم در حضور خانواده خجالت می‌کشد روشنش کند: شجریان، معتمدآریا، بازرگان، مصدق، فردوسی، کوروش و از این جور چیزها که بنیان خانواده را به خطر می‌اندازند.
ولی خداییش توقع‌های ناجور نداشته باشید. برای سالار بزنید یک کانال دیگر!
اگر چند تا آرم کانال‌های تلویزیون خودمان را با کاغذ درست کنید و بزنید روی صفحه تلویزیون و بزنید کانال‌های سالار عقیلی‌رونده هم، خانواده فکر می‌کند صدا و سیمای ما چقدر ناناز شده.
قرار است چوبین و هاچ هم مادرشان را بعد از چند دهه پیدا کنند و اوشین نسخه کاملش پخش بشود. چیز میز درخواستی هم تا جایی که رویتان را زیاد نکنید، پخش می‌شود.

۲-بخور بخور با جانم – قربان
در این روزها حتی توی خانه هم می‌توانید به پدرتان بگویید «بابا از اونا می‌خوام!» بدون اینکه بشنوید «کوفت بخور، زهرمار بخور، از پا افتادم از بس ارد می‌دی»
یعنی شور انتخاباتی آنقدر قلپ قلپ می‌کند که پدرتان هم برای اینکه خیلی شکوهمند بروید رای بدهید، هر غذایی که سفارش بدهید، با جانم قربانت تقدیم می‌کند.
مادرها که کل سال حال و هوای‌شان انتخاباتی است!

۳-لباس‌های تارعنکبوتی بپوشید
این لباس‌ها هر دو سال یکبار در خیابان و در روزهای غیرانتخاباتی در عروسی به کار می‌آیند و فعلا عنکبوت رویش سکنی گزیده است. الان که بپوشید «اوا چه بهت میاد عزیزم» بعدا بپوشید «خجالت نمی‌کشی پولتو می‌ریزی توی جوب آب؟!»
پس تا بهت چه میاد عزیزم، بپوش که عنکبوت هم احساس مالکیت نکند! عنکبوت لباس‌خوار ندیده بودیم تا حالا!

۴-بزن به دیوار
این روزها همه دیوارها، دیوار مهربانی‌اند، بس که پوسترها با قیافه‌های زیبا و آنتیک به آن چسبیده. قدر این دیوارهای مهربانی را بدانید که همیشه هم اینقدر مهربان نیستند. دیوار معمولا برای چسباندن این و آن به دیوار است. این روزها البته به مهربانی و خوبی و خوشی تمام می‌شود.

۵-پول پارو کن
آنقدر همه ناز و جیگر شده‌اند که توی خیابان از هر کس حتی پول دستی هم که بخواهی دو دستی تقدیم می‌کند. بالاخره هر کس که توی خیابان می‌چرخد یا خودش نامزد انتخابات است یا کس و کارش. اگر پول نقد نداشت، پیله نکنید. چند تا سیب‌زمینی می‌دهند، بعدا ببرید به ستاد انتخاباتی، برای‌تان نقد می‌کنند!

۶- برو من و تو
این روزها آنقدر خوب است که آدمیزاد رویش زیاد می‌شود که یک نوک پا هم اشتباهی برود به «من و تو» و بعد هم با یک ماستمالی سر و ته قضیه را هم آورد. فقط قبل از رفتن شعر «وطنم، وطنم، وطنم» را حفظ کنید که دست‌تان خالی نماند.

۷-لغو محدودیت سنی آرزو کردن
این روزها محدودیت سنی آرزو کردن لغو می‌شود. یعنی لازم نیست که حتما جوان باشید که آرزو بر شما عیب نباشد. پیر هم که باشید آرزو بر شما عیب نیست. ولی خودتان رعایت کنید. آرزویی بکنید که توانایی‌اش را هم داشته باشید.

۸- شاهی بخر، شاهی بخور
تا یک هفته پیش اگر به سبزی‌فروش سر کوچه ما می‌گفتی «یک کیلو شاهی بده» با پشت دست می‌زد در دهان آدم و دیگر جواب سلام هم نمی‌داد. فعلا سبزی‌فروش هم دست از دشمنی با کلمه‌ها برداشته. شما می‌توانید تا ساعت پایانی اخذ رای «تره‌تیزک» نخورید و همان «شاهی» بخورید که اینقدر برای پدرها و مادرها آه نکشید. دلشان را خون کردید.

۹-از پاچه بگیرید
اگر وسط خیابان شعر هوس کردید، لازم نیست بروید توی گوگل و یاهو و جست‌وجوگر هر کس و ناکس سرچ کنید. این روزها از توی پر و پاچه همه بخصوص نامزدهای انتخابات شعر می‌ریزد. در سرویس جست‌وجوگر Pache.com سرچ کنید!

۱۰- بباف!
در هر خیابان و کوچه (حتی کوچه‌های فرعی) اگر جلویتان را گرفتند، هول نکنید. گزارشگرهای رادیو و تلویزیون هستند. هر سوالی که پرسیدند هر جور که عشق‌تان است جواب بدهید. بعد هم کلاس کارتان را نیاورید پایین که بپرسید «پخش می‌شود؟!» این روزها هر چه بگویید پخش می‌شود!
نیست تا صبح بیدار باشید. بروید بخوابید. آن دانشجو رفته است!

منتشر شده در
هفته‌نامه «چلچراغ» | یک اسفند ۱۳۹۴ | شماره ۶۵۳

در این باره بخوانید:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *