بوسه‌هایت را برای انتخابات دوست دارم!

اینجور که نامزدهای انتخاباتی افتاده‌ان به ماچ و بوسه کردن با مردم، آدم نگران می‌شه. اگه یه روز «ماچ» در کشور سهمیه‌بندی شد، بدونید که تقصیر همین نامزدهای انتخاباتی بوده‌.
شعر مرتبط: ماچ را هی نکنیم!
*

آمار ماچ و بوسه در کشور بالا رفت. «ستاد بهینه‌سازی مصرف ماچ» در اطلاعیه‌ای از نامزدهای انتخابات خواست «در مصرف ماچ و بوسه صرفه‌جویی کنند و چند تا ماچ هم بذارن برای چهار سال دوره نمایندگی!»
شعر مرتبط: گر توانی مخی به کف آور/ ماچ کردن هنر نمی‌باشد!
*

در آستانه انتخابات ایران کشور «ماچ» شد. در جدیدترین فهرست «ماچ» که سازمان ملل متحد منتشر کرده، ایران به رتبه یک رسیده. در حالی که در فهرست قبلی ایران در رتبه ۸۰۰ بود.
حتی سرانه ماچ در پیشوا، ورامین و قرچک از سرانه ماچ در «پاریس» که شهر عشاقه و از این کارها زیاد می‌کنند هم بیشتر شده.
ترانه مرتبط: بوسه‌هایت را برای انتخابات دوست دارم!
*

– یه ماچ می‌دی؟!
+ خدا مرگم بده! نکنه نامزد انتخابات شدی؟!
– نه بابا!
+ پس واسه چی می‌خوای ماچ کنی؟!
– چون دوستت دارم!
+ برووو! هیچ کسی محض رضای خدا کسی رو ماچ نمی‌کنه!
*

– آقا! ما کمبود آب داریم!
+ بیا فعلا علی‌الحساب ببوسمت!
– بوس نمی‌خوام. با بوس کردن که مشکل حل نمی‌شه!
+با بوس نکردن هم مشکل حل نمی‌شه! ولی از هیچی بهتره!
– ای بابا! صورتمو خیس کردی!
+ پنج دقیقه دیگه خشک می‌شه. چهار سال که روی صورتت نمی‌مونه!
– بعدش چیکار کنم؟
+چهار سال دیگه میام دوباره!
-نماینده بشی دوباره ماچ نمی‌کنی؟
+نوبتی! قبل از انتخابات من ماچ می‌کنم، بعد از انتخابات شما ماچ می‌کنین!
*

توی خانه صدا زدند: بیا ناهار!
– ئه! مگه بابا می‌خواد نامزد انتخابات بشه؟
بابام: این همه توی این خونه ناهار ‌خوردی، قرار بود نامزد بشم؟
– نزدیک انتخابات هر ناهاری مشکوکه، بوی رای می‌ده!
*

بیرون از مجلس ختم آقای کت و شلوارپوش همه رو از دم می‌بوسید. به‌ ترس از تف‌مالی‌، راهمو کج کردم. ماچنده دنبالم اومد. به راست رفتم، اومد. به چپ رفتم، اومد. دویدم. ماچنده هم دوید. حالا ندو، کی بدو. دستش که به من نرسید، ایستاد و داد زد: من نامزد انتخاباتم. بالاخره تا انتخابات ماچت می‌کنم!
*

مراسم تشییع یک مرحوم، زیر تابوت
وسطی به جلویی: به من رای بدی‌ها. من کریمم
+چی می‌گی بابا؟ من خودم نامزد انتخاباتم.
وسطی به عقبی: شما دیگه رای بده. ببین چقدر خوبم اومده‌ام تشییع جنازه!
+ تو به من رای میدی که من به تو رای بدم؟
تازه وارد: آقا اجازه بده من هم سر تابوت رو بگیرم.
+آقا برو کنار مساله انتخاباتیه.
تازه وارد: انتخباتیه چیه؟ بابامه توی تابوت!
+فکر نکنی چون بابات توی تابوته می‌تونی پارتی‌بازی کنی‌ها.
تازه وارد: بابااااا! اینا نمی‌ذارن من سر تابوتت رو بگیرم. خودت منو حلال کن!
+باباشو صدا می‌کنه! مردم چقدر بی‌ملاحظه شده‌ان! اصلا به فرض باباته! این دو ماه واسه ما، چهار سال بعد انتخابات واسه شما!
*

قبلا اگر می‌خواستین با نامزدهای انتخاباتی آشنا بشین، باید می‌رفتین سخنرانی گوش می دادین. الان کار آسون شده. معمولا همه نامزدها رو یه جا می‌شه دید. توی عروسی، مجلس ختم، جشن تولد، قهوه‌خونه‌ها و کلا هر جا که بیشتر از دو نفر جمع باشن. از جمله زیر تابوت اموات! چند ویژگی نامزدها رو زیر تابوت می‌شه امتحان کرد: جنس صدا، زور بازو، میزان تحمل فشار و مردمداری در شرایط سخت!
شعر روز: چشم‌ها را باید بست! زیر تابوت باید رفت!
*

ستاد تنظیم تشییع اموات از نامزدهای انتخابات خواست «به دیگران هم اجازه بدهید در تشییع پیکر اموات کمک کنند. نترسید آنها نامزد انتخاباتی نمی‌شوند!»
*

اگه دوست دارید، جنازه‌تان روی زمین نماند، نزدیک انتخابات به دیار باقی بشتابید!
*

-یه فکری برای کشاورزی ما بکنین. من سیب‌زمینی می‌کاشتم. بیچاره شدم.
+بفرمایید این یه گونی سیب‌زمینی خدمت شما!
-ملتفت نشدی. گفتم خودم سیب‌زمینی کار بودم.
+ منم قبلا جودوکار بودم. یه گونی دیگه بسه؟
–  من با یه گونی سیب‌زمینی چی‌کار کنم؟
+می‌تونی آب‌پز کنی. خلال کنی واسه خورش. چیپس درست کنی. این دو تا گونی سیب‌زمینی رو فعلا بصورت نمادین داشته باش، تا من انتخاب بشم…

آهنگ روز:
مرا ببوس (۲بار)
برای آخرین بار
تو را خدا نگهدار
که می‌روم به جست‌وجوی سرنوشت…

منتشر شده در
دوماهنامه «چشم جامعه» | شماره ۳ | آذر و دی ۱۳۹۴

در این باره بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *