صنما با غم «دست» تو چه تدبیر کنیم؟

dastoor-dast-dadan

دستورالممل‌های قضاقورتکی ۴۷

وقتی جواد ظریف به اوباما دست داد، حالتی به دلواپس‌ها دست داد که بعید نیست از دست بروند.
البته ما همانطور که در «برهه حساس کنونی» اتراق کرده‌ایم، همیشه مشکل «دست‌دادگی» هم داشته‌ایم. شاعر هم می‌فرماید «غم دستش خیابون‌پرورم کرد» (مخصوصا جلو مجلس!)
حالا با غم دست تو چه تدبیر کنیم؟

۱-ببینید یک دست چه می‌دهد؟
فرتی جوش نیاورید. اول ببینید یک دست چه داده؟ یک دست باخت داده؟ یک دست پارچ و لیوان داده؟ یک دست‌مال داده؟ یک دست‌گیره داده؟ یا یک دست خشک و خالی داده. بنابراین دست نگیرید ماجرا را

۲-ببینید آیا فقط دست بوده؟
ممکن است بعضی‌ها دست ندهند، اما پا بدهند. دل بدهند یا گوش بدهند. بنابراین تحقیق کنید بینید دست‌دهنده دقیقا کدام عضو را داده؟ بعضی‌ها هم کلا همه چیزشان را می‌دهند. از دست و دل و گوش و همه چیز را یکجا می‌دهند. مخصوصا برای تسلی خاطر بازماندگان و کس و کار رییس‌جمهور مرحوم!

۳-بمیریم، بمیریم، از این ننگ بمیریم؟
حمید رسایی چند وقت قبل پا در کفش ما نمود و یک دستورالعمل قضاقورتکی داد. وزیر خارجه ایران و آمریکا که با هم قدم زدند، حمید رسایی یک دستورالعمل پیشنهاد کرد: «اگر از این ننگ بمیریم رواست»
برای قدم زدن اگر بمیریم، برای دست دادن وزیر خارجه به رییس جمهور آمریکا… والا عقل ما قد نمی‌هد چه کاری کنیم رواست که آقای رسایی هم راضی شود. از خود ایشان بپرسید

۴-حافظه‌تان را فرمت کنید
برای گیر دادن به دست دادن ظریف و اوباما، ابتدا حافظه‌تان را فرمت کرده که یادتان نیاید که کدام مقام مسئول مادر کدام مقام خارجی را دلداری داد؟ کدام مقام مسئول با کدام مقام فلان کشوری که ما با آن کشتی هم نمی‌گیریم دیدار کرد؟ کلا کی به کی دست داد؟ کی به کی پا داد؟ کی به کی دل و دماغ داد؟
احتیاط کنید برای فرمت فقط گزینه حافظه را انتخاب کنید و از فرمت کردن زبان خودداری کنید که در دستورالعمل بعدی با آن کار داریم.

۵-تربیت خانوادگی‌تان را نشان بدهید
هر چه کلمه‌های آبدار که از بچگی تا امروز یاد گرفته‌اید را برای دست‌دهنده استفاده کنید. حتی آن حرف‌هایی که می‌زدید و فلفل توی دهان‌تان می‌ریختند.
اینجوری جماعت ماست‌شان را کیسه می‌کنند و می‌گویند «اوه اوه. دهن به دهن این نذار بابا»
برای استعمال کلمه‌های مرطوب ابتدا دهان را تا جایی که امکان دارد باز کنید. آنقدر که ته حلق‌تان هم معلوم شود و حتی بعضی‌ها گمانه‌زنی کنند «الانه که جر بخوره»
باز کنید، دیده شود؛ بلکه پسندیده شود.

۶-چند روز لب به غذا نزنید
در اعتراض به این دست‌اندازی چند روز دست به آب و غذا نزنید. روز سوم – چهارم خیلی شیک و مجلسی می‌فهمید که با قضایا نباید شکمی روبرو شد.

۷-دلواپس حنایی باشید
چند وقت به نشانه اعتراض دست‌تان را بگذارید توی حنا. حنا یکی دو تا خاصیت ندارد. ولی سوی چشم را زیاد می‌کند که کلاه‌تان را بگذارید بالاتر. ربطی نداردها. ولی شما ربطش بدهید! چون دست‌تان رنگ می‌گیرد ممکن است برای‌تان حرف دربیاورند و کار دست‌تان بدهند. مواظب دست‌تان باشید.

۸-ترسناک شوید
قیافه‌تان باید جوری بشود که همه بترسند. اگر با لبخند و اینجور قرتی‌بازی‌ها باشد، رقیب دور برمی‌دارد که با شما گفت‌وگوی منطقی ‌کند. حتی ممکن است در اقدامی مشابه قصد داشته باشد که با شما دست بدهد. پس آنقدر قیافه‌تان دفرمه شود که کسی جرات نکند ریخت‌تان را ببیند!

۹-لایک حواله‌اش کنید
حالا که رقیب خیلی لایک دوست دارد، در پاسخ به «دپیلماسی دستی» یک لایک نشانش بدهید. او البته می‌داند که شما اهل لایک و این قرتی‌بازی‌ها نیستید و خودش تا ته قضیه را می‌خواند که منظورتان از این کار شرم‌آور و ددمنشانه چیست!

۱۰-تلافی‌اش را سر یکی دیگر در بیاورید
آن موقع‌ها وقتی دو نفر با هم دعوایشان می‌شد و یکی زورش به دیگری نمی‌رسید، بعدا داداش کوچیکه‌اش را یک جا گیر می‌انداخت و زورش را به یک بچه می‌رساند و دلش خنک می‌شد.
حالا اگر زورتان نرسید که رییس‌جمهور و وزیر خارجه را فیتیله‌پیچ کنید، تلافی‌اش را سر یکی دیگر در بیاورید. دیوار کوتاه‌تر از دیوار ظریف هم که کم نیست. خود ما یکی‌اش!

۱۱-یک سفر بروید خارج
اگر این دستورالعمل کارتان را راه نمی‌اندازد، مثل آقای رسایی یک سفر خارج بروید که حال‌تان جا بیاید، برای دستورالعمل‌های بعدی تجدید قوا کنید.
«شمال» جوابگوی این غم بزرگ نیست. شمال برای غم‌های داخلی خوب است. اما برای این دست‌دادگی بین‌المللی مگر اینکه خارج تسلی خاطر باشد. مخصوصا برزیل و فنلاند!

منتشر شده در
هفته‌نامه «چلچراغ» | ۱۸ مهر ۱۳۹۴ | شماره ۶۳۴

در این باره بخوانید:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *