خوراکی‌های گول‌اندود

بعضی از خوراکی‌ها یه جوری‌ان که وقتی می‌خوریشون، احساس می‌کنی یه چیز دیگر هم باهاشون داری می‌خوری. به «اون» می‌گن «گول». «گول» گاهی پودره، گاهی مایع، گاهی گازه، گاهی هم جامده؛ اما می‌خورن! این گول اون خوراکی رو خوشمزه می‌کنه و خورنده می‌گه «آخیش‌ش‌ش‌ش! چه حالی داد!»
ولی خوب چه می‌دونه چی خورده؟!
قدیما اگه مردم با خوراکی یه نموره هم گول تناول می‌کردن، به‌جاش تولیدکننده چند نموره «فحش» تناول می‌کرد.
ولی الان طرف گول تناول می‌کنه، تولیدکننده پول تناول می‌کنه. اونم چی؟ با پارو!
بریم سراغ چند تا خوراکی‌ گول‌اندود.

کباب کوبیده بودارkabab
یک بویی داره، رهگذرکش! بوش از خودش بهتره. یعنی اگه «ادکلن کباب کوبیده» بسازن، رو هوا می‌بردن. این بو در عمل خماریزاسیون‌سازی خوب چیزیه. توی سه سوت افکار عمومی رو تیلیت می‌کنه و خلاص. چند دقیقه بعد شیئی گول‌اندود توی سینی جلو مشتری می‌ذارن که توی صنایع غذایی بهش می‌گن «کباب کوبیده» توی صنایع شیمیایی بهش می‌گن «لاستیک» گرد می‌کنن می‌ندازن زیر ماشین.
«گول» یه افزدونی مجازه که آت‌وآشغال رو تبدیل می‌کنه به کباب. یعنی اگه گول نبود، کباب هم نبود؛ لاستیک بود.
به خورنده می‌گن: این دیگه چه کبابیه؟ چقد سفته بی‌صاحاب!
می‌گه: نه‌ه‌ه‌ه! استحکام و دوامش بالاست که فرتی تموم نشه! تو چه می‌فهمی؟ بو کن. اوم‌م‌م‌م‌م.
این کباب کوبیده به تخیل و تصویرسازی هم کمک می‌کنه. کباب زیر دندون قیریچ قوروچ می‌کنه، توی کله‌‌ مشتری یه گله بز کوهی و آهو تپ‌تپ‌تپ رژه می‌رن. فکر می‌کنه گوشت اینا رو می‌خوره. بخور. نوش جون. با ریحون بخور!
بدون ریحون تا شیش روز هیچ چیز از گلوش پایین نمی‌ره. با ریحون ۴ روز بیشتر طول نمی‌کشه.

نون سوخته و جوش‌دارnoon
قدیما نسوخته‌‌اش مشتری داشت. الان سوخته‌اش رو مردم رو هوا می‌برن. یعنی مجبورن ببرن. نبرن، همینم گیرشون نمیاد. همینه که هست. شاطر هم می‌گه: وقتی ۵۰ نفر اینجا جمع شده‌ان که نون ببرن، معلومه که نونش خوبه و تو داری روشنفکربازی از خودت در میاری. این سوخته نیست؛ برشته است!
مردم هم خوشحال و شاد و خندونن/ قدر این نونوایی رو می‌دونند.
نون که می‌خرن می‌گن: به‌به! چه نونی! با آدم حرف می‌زنه!

نوشابه گازدار
آشامیدنی چند منظوره. با گازی که وقتی بخوریش، روشن می‌شی و برق از چشمات می‌زنه بیرون.
در باب مضرات این آشامیدنی و اَخ بودنش رگ پزشکی همه گل می‌کنه‌. اما توی عروسی و عزا تا بیاد روی سفر و روی میز، جماعتیه که روی میز و سفره شیرجه می‌رن. هر چی بگی: این تا بیخ پر از قنده. می‌گن: ای بابا! شما هم که به همه چی گیر می‌دین. چیز خوشمزه رو که نمی‌شه گذاشت کنار.nooshabe
می‌گی: می‌دونی نوشابه برات ضرر داره؟!
می‌گه: بله که می‌دونم.
می‌پرسی: پس چرا می‌خوری؟!
می‌گه: چون دلم می‌خواد.
می‌گی: بخور عزیزم! بخور که روشن شی!

فست‌فود هیچی‌ندارFast-Food
غذایی که همه می‌دونن توش چه باغ وحشیه‌؛ ولی گاهی کوچه علی چپ هم جای بدی نیست. به قول قدیمی‌ها «هر چی گذاشتن جلوت، کوفتت کن»
شونصد تا مقاله درباره‌اش می‌خونیم که از گوشت گربه، گوشت زالو و گوشت قوچ پیر درستش می‌کنن. ولی هر چی هست، خوشمزه است!
اصلا اگه این نباشه، گربه همه جا رو برمی‌داره! می‌گن مغز پسته هم گوشت گربه رو خوشمزه می‌کنه!

خیار بوندارkhiyar
باید بودار باشه. اما زرشک! خیار پلاستیکی که قدیما توی ظرف «میوه پلاستیکی‌»های خونه ما بود، بیشتر از این خیار خوشگلا بو داشت.
خیار در گذشته بویی داشت که وقتی می‌خوردیم، همسایه چند تا خونه اونورتر زنگ می‌زد و می‌گفت: خوابیدیمااااا.
کج و کوله بود، اما بو و خاصیت داشت. فقط هم که خیار نیست. میوه‌‌ها همه‌شون خوش‌تیپ اما بی‌شخصیت شده‌ان. انگار کت و شلوار تن گوریل کرده باشی.
میوه‌ هر چی بزرگتر باشه، نشون میده که این خانواده مایه‌دارتر، باکلاس‌تر، باسوادتر، خفن‌تر و خارجی‌طور تر است. هر چیز بودار باشه زشته و همسایه‌ها رو هم بیدار می کنه. مثل صدای تلویزیون!

مرغ‌های حال‌ندارmorgh
خدا رو شکر وقتی ما بچه بودیم هنوز هورمون مد نشده بود. چون ما هی آرزو می‌کردیم خیلی زود بزرگ بشیم و نمی‌شدیم.
ولی با هورمون که حالا مد شده، مرغ‌هایی که تا همین دیروز جیک‌جیک می‌کردن، حالا واسه ما قدقد می‌کنن!
کسی به قدقدشون توجه هم نمی‌کنه‌ها. قدقد مرغای قدیم، هورمونی نبود که. قدقد یه عمر زندگی بود. قدقد یه عمر گندم خوردن، سبزی خوردن، ته‌مونده سفره خوردن!
ولی تولیدکننده کاری به قدقد و جیک‌جیک نداره. قیف می‌ذاره در دهن مرغ، هورمون می‌ریزه تو حلقش که زود به پولش برسه. بعدم تبلیغ می‌کنن که «به‌به! چه مرغی! باهات حرف می‌زنه. می‌گه: بیا منو بخور»
بعضی‌ها جمع می‌شن و می‌گن: «ئه‌ه‌ه‌ه‌ه! راست می‌گه‌ه‌ه‌ه! مرغ سخنگو!»
حالا قدقد هم نمی‌تونه بکنه‌. ولی جماعت دوست دارن مرغ‌گول‌گولی بخورن.

قلیون‌های صدادارقلیان سنتی
هر چی توی شهرها فرهنگسرا و سینما و تاتر کمه، تا دلتون بخواد «قهوه‌خونه» زیاده. هر کی هر ساعت شبانه‌روز اراده کنه، از هر سوراخ – سمبه‌ای می‌تونه یه قلیون بکشه بیرون.
قلیون رو با الهام از لوله‌اگزوز خودروها ساخته‌ان. «کشندگان» لوله‌ اگزوزهای شبیه‌سازی شده رو می‌ذارن زیر و لب و «قل‌قل‌قل» می‌کشن. بچه‌هامون هنرمندم هستن. دود رو در مدل‌های مختلف به حلق و دیگر منافذشون می‌برن و کیفور می‌شن.
بعضی‌ها با شنیدن صداهای خاصی شاد می‌شن. از جمله همین صدای قل‌قل قلیون. خیلی‌ها اینجوری‌ان. صداشون قشنگه، شیرین‌زبونن؛ اما دود می‌کنن!

شیرینی خامه‌‌دارkhame
خوش‌استقباله، اما بد بدرقه است. مشتری، اول که می‌بینه‌اش قربون صدقه‌اش می‌ره و هی می‌گه: «بخورمت»
آقا قناده تا زبون دو متری مشتری رو می‌بینه که ۱۸۰ درجه می‌چرخه و از دو طرف تا دو گوش، از بالا تا شقیقه و از زیر تا زیر چونه رو شست‌وشو میده، داد می‌زنه: پسر مواد اون شیرینی خامه‌ای رو بیشتر کن!
مشتری می‌دونه که هر شیرینی خامه‌ای ۶۵۰ گرم به وزنش اضافه می‌کنه، اما «حذر از خامه نداند! بر شکم مشت زدن را نتواند!»
شیرینی خامه‌ای یکی از گول‌اندودترین خوراکی‌هاست که هارت و پورتش زیاده. اما حرفی واسه گفتن نداره.

خوراکی‌های آب‌دارtorshi
بعضی از خوراکی‌ها با این که به قول مامانم معلوم نیست با چه گند و کثافتی درست شده‌ان، اما یه جوری‌ان که آب از لب و لوچه آدم راه می‌فته.
به جز «گول» چهار تا گالن اسید سیتریک و هیدروژن و هالوژن و H2O می‌ریزن توش.
خورندگان وقتی می‌خورن، همونجوری می‌سوزن که وقتی یک آدم فسقلی وامیسه هر چی از دهنش در میاد به اونا می‌گه. همینجوری می‌سوزن و هی «هاها» می‌کنند. خودشون رو باد می‌زنن و خلاصه جیگرشون کباب می‌شه. اما بعد می‌گن جیگرمون حال اومد.
ولی مشتری‌اش خوبه. مامانش بهش می‌گه: بخوری سرطان روده و مری و حلق و سرطان کف پا می‌گیری.
بچه بی‌تربیت می‌گه: بگیرم. به خودم ربط داره. شما که نمی‌گیری.
دو تا ظرف ترشی بذار توی پیاده‌رو. اون طرف هم دو تا تاتر خیابانی اجرا کن. جمعی که دور ترشی جمع می‌شن ده برابر تماشاچی‌های تاتره.

هله‌هوله‌های بالدارhale-hoole
اسمش «هله‌هوله» است. لازمه چیزی بگم درباره‌اش؟! ولی توش پوله. دنیا روی شاخ هله‌هوله می‌چرخه. خود من که کلی از خوراکی‌های گول‌اندود نوشتم، نیم‌ساعت دیگه برنامه روزنامه پفک‌خوری و هله‌هوله‌خوری دارم.
آخه خوشمزه است! ما هم نریم سمت‌ش، اون میان سمتمون!

تلویزیون خواب‌دارTV
تلویزیون خوردنی نیست. اما چون بعضی‌ها می‌خورنش، و از صبح تا شب پاش می‌شینن، گذاشتمش جزو خوراکی‌ها!
تولیداتش باید انبوه باشه. خوش رنگ و لعاب و خوشمزه هم تولید کنه. چاق کننده، خواب‌کننده، صاف‌کننده، تلف‌کننده، لوس‌کننده است. اما اگه می‌تونی جماعت رو از پاش بلند کن. می‌خورنش! می‌خورنت!

دختر همسایه دلدار
می‌خواستم درباره ایشان هم چند خطی بنویسم که چون اجازه چاپ نداره، سربسته می‌گم که ایشون مصداق درست و درمون پوپولیسمه!
اصلا به من چه که ویژگی‌های پوپولیسم رو بگم؟! من فقط می‌خواستم درباره چند تا خوراکی حرف بزنم. همین!

منتشر شده در
هفته‌نامه «چلچراغ» | ۴ مهر ۱۳۹۴ | شماره ۶۳۲

در این باره بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *