چگونه مخ ملت را تیلیت کنیم؟

دستورالممل‌های قضاقورتکی ۴۵

40cheragh632

۱-آدمکشی کن
کشت و کشتار راه نیندازی، بگویی دستورالعمل بود. منظورم آدم‌کشی است. مثل یارکشی. از دو نفر به بالا. هر چه بیشتر بهتر. یک نفر باشد، پررو می‌شود و می‌خواهد وارد گفت‌وگو بشود. از دو نفر به بالا می‌شوی گل سرسبد و هی می‌توانی برایشان کیلویی سخنرانی کنی که احساس کنند که چقدر خوشبختند!

۲-گنده‌تر از دهانت حرف بزن
ابتدا جلو آینه سایز دهانت را مشخص کن. سپس جوری گنده‌تر از دهانت حرف بزن که جر بخورد. اشکال ندارد؛ ارزش دارد!

۳-از خودت متشکر باش
هر چه‌قدر آدم دور و برت بیشتر بپلکد، بیشتر اشک شوق توی چشمت حلق می‌زند و مطمئن می‌شوی که خیلی خوبی، بزرگی، کت و کلفتی. هی باد می‌کنی. هی باد می‌کنی. حتی اگر بترکی، رواست. آدم به این بزرگی باید بترکد. با ترکیدن، دهانت هم خواه‌ناخواه جر می‌خورد. گویی که حرف گنده‌ای زده‌ای.

۴-ببند نیشت را
وقتی مخ جماعت را تیلیت می‌کنی، خنده‌ات نگیرد که روی‌شان زیاد می‌شود. همان دهان‌ات که جز بخورد، یک لبخند ژکوندی در جرخوردگی هست که خیلی هم هنری است.

۵-بلغور کن برای خودت
مهم نیست درباره چی حرف می‌زنی. تعدادی کلمه بریز توی قوطی و بریز جلو جماعت. «قبل از مصرف قوطی را تکان دهید.» یادت باشد این حرف‌ها در قوطی هیچ عطاری نباید پیدا بشود. یعنی هیچ بنی‌بشری به عقلش هم نرسد که از این چرندیات بگوید. به کسی ربط ندارد این حرف‌ها به هم ربط ندارند و در حال بلغور کردنی.

۶-به ریش مخالف بخند
اگر کسی ذرت پرت کرد، بگو که اتفاقا یکی از نخبگانی و همان قوطی را نشانش بده. خودش می‌فهمد که به‌زودی می‌رود توی قوطی!
مخالف امراض زیاد دارد. می‌خواهد جلو جمع ضایعت کند. تاکید کن «بیشین بینیم بابا!» چیزی به لنگش ببند که دیگر لگد پرتاب نکند و دچار آسیب‌های لنگوی بشود. هر چه سنگین‌تر باشد، سرمایه‌گذاری بلندمدت کرده‌ای.
سنگ روی یخ کنید که از آن پس، زنگ تفریح جماعت بشود؛ پدرسوخته!

۷-در همه کار صاحب‌نظر باش
مهم نیست که هر را از بر تشخیص نمی‌دهی! چهار تا جمله با کلمه‌هایی که جماعت دوست دارند، بساز و بگو. جمله‌سازی هم که هر بچه مدرسه‌ای بلد است. اصلا مردم توقع دارند. حرف‌های بی‌سر و ته هم، کم طرفدار ندارد. بگو اینها از علوم کشف نشده است که همین الان به افتخار جماعت فرتی کشف کردی که دست‌شان خالی نباشد. بگو بگیرند دست‌شان و از آن لذت ببرند.

۸-جنگولک‌بازی فراموش نشود
جماعت افه و ادا و اطوار خیلی دوست دارند. موی بلند، ناخن دراز، روی زیاد، صدای ملنگ، روی قشنگ، واه و واه و واه.

۹-از هندوانه کم نگذار
یک هندوانه‌فروش را به‌عنوان دستیار ویژه انتخاب کن. صاحبش گلوی گل و گشاد، بلندگو، چاقو و هندوانه دارد. او که می‌خواهد کاسبی کند؛ با تو کاسبی کند. یک لقمه نان با هم بخورید.
حالا از هندوانه کم نگذار و هی هندوانه بزن زیر بغل جماعت که عین ناپلئون به خودشان افتخار کنند و زیر کت‌شان بسته نشود.

۱۰-بلندگو درمانی کنید
هندوانه که تمام شد، هی در بلندگو سر و صدا کنید. جماعت فکر می‌کنند حتما یک چیزهایی توی بساط دارید دیگر؛ وگرنه عقل‌تان که کم نبود! پاوولف روی هندوانه و بلندگو هم کار کرده بود.

۱۱-آدرس غلط بدهید
آدرس غلط که بدهی، جماعت می‌روند دنبال نخود سیاه. یک نخود سیاه هم گیرشان بیاید، کیفور می‌شوند.
در خیابان هم اگر کسی آدرس پرسید، نگویید «نمی‌دانم». زشت است.
آدرسی بده. اشتباه برود فکر می‌کند خودش گیج‌بازی در آورده. درست برود می‌گوید «دمش گرم، بابا دمش گرم!

۱۲-دست بگذارید روی نقاط حساس
یکی از بهترین کارها که آن مخالف بی‌تربیت نتواند نفس بکشد این است که حسابی جو بدهی. پس دست بگذار روی نقاط حساس مردم که نمی‌دانم دقیقا یعنی کجای مردم. مثلا دست بگذارید روی دل مردم!

۱۳-خودشیرینی کنید
مهم نیست که یک عده حسود بگویند «چرت و پرت می‌گوید» مهم این است که جماعتی بگویند «الهی قربونت بم، شیرین‌زبون.»
سخت نیست. مثلا اگر مخالف‌ نوشت «مار» نقش مار بکش و بگو «مار این است». یک عده غش و ضعف می‌روند و احساس می‌کنند خیلی خوشبختند که با چنین آدم خوشمزه و بانمکی طرفند.

۱۴-کیلویی حرف بزنید
واحد سنجش حرف، کیلوگرم است. هر که کیلویش بیش، جماعت دورش بیشتر. چنان ته کیلو را در بیاور که یک مثقال هم برای کسی نماند و مخالف در کف بماند. چند تا جمله قصار هم کف‌بر است. اگر حرف‌ها رایگان باشد که دیگر چه بهتر!

منتشر شده در
هفته‌نامه «چلچراغ» | ۴ مهر ۱۳۹۴ | شماره ۶۳۲

در این باره بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *