با پول‌ جسته از تحریم، چه‌ها کنیم؟!

دستورالممل‌های قضاقورتکی ۳۷

پول نداشتن یک عیب دارد، پول داشتن هزار و یک عیب. داشته باشید، باید هی فکر کنید در کدام سوراخ سمبه‌ای قایمش کنید که دزد نبرد. تا هفت پشت غریب هم ادعای رفاقت می‌کند و پول قرض می‌خواهد. انگ بچه‌پول‌دار هم که می‌خورید.
مثلا همین پول‌های بلوکه شده ما که بعد از توافق آزاد شده. بین ۱۳۰ تا ۲۰۰ میلیارد دلار بیشتر نیست. وقتی نبود گفتند «تحریمیم. یک مشت به شکمت بزن»
حالا هم که این پول‌ها آزاد شده، می‌گویند این حجم پول، اقتصاد ما را بیچاره می‌کند. یعنی بیچاره‌تر می‌کند! چند دستور قضاقورتکی تورم‌نزا دارم.

۱-جلو چشم همه آتش بزنید!
یک اقدام حال‌گیرانه است. انگار که زبان‌تان را تا بیخ از حلق در آورده باشید و با زشت‌ترین شکل ممکن بروید روی اعصاب طرف مقابل. آتش زدن واقعا اقدام خیلی قاطعی است که جگر همه را آتش می‌زند و پیام می‌دهد که «های عمو! ما به این پول‌ها نیاز نداریم. فقط می‌خواستیم دست شما نباشه.»
فقط مواظب باشید این پول‌ها دود سفید درست نکند، آبرویمان برود! کمی نفت، قیر یا یک مینی‌بوس عهد بوق که در تهران کم نیست را در آتش بیندازید که دودش سیاه باشد، پر رو نشوند!

۲-همان آش و همان کاسه را بخرید
برندارید بروید کاسه و بشقاب عوض کنید. با همان آش و همان کاسه دوره تحریم بروید جلو که نشان بدهید تحریم‌ها نه فقط روی ما تاثیر نداشته، بلکه هیچ تاثیری هم نداشته! کاسه‌های چینی رو دست ندارد. کاسه از چین، آش از ما. فقط هورت نکشید!

۳-حق دانشگاه احمدی‌نژاد را بگذارید کف دستش
چقدر این آقای احمدی‌نژاد زحمت کشید که این پول‌ها جاهای مطمئنی جمع بشود. حتی با خودش هم تعارف نداشت. می‌دانست که خودش هم پول نگه‌دار نیست و خرج اتینا می‌کند.
ما چند تا کپی از آقای احمدی‌نژاد داشته باشیم، خیلی خوب است. به همین منظور یک دانشگاه با حقوق ناچیز ریاست جمهوری راه انداخته که حقش را نمی‌دهند. اگر این دانشگاه پا بگیرد و چند صد تا، یا چند ده تا، یا حتی سه چهار تا مثل خودش کپی کند بدهد بیرون، به آینده امیدوار می‌شویم که چند تا آدم «پول جمع کن» داریم. حتی اگر یک دانه هم بیرون بیاید، برای کل جهان و مدیریت جهان بس است!

۴-هفت روز و هفت شب جشن و پایکوبی کنید
در قصه‌ها از بس نوشته‌اند «هفت روز و هفت شب جشن و پایکوبی برگزار کردند» ما فکر می‌کردیم که چقدر این‌ها چه دل خجسته‌ای داشته‌اند. چقدر شاه‌فنر بوده‌اند، اهل تکان بوده‌اند. فکر می‌کردیم اینها برای توی قصه‌ها بوده و اگر هم بوده دیگر کسی پایه نیست. حالا همین شب توافق مردم بی‌خیال نمی‌شدند و اگر پلیس جلودارشان نمی‌شد، هفت روز و هفت شب از این کارها می‌کردند. البته چون یکی از مسئولان گفته «بساط شادی و رفاه باعث شده که جوانان ازدواج نکنند» از هر شرکت‌کننده تعهد کتبی گرفته شود که بلافاصله پس از اتمام جشن برود ازدواج کند. حالا خیلی هم مته به خشخاش نگذارید که بار چندم هر کس است. یک تعهد کلی بگیرید بروند پی کارشان.

۵-خرج کارهای سلحشورانه کنید
این آقای سلحشور، تا حالا با دست خالی، موی کوتاه، ناخن کوتاه و خرما بر نخیل، توانسته تاثیرات کف‌انگیزی روی «آنجلینا جولی» بگذارد. علاوه بر این تورم‌نزا هم می‌باشد!
حالا اگر دستش پر بود و موی بلند و ناخن بلند داشت، الان برد پیت، جیم کری، دی کاپریو و بقیه هم آمده بودند در صدا و سیما داشتند سریال مناسبتی بازی می‌کردند.
از این پول‌ها بدهید به آقای سلحشور. خوبی سلحشور این است که تورم‌زا نیست! اصلا اهل این حرف‌ها نیست!

۶-بیمه کاسبان تحریم درست کنید
چهار نفر داشتند برای خودشان کاسبی می‌کردند‌ها. ببینید چگونه کاسبی این زبان‌بسته‌ها به‌هم خورد. خوب اینها زن و بچه دارند. یک لقمه نان باید ببرند سر سفره‌شان. آمدند به اتهام سد معبر جمع‌شان کردند و به ندامتگاه هدایت کردند که عینهو چی پشیمان از آنجا به آغوش جامعه برگردند. حالا ما نمی‌گوییم گلریزان کنیم برای این کاسب‌های بیکار که آزاد بشوند. نیازی به این چیزها ندارند. آقای رحیمی خودش راه به راه می‌آید به مرخصی. اما بالاخره بیمه بیکاری که می‌خواهند.
کمی از این پول‌های آزاد شده را به‌عنوان بیمه بیکاری کاسبان تحریم هزینه کنیم که آسیب نبینند. تا خودشان کم‌کم کاسبی جدید راه بیندازند. خودشان بلدند چه‌کار کنند!

۷-خرج جلوگیری از کچلی
بعضی از در و همسایه‌ها ما را کچل کرده‌اند که به ما وام بدهید. بوی پول به مشام‌شان خورده.
حالا قضیه را خیلی باز نمی‌کنم. اسم‌شان را نمی‌برم، چون آبرو دارند! اینها بی‌خیال این چندرغاز پول نمی‌شوند. بدهید بهشان قبل از اینکه ما را کچل کنند!

۸-صافکاری خدمات هاله‌ای
دلیل اجرای بعضی از پروژه‌های سال‌های قبل، در هاله‌ای از ابهام هستند. به آنها می‌گویند «پروژه‌های هاله‌ای». مثلا سد گتوند ساختند، که حالا از قیافه‌اش خوش‌شان نیامده، می‌خواهند خراب کنند یکی خوشگل‌تر بسازند. اما پول ندارند. پول که رسید، خرج صاف‌کاری پروژه‌های هاله‌ای کنید.
اگر این بیمه بیکاری که گفتم زودتر راه می‌افتاد، لااقل این همه چیز میز به درد نخور نمی‌ساختند. یک پولی می‌دادیم بهشان، می‌گفتیم «فقط هیچ کاری نکن. برو با این پول صفا کن!»

۹-پول هواپیما نخریدن از روسیه
روسیه با مسئولان مذاکره می‌کند که چند تا هواپیمای تپل‌مپل به ما بفروشد. خیلی فوری کمی از این پول را بدهید به روسیه. نه برای اینکه هواپیما بخرید. برای اینکه هواپیما نخرید. بگویید این پول را بگیر، ما را بی‌خیال شو، این هواپیمایت را هم از جلوی چشم ما دور کن.
اگر دیدید فروشنده خیلی سریش است، و هی می‌گوید زن و بچه‌دار است، بخرید! بدون سرنشین بفرستید روی سد گتوند که آنجا سقوط کند. شما که باید یک پولی بدهید برای تخریب سد! با هواپیما خرابش کنید که یک تنوعی هم ایجاد بشود. اسم هواپیما را هم بگذارید «هواپیمای سد خراب‌کن!»

۱۰-ترک تدریجی اختلاس
ترک عادت موجب مرض است. هر کسی به یک چیزی و کاری عادت دارد. حالا یک عده هم به اختلاس عادت کرده‌اند. دست خودشان که نیست. یک شبه که نمی‌شود اختلاس کردن را ترک کرد، سنگ‌کوب می‌کنند. «ماهی را از دست‌شان نگیرید. ماهی‌نگیری یادشان بدهید!»
کمی ازاین پول را بگذارید برای اختلاس کردن. هر روز سهم اختلاس‌شان را کمتر کنید تا اینکه بالاخره یک روز یاد بگیرند اختلاس نکنند.

۱۱-خرج اتینا و بریز بپاش
این مورد نیازی به هیچ دستورالممل خاصی ندارد و همه کارشان را خوب بلدند. چند تا همایش و کنفرانس برگزار کنید، حل است!

منتشر شده در
هفته‌نامه «چلچراغ» | ۱۰ اَمرداد ۱۳۹۴ | شماره ۶۲۴

در این باره بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *