ده دلیل برای گیر دادن به ظریف

40cheragh623

دلواپست می‌شم، وقتی که می‌خندی!

به چه چیز ظریف می‌شود گیر داد؟ شما بفرمایید به چه چیز ظریف نمی‌شود گیر داد؟!
ما گیر دادن را هم بومی‌سازی کرده‌ایم که یک مشت غریبه به وزیر خارجه ما گیر ندهند. یعنی به جای اینکه غریبه‌ها به او گیر بدهند، ما خودمان این مسئولیت را قبول کرده‌ایم و خودمان بلدیم

۱-فامیلی قرتی‌بازی
ظریف؟ این هم شد فامیلی؟ توی کشوری که کارش روز و شب تولید حماسه است، این فامیلی مایه خجالت است به جان شما. فامیلی وزیر خارجه باید عیارش برود بالاتر. یکجوری کت و کلفت‌تر باشد که وقتی اسمش را می‌گویی، طرف مقابل نیاز پیدا کند برود و برگردد. بعد که برمی‌گردد شما ببینید لباسش را عوض کرده. دست کم شلوارش را عوض کرده باشد!
مثلا بشود «محمدجواد یُقُر» محمدجواد پولاد زره، محمدجواد نشکن، محمدجواد رسایی حتی، محمدجواد قدوسی، محمدجواد احمدی‌نژاد، محمدجواد جلیلی. چه اشکال دارد؟!

۲-ریش مشوش‌کننده
کاش می‌مردم و ریش گرد به صورت وزیر خارجه نمی‌دیدم. شما می‌دانید گرد و منحنی یعنی چه؟ یعنی انعطاف. فقط برای ریش هم که نیست. کلکسیون خطوط گرد و منحنی است این آقای ظریف. از سر و صورت و ریش تا شکم و دور و کمر و عینک.
شما ریش گرد و خوشگل می‌گذاری؛ تپل مپل هم که هستی. این خارجی‌های بی تربیتِ چشم‌ناپاک خوش‌شان می‌آید وزیر ما را دید بزنند. هی تمدید می‌کنند. هی تمدید می‌کنند. خطوط صاف با زاویه‌های تیز،  یک سال زمان مذاکره را کاهش می‌داد؛ حتی دیگر نمی‌خواستند رویت را ببینند.

۳- هی می‌خند
حالا این ریش گرد کم بود، نیش باز اضافه شد.
وزیر خارجه باید تا ته حلقش معلوم باشد؟ وزیر خارجه باید عصبانی باشد که هیچ کدامشان چیز نکند حرف اضافه بزند. جرات نکند!
نگاه کنید وقتی نماینده انگستان در ۵+۱ با آقای احمدی‌نژاد دیدار کرد، چه عصبانی نگاه کرد.
وزیر خارجه باید نشان دهد که اعصاب ندارد وحتی بگوید این «این توافقنامه ما را بدهید، بریم کار داریم»
هی نیشش را باز می‌کند، آنها هم قند توی دلشان آب می‌شود، می گویند «ای جاااان، خنده‌ات رو برم. تمدید کن این مذاکرات رو»

۴-آن کمر است؟!
این در شان کشور ماست که وزیرش کمر درد داشته باشد؟ در کشوری که شاعران برای کمر کلی شعر گفته‌اند. در کشوری که کمر به فنر تشبیه می‌شود و می‌خوانند «این کمر است یا فنر است؟! شاه‌فنر است، شاه‌فنر است» مردم خارج چه می‌گویند؟ نمی‌گویند آن کمر نیست، شاه فنر نیست؟ نمی‌گویند کمرش زیر بار مذاکرات شکست؟ بعد هم بی‌ادب‌ها می‌آیند به وزیر خارجه ما می‌گویند «برای ادامه مذاکرات، حالا یه تکون!»
اصلا کمر درد نداشتن باید یکی از شرایط وزارت باشد. موقع رای اعتماد هم تست بشود، در صورتی که شاه‌فنر است، رای اعتماد بگیرد.
ظریف همین کارها را کرد که جان کری هم خودش را زد زمین، پایش را شکست که با وزیر خارجه ما و کشور ما ابراز همدردی کرده باشد، بی تربیت. پای دوستی به سمت کشور ما دراز کرده. مردم خارج چه می‌گویند؟ می‌گویند «جان کری پا داده.»

۵-تریپت ما رو کشته
آقای ظریف همه دنیا دارند شما را می‌بینند. اینجور که شما تیپ می‌زنی، یک عده هی قربان صدقه شما می‌روند و می گویند «الهی فدات بشم» «ای جون، خندید!» «کت و شلوارت رو برم» خوب چشم طمع زیاد می‌شود. ما غیرتی می‌شویم. شما برای خودت که نیستی. اگر به قربان صدقه رفتن باشد، خودمان بلدیم. پس لطفا این را هم آنجا با صدای بلند بگویید «هیچ وقت قربان صدقه یک ایرانی نروید. قربان صدقه یکی‌شان رفتید، الان ممنوع‌الهمه‌چیز شده!»
یکی هم پیدا می‌شود شعر می‌خواند «لختی بخند، خنده تو زیباست» همه که نمی‌دانند کلمه لَختی با فتحه خوانده می‌شود. یکی هم با ضمه روی لام می‌خواند، بیا و ماست‌مالی‌اش کن.

۶-تعداد لایک‌های لج‌درآور
آقای ظریف توی فیسبوک که استتوس می‌گذارد ۸۰ هزار لایک می‌گیرد. هر کی هر کی است دیگر. هر کس دلش بخواهد، لایک می‌گذارد، بدون اینکه صلاحیتش بررسی شده باشد! حالا اگر «آلن ایر» سخنگوی فارسی‌زبان وزارت خارجه آمریکا هم لایک بزند، زده؟ یعنی «ما دوستت داریم ظریف جان. گل گفتی. با اجازه share می‌کنم!» می‌دانید که این «آلن‌ایر» هم خفن‌تر از «احمد پورنجاتی» خودمان فیسبوک را قبضه کرده است.
حتی یکبار «جیم کری» بازیگر معروف هم لایک زده بود و نوشته بود «از طرف خاندان محترم کری برای شما لایک و بوس» خاندان کری یعنی حتی «جان کری» وزیر خارجه آمریکا.
اصلا به فرض همه این ده هزار نفر صلاحیت‌شان تایید شده و مجاز به لایک زدن هستند. خداییش ده هزار تا لایک حرص آدم را در می‌آورد.

۷-تعریف و تمجید
این یکی درد را باید به که گفت؟ ما خودمان اینجا کم حلوا حلوا کردیم شما را؟ «هنری کیسینجر» به وزیر ما بگوید «دشمن قابل احترام؟»
اگر دو سه تا دری وری گفته بود، ما حال می‌کردیم و از جمله معروف «آب را بریز آن جا که می‌سوزد» استفاده می‌کردیم. اما اینکه جای خاصی از او نسوخته و به آقای ظریف گفته «قابل احترام» قابل درک نیست. اصلا ما نخواهیم این خارجی‌ها به ما احترام بگذارند، باید چه کسی را ببینیم؟
حتما آقای ظریف یک کاری می‌کند که آنها هم به او احترام می‌گذارند دیگر! قباحت دارد! نکن آقاجان!

۸-روی اعصاب اسکی نمی‌رود
آقای ظریف که برای خنده، دهانش را باز می‌کند، اصوات هم تولید می‌کند؛ ای کاش این دهان باز و اصوات تولیدی را برای چهار تا قشقرق و داد و هوار خرج می‌کرد. آستین‌هایش را بزند بالا، پاچه‌های شلوارش را هم تا بزند، هر چه که از دهانش در می‌آید نثار نیاکان و پیشینیان کشورهای ۵ + ۱ بکند. آنوقت ببینید چطوری توافقنامه را امضا می‌کنند.
آقای ظریف در کودکی و نوجوانی بچه مثبت بوده و همچنان بچه مثبت بودنش را حفظ کرده، گویا حرف‌های آبدار به انگلیسی یاد نگرفته. مترجم‌ها هم گفته‌اند این حرف‌های آبدار وطنی اصلا ترجمه‌پذیر نیستند. از نظر ما هیچ اشکالی ندارد که این حرف‌های آبدار را به زبان شیرین فارسی بگوید که آنها هم بدانند زبان ما چقدر غنی است. بها بدهیم به داشته های ملی و بومی. حالا آنها نمی‌فهمند؟ نفهمند! مهم این است که دل ما خنک بشود. تا حالا که نشده و چه بسا برای خنک شدن دلمان، خودمان مجبور بشویم آب را بریزیم اینجا که سوخته. بر دل وامانده!

۹-پیاده‌روی
آدم با استکبار جهانی پیاده‌روی می‌کند؟ شما اگر پیاده‌روی کن بودی، خطوط منحنی‌ را صاف می‌کردی. اینها می‌روند توی کشورشان تبلیغ می‌کنند که ما ظریف را پیاده کردیم. تحلیل داده می‌کنند می‌گویند «آدمی که تخت موتوری دارد و درازکش اینور و آنور می‌رود، با ما پیاده‌روی کرد. حالا درست است که ما هم وزیر خارجه آمریکا را پیاده کردیم. ولی اگر ظریف با همان تخت موتوری هم می‌رفت، اینقدر دل ما پس نمی‌رفت!

۱۰-بالقوه‌گی!
اصلا همه اینها به کنار. اینکه وزیر خارجه ما قابلیت رای‌آوری داشته باشد، زشت نیست؟ پس فردا اگر ایشان بشود رییس‌جمهور، این خارجی‌ها توی بوق و کرنا نمی‌کنند که ما با رییس‌جمهور ایران دیدار و مذاکره هم کرده‌ایم؛ بدون اینکه توی دستشویی در به در دنبالش باشیم؟!

gir-be-zarif

منتشر شده در
هفته‌نامه «چلچراغ» | ۲۷ تیر ۱۳۹۴ | شماره ۶۲۳

در این باره بخوانید:

۲ پاسخ

  1. بهاره گفت:

    عالی بود محمد عالی خیلی دوستش میداشتم.قلمت طلا

  2. میلاد گفت:

    عالی بود خخخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *