راه‌های پیچاندن زنان در راه ورزشگاه

دستورالعمل‌های قضاقورتکی ۳۲
چلچراغ ۶۱۸

zanan-varzeshgah

۱-لطفا ماست نباشید
ساده‌ترین و ابتدایی‌ترین راه این است مشت‌تان را محکم روی میز بکوبید و بگویید «نرو، یک کلام!»
اگر مشت‌تان درد نگیرد، نمی‌روند. پس لطفا آبروداری کنید و ماست نباشید.

۲-اوضاع را خیط بکنیم
از وقتی زن‌ها دلشان بهانه «رفتن به ورزشگاه» گرفت که دیدند اوضاع آرام است. یعنی از همان وقتی که ترقه و نارنجک را از دست آقایان گرفتند. خوب این آقایان حتما زن‌هایشان را می‌شناختند که گر و گر ترقه و نارنجک می‌زدند دیگر.
پس بهترین کار این است که اوضاع خیط بشود. با ایجاد ناامنی زن‌ها به آرامگاه اجدادشان لبخند می‌زنند که به ورزشگاه بروند. طرح «احیا ترکاندن ترقه و نارنجک و چیزهای دیگر» در دستور کار قرار بگیرد. چهار تا نارنجک ترکانده شود، خودشان به این نتیجه منطقی می‌رسند که «واه واه واه، چه خبره. آدم جرات نمی‌کنه پاشو بذاره اینجا» به اعتراض تیم‌های مهمان و کنفدراسیون‌های آسیایی و جهانی هم محل سگ نگذارید.

۳- شعارهای آبدار سابق را زنده کنیم
بعضی از شعارها یکجوری است که آدم فکر می‌کند آنقدر نادخ است که باید روی آن هم پارازیت بیندازند. متاسفانه بخش زیادی از تماشاچی‌های فعلی فرهنگ‌شان تغییر کرده و دیگر شعارهای مرطوب و آبدار نمی‌دهند. متاسفانه فرهنگ که اصلاح می‌شود به سختی می‌شود خرابش کرد. اما خوشبختانه عده‌ای از تماشاچی‌ها همچنان فرهنگ آبدار خود را حفط کرده‌اند و برای همه دستاندرکاران مسابقه اشعاری آماده کرده‌اند. از آنها بخواهیم که چهار تا از آن اشعار آبدار را بخوانند که زنان از این پس شرم کنند و از صد فرسخی ورزشگاه هم رد نشوند. اگر نتیجه‌گیری کنند که این بی‌تربیت‌ها تا صد سال دیگر هم درست نمی‌شوند، موضوع «ورزشگاه عاری از زنان» تا صد سال تضمین شده است، می‌روید پی کار و زندگی‌تان.

۴-قیمت بلیت زنان دو برابر باشد
چرا باید گردشگران خارجی برای خریدن بلیت دو برابر یا چند برابر پول بدهند و پیاده شوند، اما زنان نباید پیاده شوند؟ از آنجا که زن‌ها حساب یک ریال پول‌شان را هم دارند و حاضر نیستند حساب و کتاب ماهانه‌شان شیر تو شیر بشود، دو تا غر می‌زنند و با احساس رضایت از ندادن پول زور به خانه‌هایشان باز می‌گردند و تا آخر عمر به خوبی و خوشی زندگی می‌کنند!
اگر هم به دو برابر راضی شدند که به نفع شما. مگر از پول بیشتر بدتان می‌آید؟!

۵-حق قانونی ورزشگاه نرفتن را به رسمیت بشناسیم
واقعا زن‌ها تقصیر ندارند که می‌خواهند به ورزشگاه بروند. آنها دنبال حقوق قانونی‌شان هستند. این از کم کاری مسئولان است که قوانین جدید متناسب با نیاز زنان ننوشته‌اند! همین فردا در قانون «حق نرفتن زنان به ورزشگاه» را تعریف کنیم. با این اقدام مترقی زنان از این که با ورزشگاه نرفتن به حقوق قانونی خودشان دست پیدا کرده‌اند خیلی هم خوشحال و راضی می‌شوند و احساس رشد و بالندگی به آنها دست می‌دهد. آنها هم به رشد و بالندگی دست می‌دهند.

۶-تاکسی سرکاری برای زنان راه‌اندازی کنیم
در یک نطق پرشور اعلام کنید قبول کرده‌اید که زن‌ها هم به ورزشگاه بروند. چهار تا حرف‌های شیک و گوگولی مگولی هم توی بساط‌تان داشته باشید که اشک شوق به چشم خانم‌ها بیاورد که خیلی هم سخت نیست. با یک جمله کارتان راه می‌افتد. بعد بگویید حالا که شما قبول کرده‌اید، آنها هم باید با شما همکاری کنند. بگویید برای ورزشگاه رفتن زن‌ها تاکسی‌های مخصوص در نظر گرفته‌اید. این تاکسی باید زن‌ها را به مدت چند ساعت در تهران بچرخانند تا مسابقه تمام بشود. اشتباه رفتن خیابان‌ها هم البته موثر است.

۷-فاطما گل را واسطه کنید
این سریال یک جوری است که اگر بچه پر پر هم بزند، مادر از جایش جم نمی‌خورد و می‌خواهد ببیند بالاخره عروسی کریم و فاطما گل چه شد؟! در چنین مواقعی حتی اگر به آنها پیشنهاد رفتن به ورزشگاه بدهید به ورزشگاه و ورزش و شما و بچه و هر کس دیگری که مزاحم فاطماگل دیدنش بشود، هزار تا از آن اشعار آبدار ورزشگاهی می‌گوید که اینقدر کلید نکنید!

۸-زنان تاریخ را به رخ‌ بکشید
یکی از دلایلی که زنان کلید کرده‌اند به ورزشگاه بروند این است که تاریخ را نخوانده‌اند. اگر تاریخ می‌خواندند، می‌فهمیدند که نیاکان ما هرگز به ورزشگاه نمی‌رفتند. اگر هم می‌رفتند لباس نیاکان ما بلند و گشاد بود و لباس ورزشی‌شان با لباس مجلسی‌شان فرقی نمی‌کرد. کلی از زنان تاریخ تعریف کنید که چقدر با فرهنگ بودند که به ورزشگاه نمی‌رفتند. بالاخره اگر خود تاریخ هم کاری نکند، حس زنانه کار خودش را می‌کند.
در این بخش «خسرو معتضد» کارتان را راه می‌اندازد.

۹-تیم خودتان را ببازانید
چند بازی الکی برگزار کنید و حضور زن‌ها را در آن آزاد اعلام کنید. در این بازی‌های الکی و تدارکاتی تیم خودتان را ببازانید.
چند بازی هم برگزار کنید و زن‌ها را راه ندهید. تیم خودتان بازی را با اختلاف زیاد ببرد. جوری که نتیجه‌گیری این باشد که قدم زن‌ها شگون ندارد و با حضور تماشاچی های زن در ورزشگاه تیم‌های ما می‌بازند. باخت تیم مالدیو از تیم ما با ۱۷ گل هم برای متقاعد کردن زنان مالدیو به ندیدن بازی حتی از تلویزیون بود که موفق شدند! این دستورالعمل چنان اثر روحی بر زنان می‌گذارد که تا چند دهه هوس رفتن به ورزشگاه و هیچ مکان عمومی دیگری نکنند.

۱۰-در ورزشگاه بلبشو باشد
خانم‌ها به نظم و تمیزی و بهداشت اهمیت می‌دهند. ضمن پوزش از آقایان تماشاچی چند مسابقه هیچ گونه خدماتی در ورزشگاه ندهید. بهداشت هم تعطیل بشود. یک جوری که دل آقایان هم آشوب بشود. چه برسد به خانم‌ها. ممکن است این روش آقایان تماشاچی را هم بپراند و سکوها چند ماه خالی از تماشاگر بشود. مانعی ندارد. بالاخره برای حل این بحران باید هزینه داد!

۱۱-با چشم و گوش بسته به ورزشگاه بروند
اگر چشم و گوش زن‌ها بسته باشد و هیچ شعار و حرف و اطلاعاتی به آنها نرسد، هیچ واکنشی از خودشان نشان نمی‌دهند و گویا در خانه خودشان نشسته‌اند و هیچ خبری نیست. بنابراین در چند بازی اجازه ورد بدهید و چشم و گوش‌شان را بندید. عقل سلیم خودشان به آنها می‌گوید که «آخه آدم بی‌عقل! چه فایده که چیزی نبینی و نشونی. برو خونه راحت از تلویزیون، هم ببین و هم بشنو.»
این روش بسیار مسالمت‌آمیز و همراه با احترام به شخصیت زنان است.

۱۲-قید این چهار تا دانه مدال را بزنید
بحران رفتن زنان به ورزشگاه را می‌شود خیلی اساسی حل کرد و با خیال راحت به سراغ بحران‌های دیگر کشور رفت. اگر ورزش را تعطیل کنیم، کسی از گرسنگی می‌میرد؟ درآمد میلیاردی چند تا بازیکن و مربی آجر می‌شود. جور کردن درآمد میلیاردی که کاری ندارد. باور کنید کسانی هستند که اینجوری هم دنبال توپ و چیزهای دیگر بدو بدو نمی‌کنند اما میلیاردشان به موقع وصول می‌شود.
اگر ورزش نداشته باشیم ورزشگاه هم به دردمان نمی‌خورد. اگر ورزشگاه را تعطیل کنیم دیگر ورزشگاه رفتن معنایی ندارد. بنابراین بصورت ریشه‌ای با این بحران خانمان‌سوز مقابله کرده‌ایم.

تصویر بالا قرار بود طرح جلد شماره ۶۱۸ هفته‌نامه «چلچراغ» باشد که از چشم‌های این خانم معلوم است که نشد!

منتشر شده در
هفته‌نامه «چلچراغ» | ۲۳ خرداد ۱۳۹۴ | شماره ۶۱۸

در این باره بخوانید:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *