راه‌های آسان قهرمان شدن و ضدحال نخوردن

دستورالعمل‌های قضاقورتکی ۲۹

tractor94

۱-مصرف لوله را بالا ببرید
اصلا به این حرف‌ها که هر بازی فقط سه امتیاز دارد توجه نکنید. اینها بچه‌گول‌زن است. تصور کنید هر بازی هزار امتیاز دارد و حکم مرگ و زندگی دارد. از همان اول لیگ لوله‌محور بازی کنید. فکر کنید با مالدیو بازی می‌کنید و باید هفده – هجده گل بزنید.

۲-آخرش را بچسبید
حتی اگر همه بازی‌ها را هم با هفده گل برده‌اید، دلیل نمی‌شود قهرمان بشوید. اینجوری نباشید که «آخرش است و اشکال ندارد اگر دو تا گل هم بخوریم.» مثل پشت چراغ قرمز نباشید که چند ثانیه آخر حرکت کنید و بگویید: دیگه آخرشه، اشکال نداره.
مثل دانش‌آموز و دانشجوی کلاس درس نباشید که از نیم ساعت قبل از زنگ تفریح کتاب‌ها و وسایلش را جمع می‌کند.
فوتبال از چهار راه و کلاس درس خیلی مهم‌تر است.

۳-بی‌خیال فناوری‌های نوین بشوید
تجربه بشری نشان می‌دهد اینترنت دقیقا همان موقع که باید وصل باشد قطع است. بنابراین ادای آدم‌های مدرن و قرن بیست و یکمی را در نیاورید. تا حالا توی اتوبوس اینترنتان قطع نشده که بفهمید چه خبر است!
حتی اگر اینترنت هم وصل بود برای رسیدن به قهرمانی بی‌خیال اینترنت بشوید. اینترنت وصل به همان اندازه مشکوک است که اینترنت قطع.

۴- روش‌های عهد بوق را فراموش نکنید
به جای استفاده از اینترنت برای باخبر شدن از نتیجه بازی‌های دیگر از چیزهای دیگر مثل کبوتر یا کفتر، دود و شلیک استفاده کنید.
البته طرفداران حقوق حیوانات روی موضوع استفاده ابزاری از پرندگان و حیوانات حساسند. بنابراین گزینه پرنده بی پرنده.
طرفداران محیط زیست روی موضوع آلودگی هوا با دود حساسند. پس دود بی دود.
طرفداران صلح هم با شلیک مخالفند؛ حتی اگر گلوگه مشقی باشد. پس «گلوله بی گلوله»
بنابراین طرفداران به جای نشستن در ورزشگاه و استفاده احتمالی از کلمات مرطوب یک زنجیره انسانی تشکیل بدهند که نتیجه بازی رقیب را سینه به سینه منتقل کنند. لیکن با توجه به وجود نقاط ماشین‌رو مواظب عبور ماشین ازروی زنجیره انسانی باشید. مخصوصا رد شدن نیسان. نیسان چه دست صاحبش باشد چه دست غیرصاحبش، رد می‌شود!

۵-جایزه را پیش‌تقدیم کنید
برای تضمین قهرمانی جایزه و جام و بقیه چیزها را پیش‌تقدیم کنید. مصاحبه کنید و بگویید ما پیشاپیش این جام ناقابل را تقدیم می‌کنیم به فلان عزیز. بدیهی است فلانی همان کسی است که نقش تعیین‌کننده در همه چیز دارد. ممکن است یک جا رییس اداره باشد، یک جا هم همکار زحمتکش خدماتی. نگران تقدیم هم نباشد. تا حالا کی داده و کی گرفته؟

۶-مسئولان را بفرستید به سفر
این نه برای خوش‌خدمتی و دیدن دم مسئولان، بلکه برای ندیدن دم مسئولان و برای خوش خدمتی به خودتان و آیندگان است. همین که مسئولان محترم بروند آنتالیا، جزایر قناری و علی‌الخصوص برزیل و دیگر فکر نکنند که باید یک جاهایی را مدیریت کنند واقعا شعف‌انیگز و مهیج است. این بهترین فرصت برای قهرمان شدن است!

۷-زن‌ها را به ورزشگاه راه ندهید
نگویید چه ربطی به قهرمان شدن دارد. تاریخ فوتبال کشور نشان می‌دهد همه تیم‌هایی که به قهرمانی رسیده‌اند در ورزشگاه‌هایی بازی کرده‌اند که زن‌ها حضور نداشته‌اند!
حضور زن‌ها نه تنها ممکن است شما را نائب قهرمان کند، بلکه ممکن است باعث سقوط بشود. البته منظورم سقوط به دسته پایین‌تر است. انواع سقوط در حضور زنان را کارشناسان حوزه‌های دیگر باید بررسی کننند و در این دستورالممل نمی‌گنجد.
اگر قرار باشد تیم شما قهرمان بشود، در طول بازی دغدغه دارید که برای ابراز شادی ممکن است معذب باشید و هر کار که دلتان می‌خواهد نمی‌توانید انجام بدهید. اگر هم قرار باشد تیم شما قهرمان نشود، حضور زنان از شدت کلمات مرطوبی که قرار است شما و هوادارانتان استفاده کنید می‌کاهد و دلتان آنجور که باید و شاید خنک نمی‌شود. زنان که حضور نداشته باشند افراد کمتری آسیب روحی می‌بینند. در جامعه‌ای که زنان آسیب روحی دیده‌اند از شام خبری نیست. پس کاری کنید که زنان حتی از چند کیلومتری ورزشگاه هم رد نشوند.

۸-خوشحالی‌تان وحشتناک نباشد
متاسفانه بعضی از تماشاچیان و بازیکنان بعضی از تیم‌ها در سال‌های قبل چنان شادی کرده‌اند که بعضی از مسئولان شرم‌شان آمده حتی غیرمستقیم به این حرکات نگاه کنند. آنها در همان زمین بازی اقدام به درآوردن زبان، لباس ورزشی، حرص تیم مقابل، ابوی مسئولان کاشت چمن ورزشگاه، در آوردن صداهای ناهنجار و خلاف اخلاق عمومی، ادا، اطوار و چیزهای دیگر می‌کنند که خیلی ناجور و ضایع است. اکیدا این جور چیزها را در نیاورید.
به مسئولان محترم اطمینان خاطر بدهید که در کمال آرامش و درونی شادی می‌کنید. شادی‌های عمیق روحی که حتی اثری از آن هم به بیرون تراوش و چکه نمی‌کند.

۹-تریپ اخلاقی بردارید
شعار اخلاقی دادن را خیلی‌ها دوست دارند، حتی اگر یک اپسیلون هم رعایت نکنند. بنابراین قبل از شروع بازی تریپ اخلاقی بردارید و در باب بی‌ارزش بودن این سه امتیاز، جام قهرمانی، مال دنیا، امتیاز حضور در جام باشگاه‌های آسیا، عمر و اینجور چیزها صحبت کنید. در مقابل از با ارزش بودن دوستی، صفا و صمیمیت، همدلی و یک سری چیزهایی بگویید که اگر معنی‌اش را خودتان هم نفهمیدید، لااقل یک سری جمله بلغور شود که همه خوششان بیاید.

۱۰-مربی خارجی نداشته باشید اکیدا
خود داشتن مربی خارجی امتیاز منفی برای تیم شماست. هر چقدر هم که مربی خوب باشد و مستقیم شما را ببرد به بازی فینال، باز هم بی‌ارزش است. اصلا چه معنی دارد که یک خارجی بیاید اینجا قهرمان بشود؟ مگر خودشان کشور ندارند؟ مگر کشور خودشان لیگ ندارد؟ مگر لیگ خودشان تراکتورسازی ندارد؟ اگر راست می‌گویند بروند تراکتورسازی پرتغال را قهرمان کنند.
چه معنی دارد که یک خارجی اینجا نیشش را تا بناگوش باز کنید و از سهم ملی ما در شادی استفاده کند و حال و هول ما سهیم شود؟ ما خودمان دچار عارضه کمبود شادی هستیم؛ شریک هم قبول کنیم؟ بنابراین قید مربی خارجی را که بزنید نیمی از راه قهرمانی را رفته‌اید. حتی اگر مربی‌تان علی اکبر استاد اسدی باشد که حتی در لباس سرمربی هم یک نوک پا بیاید به تیم خودتان گل بزند!

منتشر شده در
هفته‌نامه «چلچراغ» | ۲ خرداد ۱۳۹۴ | شماره ۶۱۵

در این باره بخوانید:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *