در آستانه‌ی قیف؛ نگاه اون‌وریانه به فیلم‌های جشنواره فجر

dar-astane-ghifاز نگاه اونوری‌ها همه‌ی فیلم‌های سینمایی یا قیچی‌لازمند یا قیف‌لازم!
از نگاه اونوری‌ها پیشگیری خیلی باحال‌تر از درمان است.
از نگاه اونوری‌ها، فیلم اسمش را بگوید آنها تا تهش را می‌خوانند و نیازی نیست اصلا فیلم را ببینند.
از نگاه اونوری‌ها ثانون پیشگیری از جرم خیلی به تن سینما می‌چسبد.

از نگاه اونوری‌ها جشنواره فیلم فجر چند روز دیگر شروع می‌شود و باید کاری کرد. چون فیلم‌های جدیدی روی پرده می‌رود که با نگاه اونوریانه نباید برود.
آدم باید گاهی خودش را جای دیگران بگذارد. من خودم را جای اونوری‌ها گذاشتم و به فیلم‌ها نگاه کردم. از نگاه اونوریانه اوه اوهی گفتم. چون دیدم اوضاع خیلی اینوریانه است.
با نگاه اونوریانه من به بعضی از فیلم‌های اینوریانه همراه شوید.

حکایت عاشقیhekayat-e-asheghi
کارگردان: احمد رمضان‌زاده
بعضی از فیلم‌سازها به نام تخیل هر چه که دلشان می‌خواهد می‌سازند. فیلم فضایی هم که بسازند، بی‌خیال عشق و اینجور کارهای بی‌ادبی نمی‌شوند.

فیلم‌ساز باید در چهارچوب قانون تخیل کند. نسبت دادن این جور اتفاق‌های خلاف عفت عمومی مثل عشق و عاشقی، در فیلم‌های جنگی ممنوع بشود، مگر آنکه ده‌نمکی بخواهد بسازد.
در صورتی به فیلم «حکایت عاشقی» مجوز نمایش داده شود که عکاس بی‌خیال رشته عکاسی شود. با این بی‌خیالی دیگر لزومی ندارد پس از بمباران به حلبچه برود که آنجا گره‌ی عاشقانه بین او و یک زن بسته شود. مثلا می‌رود لبو بپزد بدهد به مردم. نام فیلم هم می‌شود «حکایت لبوفروشی»

اعترافات ذهن خطرناک منeterafat
کارگردان:هومن سیدی
اصلا «اعترافات» خیلی کار خوبی است و با فیلمسازی در این زمینه باید اعتراف عمومی را برای مواقع لازم و ضروری آموزش داد. اعترافات ما را یاد سال ۸۸ می‌اندازد. «ذهن خطرناک من» هم وصله‌ی خوبی است که به رقبای سیاسی ما خیلی خوب می‌چسبد.

فیلم اسم خوبی دارد. خدا کند کارگردان خرابش نکرده باشد. این اسم را بدهی به یکی مثل سلحشور، چه فیلمی از آن در بیاورد!
اگر این فیلم سلحشورانه ساخته نشده باشد، بفرستندش در قیف که دیگر اسم به این خوبی را حیف نکند.

ایران برگرiran-berger
کارگردان:مسعود جعفری جوزانی
داستان امرالله خان و فتح‌الله خان است که بر سر انتخابات شوراها در یک روستا با یکدیگر رقابت می‌کنند.

وزارت فرهنگ و ارشاد باید قبل از ساخته شدن این فیلم برای تایید صلاحیت امرالله خان و فتح‌الله خان اقدام می‌کرد. با توجه به اینکه این مراحل انجام نشده است، انتخابات، هر چند که فیلم است، باطل و فیلم از درجه اعتبار ساقط است. با این حال فیلم باید دارای پایان‌بندی باشد. پایان باز یعنی ایجاد تعلیق و تعلیق به معنی شبهه‌افکنی در انتخابات روستاست.

بوفالوboofalo
کارگردان: کاوه سجادی حسینی
این فیلم درباره زوج جوانی است که مرتکب دزدی می‌شوند.
با توجه به پایین رفتن سن ازدواج شاید این فیلم بتواند فرهنگ ازدواج را تبلیغ کند که بالاخره ازدواج کنید، با دزدی هم که شده، زندگی می‌گذرد! از این جهت فیلم قابل تقدیر است.
اما از طرفی هم قابل تقدیر نیست و آموزش می‌دهد که هر کس ازدواج کرد، باید دزدی کند. در حالی که الزام ندارد. اختیاری است.
این فیلم جامعه را یک جوری نشان می‌دهد که نباید نشان بدهد. حالا اگر وضعیت گل و بلبل نیست، فیلمساز نباید نشان بدهد که گل و بلبل نیست. باید نشان بدهد گل و بلبل است. در این ماجرای گل و بلبل که باید تخیلی کار کنند، نمی‌کنند!
بعد از دزدی این زوج به بندرانزلی فرار می‌کنند. در حالی که باید به خارج فرار کنند. بنابراین این فیلم شرایط ویژه در قیف رفتگی را دارد.

بهمنbahman
 کارگردان:مرتضی فرشباف
«بهمن» داستان «هما» یکی از باتجربه‌ترین پرستارهای بیمارستان است. پیشنهاد شب‌کاری ده شبه‌ای را می‌پذیرد. دچار بی‌خوابی می‌شود و کارش گیر سه‌پیچ می‌خورد.

فیلم بهمن متاسفانه موضوع اشتغال زنان را مطرح می‌کند. آن هم درست وقتی که دنیا به این نتیجه رسیده است که اشتغال زنان مضر است.
البته فیلمساز می‌گوید در ادامه داستان خانم پرستار به خاطر کار زیاد و بی‌خوابی زندگی‌اش خراب می‌شود که دل شما خنک بشود. در حالی که راه خراب کردن عمدی زندگی را به نسل جدید آموزش می‌دهد. یعنی اگر می‌خواهی طلاق بگیری، کار کن. هم حقوق می‌گیری، هم طلاق!

خداحافظی طولانیkhodahafezi-toolani
کارگردان: فرزاد موتمن
ماجرای مردی‌ را روایت می‌کند که از اتهام یک قتل جنجالی تبرئه شده، ولی جامعه و اطرافیانش هنوز به عنوان مجرم نگاهش می‌کنند.

در خلاصه داستان اشاره‌ای به مواضع سیاسی قاتل نشده است. همه چیز ربط به مواضع سیاسی دارد. هر کس باید از بضی کارها و بعضی افراد فاصله بگیرند. نگیرند حق‌شان است که همچنان به عنوان مجرم به او نگاه کنند. اصلا همان نزدیک بودن به آنوری‌ها خودش کم جرمی نیست. بنابراین با توجه به این که در خلاصه داستان آمده است که جامعه همچنان به چشم مجرم به او نگاه می‌کند، مشخص است که او آنوری است. باید به اشد مجازات برسد و پروانه فیلم هم باطل بشود!

خانه دخترshift-e-shab
کارگردان: شهرام شاه‌حسینی
فیلم با نگاه فمینیستی خانه را از آن دختر می‌داند. اگر کارگردان منظور فمینیستی نداشت، چرا نام فیلم را «خانه پسر و دختر» نگذاشت؟ اگر کارگردان نام فیلم را اصلاح کرد، اجازه نمایش صادر شود. در غیر اینصورت در قیف گردد.

روباهroobah
کارگردان:بهروز افخمی
کارگردان این اثر چهار سال نماینده مجلس دوره‌ی اسمش را نبر، بوده است.
پس ابتدا صلاحیت وی احراز گردد. کارگردان ضمن تبری جستن از علی مطهری، بعضی از رنگ‌ها، بعضی‌کارها و بعضی افراد، در فیلمش هر پنج دقیقه یکبار از دهان یکی از شخصیت‌های فیلم شعاری را تکرار کند. اصلا اهمیتی ندارد که فیلم شعارزده بشود.

شکافshekaf
کارگردان:کیارش اسدی‌زاده
روایت زوج جوانی است که ناخواسته برای مدت کوتاهی از فرزند دوست خود نگهداری می‌کنند. اما حادثه‌ای برای کودک باعث می‌شود که زندگی این زوج به بحران کشیده شود.

این فیلم در تعارض با شعار افزایش جمعیت است. اگر این زوج جوان راست می‌گویند و بیل‌زن هستند، باغچه خودشان را بیل بزنند. این زوج جوان باید خودشان بچه داشته باشند و از ~بچه خودشان مراقبت کنند. این فیلم فرهنگ شوم بچه قرضی و خوش بودن با بچه مردم را ترویج می‌دهد.

در صورتی که کارگردان نشان بدهد که این بچه بچه خودشان است، فیلم مجوز بگیرد. اگر این بچه خودشان باشد، دیگر زندگی‌شان هم به بحران کشیده نمی‌شود.

شرفنازsharafnaz
کارگردان: حسن نجفی
شرفناز می‌ترسد الیاس کوچکش به سرنوشت احمد دچار شود. او سال‌هاست که به فرار از این جهنم دره می‌اندیشد . سرانجام یک روز با الیاس به آن سوی کوه‌های رنگی، که همیشه آرزوی دیدنش را داشت می‌گریزد

فیلم شرفناز مرموزانه و نرم فرار مغزها را تبلیغ می‌کند. فیلم با دو اصلاحیه قابل پخش است.

۱-کارگردان احمد و الیاس را از فرار مغزی منصرف کند.
۲- منظور از «کوه‌های رنگی» مشخص نیست که آن کوه چه رنگی است. لازم است که تصاویر کوه در نیمه دوم سال یعنی در فصل پاییز که همه جا زرد است، و فصل زمستان که همه جا سفید است، برداشته شده باشد. هر گونه تصویربرداری در دو فصل آغازین سال که همه جا و آن کوه سرسبز است، بودار تلقی شده و در دهانه قیف قرار می‌گیرد.

شیفت شبshift-e-shab
کارگردان: نیکی کریمی
روایت زنی به نام ناهید است که در خیابانهای تهران به دنبال شوهرش می‌گردد تا راز زندگی‌شان را کشف کند

این فیلم هم با نگاهی فمینیستی به زنان آموزش می‌دهد که دنبال کشف رازهای شوهر و مداخله در رازهای شوهر باشند.
با اینکه هر شوهری ممکن است یک سری کارهای شبانه داشته باشد که زن او نباید به کار او سرک بکشد.

کارگردان فیلم را از آنجا که زن می‌خواهد برود توی نخ شوهر، کات کرده و زن را مجبور کند سر خانه و زندگی خودش بنشیند و خدا را هم شکر کند که سایه شوهر بر سر دارد. هر چند شوهر یک سری رازهای شبانه هم داشته باشد. اصلا شوهر بدون اسرار جذاب نیست!

طعم شیرین خیالtame-shirin-khial
کارگردان:کمال تبریزی
متاسفانه آثار هنری به تازگی موضوع تخیل را بسیار دامن می‌زنند و حتی آنرا شیرین معرفی می‌کنند. در حالی که هیچگونه نظارت و کنترلی بر آن (تخیل) وجود ندارد.

اصلا به بعضی از کارگردان‌ها نباید فرصت حرف زدن داد. چرا که آنها می‌خواهند حرف‌های خودشان را بزنند!

با توجه به سابقه‌دار بودن کارگردان در ساختن فیلم‌های توقیفی که یکی از آنها روی دست صدا و سیمای ضرغامی سابق مانده است، و با عنایت به قانون پیشگیری از جرم، این فیلم قیف‌مالی شود.

منتشر شده در
هفته‌نامه «چلچراغ» | ۱۱ بهمن ۱۳۹۳ | شماره ۶۰۳

در این باره بخوانید:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *