راه‌های تعطیلی کارگاه‌های عملی شکرخواری!

دستورالممل‌های قضاقورتکی ۱۹

دستورالعمل‌نویس قضاقورتکی، رو دست خورد! رو دست مثل پشت دست، درد دارد! فکر می‌کردم تنبیه در عصر ارتباطات یعنی لایک نزدن، آنفرند و بلاک کردن، یا نهایت یک کامنت «دو نقطه پی» گذاشتن.

ما که مدرسه رفتانده می‌شدیم، اگر کار بدی می‌کردیم، آقا معلم، از سر دلسوزی، می‌گفت «بگو شکر خوردم» حالا کار به برگزاری کارگاه عملی شکرخوردن هم رسیده. امکانات کارگاهی مدرسه‌ها پیشرفت‌ کرده است!
تنبیه هم بود تنبیه‌های قدیم. سوزش کف دست چند دقیقه بعد خوب می‌شد. ما هم باافتخار تعریف می‌کردیم که اصلا درد نداشت. ولی درباره این مورد پاکدشتی، جاهای دیگر آدم می‌سوزد. (از جمله دل آدم.)
حالا راه‌های جلوگیری از تنبیه و برگزاری کارگاه عملی شکرخوری کدام است؟

۱-سقوط هواپیما درمانی
سقوط هواپیما ضرر دارد، اما بی‌فایده هم نیست! با سقوط هواپیما می‌شود فرهنگ‌سازی کرد، انسان‌ها آدم می‌شوند و خیلی چیزها خوب می‌شود. این گروه از معلم‌نماها را باید با هواپیما درمان کرد. نه اینکه سقوط کنند؛ احتمال سقوط هواپیما هم کفایت می‌کند. بعضی‌ها وقتی بترسند قول می‌دهند از این به بعد آدم‌های خوبی بشوند. به همه خوبی کنند. بچه‌های مردم را تنبیه نکنند. اصلا زیر و رو بشوند. چون اگر نشوند، چند دقیقه بعد با هواپیما زیر و رو می‌شوند! بعد از فرود و پیاده شدن معلم‌نما، نمایش از بین می‌رود و آمار تنبیه در مدرسه‌ها کم می‌شود!
منفی در منفی می‌شود چی؟

۲-خود درمانی با سهمیه‌بندی
هر چیز که کم و سهمیه‌بندی بشود، مردم به آن دست نمی‌ِنند و می‌گذارند برای روز مبادا. تنبیه هم!

۳-مکتب‌خانه‌های قدیم بازگشایی شوند
در متب‌خانه‌ها می‌خوانند «چوب و فلک میارم، پدرشو در میارم» بچه پیش وجدان خودش به شکرخوردن می‌افتاد. ولی دست کم همان بود. شکرخوری کارگاهی نمی‌شد که بچه مردم را ببرند در WC

۴- ورزشگاه آزادی درمانی بشود
در طول تاریخ «هو شدن» تاثیر زیادی در تحول آدمها داشته. در ورزشگاه آزادی، که تاثیرش بیشتر است. امکانات سخت‌افزاری بیشتری هم دارد!

۵-مدرسه‌ها به خبرنگار مجهز بشوند
اگر در هر مدرسه یک خبرنگار مستقر بشود، هم معلم‌نما جرات نمی‌کند کارگاه عملی برگزار کند، هم برای خبرنگاران اشتغال‌زایی می‌شود. خبرنگارها که بیکارند، بازار کار در مدرسه‌ها هم زیاد است. لازم است معاهده‌ی مصونیت خبرنگارها در مناطق جنگی در این مورد هم اجرا شود. البته در منطقه‌ی جنگی هم شکرخوری مرسوم نیست.

۶- هزاره سوم و معجزه‌اش یادآوری بشود
بعضی وقت‌ها آدم گیج می‌شود و نمی‌داند ساعت چند است. گاهی روز را گم می‌کند که امروز چندم است؟ دغدغه که زیاد بشود، ماه را هم فراموش می‌کند. حتی دیده شده که کسی نمی‌دانسته در چه سالی هستیم.
ولی به کسانی که هنوز تنبیه بدنی یا روانی می‌کنند، باید قرن یا هزاره را یادآوری کنیم که ما در قرن ۲۱ هستیم. اگر متوجه نشد یادآوری کنید «هزاره‌ی سوم». یاد معجزه‌ی هزاره‌ی سوم افتادم. (دو نقطه دی)

۷-لایک درمانی بشوند
هر وقت یک معلم‌نما قصد برگزاری کارگاه عملی شکرخوری داشت، فورا یک استتوس با شعارهای زیبا بگذارند جلویش که لایک کند، عصبانیتش فروکش می‌کند. مثلا از این جمله‌ها: روزی می‌رسد دیگر جهان شکر نداشته باشد. این زیبایی در انتظار توست.
طرف میگه: لایک!

۸-استعمال دوربین
خیلی‌ها دوربین دوست دارند. اگر دوربین صدا و سیما باشد، چه بهتر. ولی اگر دوربین مداربسته باشد که یکی ۲۴ ساعته آنها را بپاید هم اشکال ندارد.
دوربین‌ خاصیتی دارد که همه جلو آن خوب، مهربان، باحال و قانونمند می‌شوند. دوربین چیز خوبی است. قبول ندارید از آقای دوربینی بپرسید.

۹-زمینه جرم برایشان فراهم کنید
بعضی‌ها وقتی نمی‌توانند جرم دلخواه‌شان را مرتکب شوند، حرص می‌خورند؛ به بچه‌های مردم زور می‌گویند. بگذارید دو تا اختلاس بکنند، جگرشان حال بیاید، دیگر تنبیه نمی‌کنند.

۱۰- داعش درمانی
این دسته از معلم‌نماها به مناطق داعش یا دست کم طالبان اعزام بشوند که قدر بودن در مدرسه‌های پاکدشت را بدانند. داعش درمان همه‌ی دردها نیست. اما بعضی‌ها باید زور بالای سرشان باشد و به مرضی مبتلا آیند!

۱۱-مدرسه‌ها را روی هوا بفرستیم
راه اساسی کاهش تنبیه، تعطیل شدن مدرسه‌هاست.
تنبیه در مدرسه‌ها در روز جمعه ۹۹ درصد کمتر از روزهای دیگر است. آن یک درصد مربوط است به دانش‌آموزی که دفترش را در مدرسه جا گذاشته بود. رفت از مدرسه بگیرد، یک سرایدارنما کشیده‌‌ای به او زد و گفت: جمعه هم ول‌کن ما نیستید!
همه کاره مدرسه بخصوص در روزهای جمعه سرایدار است!

منتشر شده در
هفته‌نامه «چلچراغ» | ۶ دی ۱۳۹۳ | شماره ۵۹۸

در این باره بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *