راه‌های آسان لت و پار نشدن

دستورالعمل‌های قضاقورتکی ۱۱

۱-بادی‌گارد داشته باشید
شاید کمی گران از آب در بیاید، اما اگر خدای ناکرده اتفاقی برایتان بیفتد و مجبور به اقامت موقت اجباری در برزخ بشوید، باید پول ۲۰ تا بادی‌گارد بدهید که برگردید اینور.
البته همه چیز را هم با پول نسنجید. وجود بادی‌گارد کلاس دارد، بقیه فکر می‌کنند آدم مهمی هستید. به خودباوری شما کمک می‌کند. سبزی‌هایتان را پاک می‌کند. لباس‌هایتان را اتو می‌زند. خلاصه بادی‌گارد چیز خوبی است.
بادی‌گارد باید دغدغه‌اش این باشد که آب در دل شما تکان نخورد. در واقع دلواپس باشد. همچین که حقوقش را بدهید از دلواپسی رهایی پیدا می‌کند.

۲-بالاغیرتا سخنرانی نکنید
وقتی یک نفر آمد و گفت کیف پولت را رد کن بیاید، سعی نکنید هر چه آموزه‌ی اخلاقی و فلسفی و انسانی بلدید، در کمتر از دو دقیقه به او آموزش بدهید. بالاخره هر کس سرنوشتی دارد. مگر شما رفتید درس خواندید و از راه علم پول در می‌آورید، کسی گفت چرا؟
دزد هم کارش این است. بنابراین در کار هم دخالت نکنید و به حفظ استقلال کاری هم احترام بگذارید.

۳-خودتان را لوس نکنید
وقتی یکی می‌آید که کیف پول‌تان را ببرد مثل یک مرد یا زن شجاع کیف پول‌تان را بدهید که برود. این ننربازی‌ها که بعضی‌ها غش می‌کنند و پهن آسفالت می‌شوند، هیچ فایده‌ای ندارد. آنکسی که آمده عزمش از عزم شما بیشتر است. فقط اینکه الکی روی خاک و خول ولو شده‌اید و هزینه‌ی خشکشویی هم افتاده گردن‌تان.

۴-فشار نیاورید
اینجور وقت‌ها بعضی‌ها به حنجره‌ی گل و گشادشان فشار می‌آورند و شروع می‌کنند به زنجموره کردن. این اقدام فقط خوراک بلوتوث‌بازهای قدیم، فیسبوک‌نشین‌ها، گوگل‌پلاس پلاسان و وایبرخورها را فراهم می‌کند که به فکر لایک های خودشان هستند. از شما فیلم می‌گیرند و فیلم‌تان می‌کنند. سعی کنید کلاس خودتان را حفظ کنید. نه به حنجره، نه اعصاب، نه به هیچ کجای دیگر فشار نیاورید که عوارض دارد.

۵-شناسایی نکنید.
آدم بعضی چیزها را باید زیرسیبیلی رد کند، حتی اگر مثل من، رضا ساکی و پوریا عالمی نباشد که مسبول باشد. یعنی کلید نکنید که زل بزنید توی صورت طرف که شناسایی‌اش کنید. شانس که ندارید، طرف را یکهو شناسایی می‌کنید، خر بیار و باقالی بار کن. طرف آشنا از آب در می‌آید که با او رودربایستی هم دارید!

۶-نقشه گوگل‌تان را فعال کنید.
این نقشه‌ی گوگل و جی‌پی‌اس و اینها فقط برای سرگرمی و دیدن پشت بام و املاک‌تان در شمال نیست. اگر نقشه گوگل فعال باشد خیلی مفید است. دست کم اگر به پیدا کردن کیف پول، مدارک و لوازم آرایشی توی کیف‌تان کمک نکند برای پیدا کردن خودتان خوب است!

۷-برای دزد قمپز در نکنید
عزیزانی که اهل موسیقی و ادبیات و خلاصه هنر و علم هستند، گاهی به سبک حکایت‌های قدیمی با خنده عاقل اندر سفیهی به دزد می‌گویند «من پولی ندارم. من چیزی دارم که تو نمی‌توانی بدزدی. سرمایه من توی مغز من است که نمی‌توانی بدزدی»
آن چیزی که شما خواندید برای دوازده قرن پیش است که دزدها چیزی جز سکه طلا نمی‌شناختند. الان آش را با جاش می‌برند. یا حرصش بگیرد بزند مغز پغز را بترکاند.

۸-از جلو پاشش مایعات کنار بروید.
اگر دزدی، همسر سابقی، آدم حسودی دست به هر مایعی برد، سریعا فرار کنید. هر مایعی که باشد تبعات دارد. حالا حتما که نباید اسید باشد. اگر آب بپاشد که ماجرای آن آب‌بازی پارک آب و آتش می‌شود، خیس هم می‌شوید، تا کی باید خیابان‌گردی کنید که خشک بشوید. خود این خیابان‌گردی تبعات دارد.
اگر نوشابه بپاشد چقر می‌شوید. اگر روغن بپاشد لیز می‌شوید. اگر هم اسید بپاشد که یک بنده‌ی خدایی را گرفتار کلانتری و اینجور جاها می‌کنید. اسیدپاش عصبانی است می‌پاشد، شما که عقل‌تان کار می‌کند و عصبانی نیستید چرا فرار نمی‌کنید؟ بنابراین در جرم شراکت نکنید. چهار تا قدم فرار کنید، ورزش هم کرده‌اید که برای سلامت جسم و روح مفید است!

منتشر شده در
هفته‌نامه «چلچراغ» | ۳ آبان ۱۳۹۳ | شماره ۵۸۹

در این باره بخوانید:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *