«اصغر آقا بفرما»ی جهانی!

«اصغرآقا بفرما» را که یادتونه؟ ماجرای سلام و علیک کردن از دور و تعارف‌ِ بی‌خطر از راه دور.
خبرگزاری مهر ماجرای «اصغرآقا بفرما» رو جدی گرفته، کلی هم اهمیت خبری براش قائل شده و نوشته:
«کواچ سرمربی تیم ملی والیبال بزرگسالان کشورمان که تهران را به مقصد کشورش ترک می‌کرد، حین ورود کیتارو به سالن تشریفات فرودگاه، از دور، با این هنرمند خوش و بشی کرد.»
اگر به اینجور چیزا باشه من تا حالا با خیلی‌ها از دور خوش و بش کرده‌ام که رسانه‌ای نشده. مثلا با:

محمد خاتمی
البته ایشون واسه کلی آدم دست تکون می‌داد، یه لحظه هم نگاهش افتاد به من. من هم توی همون یه لحظه با ایشون خوش و بش کردم و مهمترین مسائل ملی و بین‌المللی رو بررسی کردم.

محمدرضا شجریان
رفته بودیم کنسرت. من توی بالکن، آن ردیف آخر نشسته بودم. آقای شجریان با دقت نظری که داره، از اون پایین نگاهش رو مستقیم به من دوخت و با نگاهش از حضور صمیمانه من تشکر کرد. من هم زیرپوستی باهاش خوش و بشی کردم و گفتم «عشق است مرغ سحر» با نگاهش گفت «هیچی نگو حالا. بعدا برات می‌خونم»

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، علی جنتی
البته ایشون اول به قصد خوش و بش از همون ساختمون بهارستان برای عکس من یه لایک عنایت کرد. من هم از همین خونه‌ی خودمون و از دور یه poke – تلنگر زدم و با ایشون خوش و بش کردم.

مارک بوسنیچ
روز بازی ایران – استرالیا توی ورزشگاه آزادی، بوسنیچ دروازه‌بان تیم استرالیا به سمت سکویی اومد که ما نشسته بودیم و دست تکون داد. البته هر کس مدعی بود که «مارک برای من دست تکون داد.» اما من مطمئنم مارک به من دست تکون داد. منم باهاش خوش و بش کردم. یه خوش و بش مارک‌دار!

بازیکنان تیم ملی والیبال
وقتی می‌خواستند به بازی‌های جهانی برن، توی هواپیما در ارتفاع ۲۳۰۰۰ هزارپایی بودند که من از روی زمین دست تکون دادم و خوش و بش کردم. درسته که اونها توی هواپیما نشسته بودن و اصلا منو ندیدن، اما این هیچ چیز از ارزش‌های من کم نمی‌کنه!

بانوی نوازنده‌ای جوان در ارکستر بزرگ
ایشون خیلی خوب پیانو می‌نواخت و من بی‌اعتنا به ۷۰ – ۸۰ نوازنده‌ی ارکستر، از اول تا آخر ایشون را نگاه کردم. گویی تک‌نوازی ایشونه. بین دو قطعه وقتی سکوت شد، من از طبقه‌ی دوم براش دست تکون دادم و خوش و بش کردم. البته ایشون لبش رو گزید و قطعه بعدی شروع شد.

امپریسالیسم جهانی
بعضی وقتا خوش و بشی در کار نیست. اما دیگران می‌گویند هست. یعنی آدم با کسی خوش و بش نمی‌کنه، اما بعد به آدم حالی می‌کنن که کرده‌ای! مثلا شخصی به نام «امپریالیسم جهانی» که حتی باهاش سلام و علیک هم ندارم، اما برام حرف درآورده‌اند که نه فقط خوش و بش کرده‌ای، بلکه دست‌تون توی یه کاسه است و اینا. حتی جنسیت این امپریالیسم جهانی رو هم نمیگن که تصمیم بگیرم این خوش و بش نکرده را گردن بگیرم، یا نگیرم!

و قس علیهذا
خود همین «و قس علیهذا» کلی تفسیر برانگیزه و از توش هزار تا حرف میشه در آورد.

از رسانه‌های خبری می‌خوام به این پروپاگاندا و تبعیض خبری پایان بدن و اخبار خوش و بش اینجانب با دیگران رو هم پوشش بدن.
البته به جز خوش و بش‌های نکرده‌ای که معمولا پوشش رسانه‌ای داده میشه. اصلا چرا اینجا اینجوریه؟
خوش و بش‌های کرده رو اطلاع‌رسانی نمی‌کنن، اما ناکرده‌ها را نه فقط اطلاع‌رسانی، بلکه توی بوق و کرنا هم می‌کنن.

در این باره بخوانید:

۶ پاسخ

  1. مهتاب سعادت گفت:

    چرا شما به شنونده های رادیو فرهنگ و به شنونده های چایی شیرین زمان دقیق پخش برنامه رچایی شیرین رو اطلاع نمیدین؟ … یعنی واقعا انقدر مهم نیستن؟

    درسته مهم نیستن ولی خودت حتما میدونی اگه کسی بخواد درمورد برنامه هات نظر دوستانه ( نه کارشناسی شده) بده تنها و تنها و تنها مخاطبان سمج هستن که میتونن از پس این کار بربیان

    مگه میشه؟ … واقعا من اولینبارمه میبینم ارزش یه شنونده به همین راحتی زیر پا له میشه … هیچوقت این کوتاهیهارو فراموش نمیکنماااااااااااااا
    من خودم کشف کردم خیلی هم به زحمت … آخه یبار هفته یبار هشته یبار سه صبحه خب آدم گیج میشه دیگه برادر من

    رادیوی من شارژ نداشت دوساعت دنبال سیمش گشتم آمادش کردم باورکن ساعت هشت و سه چار دقیقه اکی شد بعد آقا اومده میگه دقایق آخره …

    آخه چرا اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۵۶ ب.ظ:

    از لطفت ممنونم. این محبت شما و بقیه مشتری‌های چایی شیرین برای من و رادیو سرمایه است.
    کاملا حق با شماست. من و تهیه‌کننده‌ی برنامه هم به این تغییر مداوم زمان پخش برنامه اعتراض کرده‌ایم.
    فعلا هم به نظرم ساعت پخش برنامه نامناسب است. عنوان برنامه صبحگاهی است نه عصرگاهی و بدتر از آن شامگاهی.

  2. م گفت:

    آقای مومنی، وبلاگ ماتینه چند وقته این شکلی شده
    با گوشی و تبلت و لپ تاپ و… ضمنا با همه مرورگرا هم امتحان کردم.

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۵۳ ب.ظ:

    امیدوارم به زودی بتوانم تغییراتی در قالب بدهم که در همه دستگاه‌ها و مرورگرها به خوبی دیده و خوانده شود.

  3. درود بر شما خیلی زیبا بود

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۵۲ ب.ظ:

    سپاس 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *