مثل آب خوردن بورسیه شوید!

دستورالعمل‌های قضا قورتکی ۴

bourse-ab

۱-اراده کنید، بورسیه می‌شوید.
البته در همه‌ی دولت‌ها «خواستن توانستن» نیست. در آن دولت که می‌سرود «ما می‌توانیم»؛ شما هم می‌توانید. نه و ده. شماره‌ی دولت را عرض می‌کنم.

۲-مدیرعامل ساپیا یا ایران خودرو شوید.
نگویید «اووووه». فکر می‌کنید مدیرعامل سایپا شدن کاری دارد؟

۳-بگردید یک نسبت خانوادگی با یک نفر که دستش توی کار است پیدا کنید.
اصلا سخت نگیرید که فقط باید پسرخاله و پسرعمو و دختر عمه باشید. حتی بوده‌اند کسانی که پسرخاله‌ی نوه عمه‌ی داییِ همسایه‌ی روبرویی یکی از دست ‌اندر کاران بوده و توانسته. ما می‌توانیم!

۴- دو خط نامه از معتمد محل بگیرید.
بنویسد «این طفلک خیلی دوست دارد دکتر بشود. بورسیه‌ای، توصیه‌نامه‌ای، خلاصه یک چیزی بدهید دستش که خوشش بیاید.» حتی اگر امضا نکرد و انگشت زد هم قبول است.

۵- نمره‌ی آبرومند بگیرید.
اصلا به خودتان فشار نیاورید. فشار آوردن جا دارد، زمان دارد! یک نمره‌ای در حد و حدود ۱۰ خیلی هم مناسب است. اصلا وقت دولت که خودش نه و ده می‌شود، نباید نمره‌ی داوطلب بورسیه‌اش بیشتر از این باشد.

۶-ترمز ببرید.
ترمز بریدن نشانه‌ی خوبی است! دنده عقب هم نداشته باشید مگر درباره‌ی نمره‌های دانشگاهی. نمره‌های بالا کسر شان دارد. برای مرفهان بی‌درد و غرب‌زدگان است.

۷-دلواپس باشید.
چه باالقوه، چه بالفعل. مهم نیست هشت سال بعد اسمتان بشود دلواپس. کسانی که در کنکور شرکت می‌کنند و رتبه‌ی بالا می‌آورند همیشه دلواپس هستند. شما هم دلواپس باشید. دلواپس چه؟ آنش دیگر به شما و ما ربط دارد. به دیگران ربطی ندارد.

۸-آب بخورید!
خوردید؟ ای جان. چه یک نفس هم می‌خورید. شما الان بورسیه شدید، به همین سادگی. اصلا مهم نیست کمبود آب و خشکسالی است. شما آب‌تان را بخورید.

۹-یک عکس در ستاد انتخاباتی بگیرید.
ستاد کاندیدایی که احتمال می‌دهید ۶۳ درصد آرا را به دست بیاورد بگیرید، اصلا معجزه می‌کند که در هزار‌ی سوم بی‌نظیر باشد!

۱۰-پسرخاله یا هر جور فامیلی که شد بشوید!
فامیل یک وزیر، استاندار، فرماندار، بخشدار، شهردار، دهدار، محله‌دار، کوچه‌دار، خانه‌دار یا هر چی دار دیگر بشوید. یا آنها فامیل شما بشوند. هم به درد بورسیه می‌خورد هم به درد ازدیاد جمعیت. یک تیر و دو نشان است. هم فال و هم تماشا.

۱۱-سعی کنید نخندید.
چون هیچ چیز خنده ندارد.

۱۲-با اجنه ارتباط‌ حسنه برقرار کنید.
بالاخره اجنه با بعضی از دست‌اندرکاران رابطه‌ی خوبی دارند، مهر شما را به دل ایشان می‌اندازند.

۱۳-تلاش کنید تا بیخ، زبان‌تان کش بیاید و دراز شود.
همانطور که می‌دانید زبان برای بورسیه شدن خیلی اهمیت دارد.

۱۴-هوای میوه‌فروشی محله‌ی نارمک را داشته باشید.
بیشتر از او خرید کنید. قبض‌های خرید را برای پیوست کردن به پرونده، نگهدارید.

۱۵-نگران نباشید!
نگران نبودن منافاتی با دلواپس بودن ندارد.

پی‌آمد:
این دستورالعمل در صورتی کاربرد دارد که بتوانیم با ۶۳ درصد آرا یک نفر را انتخاب کنیم که خیلی خاص باشد. اصلا معجزه‌ی هزاره‌ی سوم به بعد باشد. در کشورهای دیگر نوزادان او را با نام کوچک صدا کنند. یکی که خودش هم دکتر باشد.
در غیر اینصورت دستورالعمل را بگذارید در کوزه عجالتا. بالاخره یک روزی دوباره به درد می‌خورد.

منتشر شده در
هفته‌نامه «چلچراغ» | یکم شهریور ۱۳۹۳ | شماره ۵۸۰

در این باره بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *