از حافظ و سعدی وام نگیرید!

دستورالعمل‌های قضاقورتکی ۱
– – – – – – – – – – – – – – – – – – – – –

۱-اعتماد صندوق قرض‌الحسنه را جلب کنید. یک مراسم عقدکنان ساده همان جا در محل صندوق برگزار کنید. آن کاغذها که می‌دهید شد مدرک؟ چیزی که زیاد است کاغذ پاره. اینجوری عواطف مسئولان صندوق هم جریحه‌دار می‌شود؛ می‌گویند: بده بیاد جلو! دو سال بده بیاد جلو!

۲-مدیر عامل صندوق باید دلش به یک چیز شما خوش باشد یا نه؟ پول که علف خرس نیست. برای اطمینان بیشتر هر چقدر می‌توانید مظنه، را بالا ببرید. مظنه دیگر! تعداد احتمالی فرزندان! هر عدد بچه ۲ ماه شما را به وام نزدیک‌تر می‌کند. جای چانه را هم بگذارید. عدد اول را روی ۱۰ تا ۱۵ بگویید که در چانه‌زنی به ۵ – ۶ برسد. از قدیم می‌گفتند آنقدر که مدیر عامل صندوق به بچه‌دار شدن وام‌گیرنده اصرار دارد، پدرها و مادرهایشان ندارند.

۳-یک مدت دندان‌هایتان را مسواک نزنید. اگر به فکر سلامتی دهان و دندان‌تان هستید باشید. به من ربطی ندارد. اما اگر برداشت مرفه بی‌درد از شما و دک و دهان‌تان شد، به من ربطی ندارد.

۴-ذوق وام گرفتن دارید که داشته باشید. دلیل نمی‌شود که تاکسی دربست یا آژانس بگیرید تا صندوق. اگر فکر می‌کنید کسی متوجه نمی‌شود که دارید برای خودتان کیف می‌کنید، اشتباه کرده‌اید. وقتی عکس‌تان آمد در خانه‌تان می‌فهمید! پس یک جوری بروید که باور‌شان بشود وام می‌خواهید.

۵-صندوق وام قرض‌الحسنه با هیچ بنی بشری تعارف ندارد. جوگیر نشوید فلان بازیگر، ورزشکار و هنرمند را ببرید برای ضمانت. بعد از سفر برزیل یکی باید برود ضمانت اینها را بکند!

۶-برای ضامن، دور چهره‌های شناخته شده را خط بکشید. آنها تابلو تشریف دارند و به راحتی رد صلاحیت می‌شوند. پس لطف کنید نه خودتان را خسته کنید نه زحمت آن بندگان خدا را در رد صلاحیت ضامن‌ها زیاد کنید. چهار تا آدم غیرتابلو، سه برابر تعداد مورد نیاز، جور کنید، که هر کدام نشد کارتان لنگ نشود.

۷-از سخت‌گیری صندوق درباره‌ی ضامن استقبال کنید. فرصت بسیار خوبی است. خیلی مهیج است. آدم می‌تواند بعد از مدت‌ها دیداری با آباء و اجدادش تازه کند!

۸-بنابر اطلاعات کسب شده خوشبختانه صندوق وام دهنده خیلی مدرن شده و مدارک مورد نیاز را بصورت «دیتا» هم قبول می‌کند. شما بلوتوث می‌کنید، آنها دریافت می‌کنند. فقط مواظب باشید یک چیزی بلوتوث نکنید که نه فقط وام ازدواج بهتان ندهند، بلکه پیاده‌تان کنند از اسب مراد.
ابتدا از همه‌ی مدارک مورد نیاز کپی بگیرید، کپی‌ها را اسکن کنید، اسکن‌ها را برابر اصل کنید و بعد بلوتوث کنید. یادتان باشد این صندوق علاقه‌ی مفرطی به کپی و برابر اصل دارد.

۹-از در که داخل شدید به همه از دم سلام کنید. آدمیزاد کف دستش را که بو نکرده. یهو یکی از اینها کاره‌ای در صندوق است، خاطرش مکدر می‌شود. اصلا اینها به کنار، سلام کردن خوب است. سلام کنید. به همه. رد ندهید.

۱۰-ناامید بودن بسیار بهتر از امیدوار بودن است. اگر امیدوار بروید و نشود، ضد حال می‌خورید؛ اگر بشود هم بهتان نمی‌چسبد.
اما وقتی ناامید بروید، اگر بشود کیف می‌کنید و از فاز ناامیدی به فاز امید و شادی و شنگولی وارد می‌شوید. اگر هم نشد که به همان حال و هوای ناامیدی ادامه می‌دهید. در واقع چیزی را از دست نمی‌دهید.
شاعر هم سروده «در نا امیدی بسی امید است» نگفته که «در امید بسی امید است!»

۱۱-آنجا شیرین‌زبانی نکنید هی از شعر حافظ و سعدی وام بگیرید که برایشان بخوانید. آنوقت می‌گویند «برو از همان حافظ و سعدی وامت را بگیر.» چند ماه دندان روی جگر بگذارید.

منتشر شده در
هفته‌نامه «چلچراغ» | ۱۱ اَمرداد ۱۳۹۳ | شماره ۵۷۷

در این باره بخوانید:

۲ پاسخ

  1. بهاره گفت:

    خوبه که متن های چلچراغت رو اینجا می نویسی. برا کسی مثل من که با چلچراغ دعواش شده و دیگه نمیخره، خیلی خوبه !

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ شهریور ۱۲ام, ۱۳۹۳ ۶:۴۶ ب.ظ:

    امیدوارم چلچراغ بتونه دلتو به دست بیاره که باهاش آشتی کنی 🙂

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *