با اینکه حذف شده‌ایم، یک پای فینالیم!

black-hand-2014آنقدر در فوتبال به جمع بزرگان نرفتیم، که بزرگان خودشان مجبور شدند بیایند پیش ما. از قدیم هم گفته‌ایم «تنبل نرو به سایه، سایه خودش می‌آیه.»
حالا که ما به جمع بزرگانی مثل انگلیس، اسپانیا و ایتالیا نپیوستیم، آنها به ما پیوستند. حتی آنقدر هول بودند که جلوتر از ما رفتند که جا گیرشان بیاید!

می‌گویند «روزی خوشبختی خودش به سراغ تو می‌آید.»
دیدید که بالاخره هم آمد. آمد به سرم از آنچه… ببخشید اشتباه شد! با همان ضرب‌المثل‌های قبلی کیف کنید عجالتا.
البته به سایه نرفتن و سایه خودش به زبان خوش و باکمال میل آمدن سابقه‌ی تاریخی هم دارد. وقتی آمریکا به عراق حمله کرد، عمران صلاحی در «کمال تعجب» (ستونش در روزنامه‌ی آسیا) نوشته بود: «آنقدر نرفتیم به آمریکا که آمریکا خودش آمد! تنبل نرو به سایه، سایه خودش می‌آیه.» اصلا دنیا در همه‌ی زمینه‌ها تلاش می‌کند خودش به ما بپیوندد. فقط فوتبال و سیاست که نیست.

از کسی پرسیدند: دوستانت را بر اساس چه معیارهایی انتخاب می‌کنی؟ گفت: والله من انتخاب نمی‌کنم، آنها من را انتخاب می‌کنند!
ببینید. هم اعتماد به نفس داریم، هم ضرب‌المثلی که عرض شد، درباره‌مان صدق می‌کند: تنبل نرو به سایه، سایه خودش می‌آیه!

درآخر این را بگویم که از حالا به بعد هر تیمی که ببازد و از گردونه‌ی جام جهانی حذف بشود، عملا یکی یکی به ما می‌پیوندند. حتی ما می‌توانیم با قیافه‌ی حق به جانب بگوییم: «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟!» یا «کاری که باید انجام می‌دادی را بهتر نبود از اول انحام می‌دادی؟!»
حتی در فینال هم هر کس ببازد، به ما می‌پیوندد. همه به ما می‌پیوندند. در واقع ما رقیب بلامنازع قهرمان جهان خواهیم بود. این هم از شگفتی‌سازی ما، با اینکه حذف شده‌ایم اما یک پای فینالیم! اصلا ما هر کار کنیم برنده‌ایم. ببریم، برنده‌ایم. ببازیم هم برنده‌ایم.
این شکوه تاریخی بر ما مبارک باد!

در این باره بخوانید:

۴ پاسخ

  1. Mohsen گفت:

    با سلام
    دوست عزیز بسیار لذت بردم با این که بسیار زیبا مینویسی گاهی که البته علتش معلوم است بسیار در لفافه مینویسی و خواننده باید کلی اطلاعات قبلی داشته باشه تا منظور شما را متوجه شود و این نوشته چیزی از ارزش های شما کم نمیکنه در ضمن چقدر گزارش شما از کوچه و خیابانهای شاعران زیبا بود و
    خواندن چند باره اش و همسفر شدن با شما در ان کوچه ها برایم واقعیتی بود که در رویا قابل لمس بود . بسیار سپاسگزارم

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۴:۲۰ ب.ظ:

    سلام
    فکر می‌کنم به لفافه‌نویسی عادت کرده‌ام. هر چند لفافه گاهی به قایم‌باشک‌بازی‌های متنی و زیبایی‌های متنی کمک می‌کند و گاهی با کشف زیرلایه‌ها خنده‌ی بیشترذ و عمیق‌تری هم در پی دارد.
    سپاس 🙂

  2. مهتاب سعادت گفت:

    سلام اقای مومنی عزیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــز
    من توی تاریخ پستهای سایتت واقعا گیج شدم

    روز قلم بر شما عزیز خارق العاده ام مبارک
    از همه سرا سوایی
    مشاور محتوایی

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۷:۱۴ ب.ظ:

    فقط یادداشت «رمزگان ربنا» رو به مناسبت ماه رمضان به بالای وبلاگ سنجاق کرده‌ام.
    بقیه‌ی نوشته‌ها مرتب پشت سر هم آمده.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *