خرهای پل رد کن

khar-pol-rad-kon2

خرس را ول کن، خر را بچسب. با وجود خر، آن هم خرهای تیز رو، خرس می‌خواهیم چکار؟ شکار کنید.

وقتی خر داریم، چرا پلنگ شکار نکنیم؟ چرا یوزپلنگ آبکش نکنیم؟ چرا دریاچه ارومیه را بخار نکنیم؟ چرا کتاب بخوانیم؟
از قدیم می‌گفتند «خنده بر هر درد بی‌درمان دواست». ولی به نظر من «خر بر هر درد بی‌درمان دواست»

با وجود خرهای به دردبخور، چرا محیط زیست را آلوده نکنیم؟ نه اینکه خر جارو باشد، زباله‌ها را جمع کند. نه، ولی اگر هم جارو باشد، جاروی پرنده است که «از پل گذشتن»اش مثل پرواز باشکوه «یه پرنده است»

خودتان هم دیده‌اید که بارها و بارها «خر ما از پل گذشت
وقتی خرمان روی پل نیناش‌نیناش‌کنان می‌رود و می‌رسد آن طرف، چرا آب را هدر ندهیم؟ مگر هی نمی‌گفتند «بحران کمبود آب داریم؟» اتفاقی افتاد؟ نه «خر ما از پل گذشت»

مگر نمی‌گفتند «اگر جلو بلندمرتبه شدن برج جهان‌نمای اصفهان گرفته نشود، میدان نقش جهان از فهرست یونسکو حذف می‌شود؟» حذف شد؟ نه! «خر ما از پل گذشت»
مگر نمی‌گفتند «آلودگی هوا، به مرز هشدار رسیده؟» رسید، ولی خودش هم برگشت! «خر ما از پل گذشت»
آن همه قطعنامه علیه ما صادر شد. چیزی شد؟ نه! «خر ما از پل گذشت» قطعنامه‌دانشان آسیب دید.
آن همه سه هزار میلیارد، سه هزار میلیارد هپلی شد. اتفاقی افتاد؟ گفتند اینجوری اقتصاد سقوط می‌کند. سقوط کرد؟ نکرد. «خر ما از پل گذشت»
سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی تعطیل شد. «خر ما از پل گذشت»

اصلا این خر ما کارش گذشتن است. منحصر به فرد است. وقتی خرمان مثل اجل معلق حتی از روی پل معلق با سرعت اسب رد می‌شود، چرا جلو شکار سمندر و گوزن را بگیریم؟ این همه پلنگ و پوزپلنگ برای چه؟ با وجود خرهای به این چموشی چرا که نه؟!
به این نمونه‌ی درخشان از «گذر افتخارآمیز خر از پل» توجه بفرمایید.

دو هفته‌ی پیش که خانم «ایرینا بوکوا» دبیرکل یونسکو به ایران آمد، یک نوک پا هم رفت به اصفهان به میدان نقش جهان و گفت «به به. چه میدانی. همه چیز خوب است. همه چیز آرام است. اصلا آنقدر همه‌ی اصول را رعایت کرده‌اید که حیف است یک بار در فهرست یونسکو ثبت بشود. باید چهار پنج بار ثبت بشود. اصلا آدم دلش می‌خواهد همین جا توی اصفهان دفن بشود.»
حالا تا یکی دو روز قبل این میدان مثل «شهر فرنگ»، به‌سان «بازار شام»، عینهو «بازار سیداسماعیل» بود. هر کی – هر کی، پر از کامیون‌های پارک شده، داربست، بلندگو.
ولی تا خانم بوکوا خواست بیاید همه چیز روی دور تند، مرتب و تر و تمیز شد. اگر پای دبیرکل یونسکو در میان نبود، مسئولان می‌گفتند «اینها ایرادهای ساختاری است که چند سال برطرف کردنش زمان می‌برد».

اما بشنوید که تا خانم بوکوا پایش را از اصفهان گذاشت بیرون، گفتند «رفت، رفت! راحت باشید» و در میدان تاریخی نقش جهان اصفهان همان آش‌، با همان کاسه‌های قبل برای رفاه حال عموم عرضه شد.
تازه اوضاع میدان شیر تو شیر بود و خر ما از پل گذشت. اگر شیر نبود که این خر چهارنعل هم می‌رفت.
بنابراین، بدانید که خر ما توانایی‌های بسیار زیادی دارد. اصلا خر نگو، پرنده. خر نگو، پهباد. باسرنشین، بی‌سرنشین از پل می‌گذرد.

این خر ما خر عجیبی است. از کره‌گی دم نداشت، اما همیشه از پل رد می‌شود! آب هم از آب تکان نمی‌خورد.40cheragh-564

هفته‌نامه چلچراغ | ریسه | ۲۰ اردی‌بهشت ۹۳ | شماره ۵۶۵

در این باره بخوانید:

یک پاسخ

  1. ▒░★★★ــــیّدعلے ذوالفقاری★★★░▒ گفت:

    سلامٌ علیکم و رحمه الله
    می بخشید قربان شما دقیقاً کدام آقای مومنی هستید؟؟
    من دچار شک و شُبهه شدم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *