معرفی غول‌ها به سبک چهار چهار دو؛ کیانوش عیاری

kianoosh-ayyari اگر قرار بود «سمک عیار» یک نوک پا سفر کند به زمانه‌ی ما فکر می‌کنم ابزار و یراق جنگاوری‌اش را می‌سپرد به موزه، ابزار و یراق نبرد مدرن را به دست می‌گرفت و می‌شد یک فیلمساز درجه یک.

فیلم‌های سمک عیار گاهی هم مجوز نمی‌گرفتند. گاهی دیر مجوز می‌گرفتند. بعد که مجوز می‌گرفتند جایزه هم می‌گرفتند. همیشه یک ربط‌هایی بین مجوز و جایزه وجود دارد. در حالی که سمک عیار دنبال جایزه و اینجور چیزها نبود. ایشان می‌شد یک فیلمساز اجتماعی.

اگر گذشته‌ها که دوره‌ی جنگ سفت بود با شمشیر و سپر به کمک آدمهای مظلوم می‌رفت، در دوره‌ی جدید که جنگ هم حتی نرم شده بود با دوربین‌اش می‌رفت از همان‌ مردم فیلم می‌گرفت و نشان می‌داد. یک نموره هم موهایش بلند بود. یعنی یک نیمه‌ی موهایش بلند بود. یک نیمه اصلا چیزی نبود. عینک هم که داشت. با کسی هم شوخی نداشت. اصلا کسی بود مثل همین «کیانوش عیاری» خودمان. اصلا خودِ خودش است، کیانوش عیاری.

اگر خواستید به سینما بروید و فیلم‌هایش را ببینید، مواظب باشید اشتباه نروید. صف‌هایی که خیلی بلند باشد، حتما مربوط به کارهای ایشان نیست. از عجایب سینمای عیاری اینکه فیلم‌هایش درباره‌ی مردم عادی است، اما مردم عادی نمی‌روند ببینند. نه اینکه تماشاگرهای سینمای عیاری غیرعادی باشند. اما همچین عادی هم نیستند.

اگر دنبال چرت زدن در سینما هستید هم فیلم‌های کیانوش عیاری را انتخاب نکنید. اگر دنبال کف و سوت زدن و بشکن زدن هستید هم فیلم‌های عیاری اصلا مناسب حالتان نیست. اگر رفتید و با لب و لوچه‌ی آویزان برگشتید، خودتان مقصرید.

آقای عیاری کلا با «کارخانه‌ی رویاسازی» رابطه‌ی خوشی ندارد. نه اینکه از پول بدش بیاید. همه پول را دوست دارند. اما ایشان هم پول را دوست دارد، هم سینمای اجتماعی را. جمع کردن این دو، جانِ سخت می‌خواهد که کیانوش عیاری دارد. بالاخره همانطور که زندگی خرج دارد، سینما هم خرج دارد. پس آقای عیاری هم فیلم تجاری می‌سازد. اما فیلم‌های تجاری‌اش هم مهر «سمک عیار» دارد. مثل روز باشکوه، دو نیمه سیب و شاخ گاو.

البته کیانوش عیاری، سمک عیار صبوری است. خودش که دیر به دیر فیلم می‌سازد؛ فیلم‌هایش دیر به دیر هم مجوز می‌گیرند. پس بطور متوسط هر ۵ سال یکبار سر و کله و هیبت او ظاهر می‌شود. یک چیزی مثل سال کبیسه. هر سال پنج تا فیلم می‌سازند. کیانوش عیاری هر پنج سال یکبار یک فیلم می‌سازد. اما وقتی می‌سازد، محکم  و عمری می‌سازد. سینماگران به آن می‌گویند: ضد زلزله.

سریال هم که می‌سازد «ضد آب» می‌سازد. سفت و غلیظ می‌سازد. مثل روزگار غریب که خودش یک مرجع برای تحقیق است. چنان به جزییات توجه می‌کند که تیم طراح صحنه و دکور و طراح لباس و گریم همه از کت و کول می‌افتند.40cheragh-556

منتشر شده در
هفته‌نامه‌ «چلچراغ» | ریسه | ۱۹ بهمن ۱۳۹۲ | شماره ۵۵۶

طرح از «حسین صافی»

در این باره بخوانید:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *