آرایش غلیظ، آخرش خوشه!

arayesh-ghalizبرای عده‌ای «تیتراژ» فیلم نقش «آپاندایس» را دارد. بود و نبودش یکی است. می‌شود برید و انداخت دور. می‌شود اولین عنوان تیتراژ که بالا آمد، به سرعت سالن را ترک کرد.
آری شود… اما نشنیدن تیتراژ پایانی فیلم «آرایش غلیظ» یعنی ضرر. یعنی از دست دادن آهنگ پرشور «سهراب پورناظری» و اجرای نو و زییای «همایون شجریان» با تکرار‌ها و بازی‌های زبانی، با شعر مولوی «با من صنما دل یک دله کن…»

گاهی باید برای شنیدن چنین اثری جداگانه پول خرج کرد، یا باید این در و آن در زد، یا این سایت و آن سایت رفت.
اما اگر روی تیتراژ یک فیلم سینمایی باشد، به راحتی می‌شود نشنیده گرفت و بنا به یک سنت دیرینه، تیتراژ را یک تعداد اسم و عنوان و کلمه‌های بی‌ارزش دانست و خلاص!

از خود فیلم هم خوشم آمد. پر بود از همین حرفهای روزمره‌ی خودمان و پر بود از شوخی‌هایی که خیلی هم جدی بودند. یعنی جدی بودند، ولی ما به جدیت مسخره‌شان خندیدیم. مثلا وقتی دو آدم کلاش و شارلاتان به پست هم می‌خورند، حتما اسباب خنده فراهم است!

در نوبتی دیگر درباره‌ی «آرایش غلیظ» به کارگردانی «حمید نعمت‌الله» می‌نویسم. خواستم در این شب‌های جشنواره‌ای، آمار بدهم که ببینید و آخرش را بشنوید. «آرایش غلیظ» آخرش خوشه!

در این باره بخوانید:

یک پاسخ

  1. سارا گفت:

    فیلم آرایش غلیظ خییییییییلی عالی بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *