تاریخ پر داد و دود

قلیان سنتیهمه دود تولید می‌کنند. اگر یک نفس عمیق بکشید، عمق مطلب را درک می‌کنید. حتی اگر نفس عمیق هم نکشید عمق مطلب را درک می‌کنید.
البته تاریخ بشر همیشه دودی بوده است. یعنی پر از دود و غبار بوده و گاهی تا دو قدم جلوتر را هم نمی‌شود رویت کرد. این به جای خود. اما منظورم این بود که ما از ازل دودی بوده‌ایم. تا ابد هم دودی خواهیم ماند. تا آنجا که جناب آقای حافظ می گوید «… دود از کفن بر آید»

بعضی‌ها برای مقابله با دود اموات‌شان را داخل دریا انداختند که تحریف تاریخی است. ما کاری با تحریفات تاریخی نداریم. اتفاقا با همین تحریفات ضد دودی، دود بیشتری از سر تاریخ‌خوان‌ها بلند می‌شود.

البته بشر هر چه پیشرفت کرد، همه چیز را خز کرد. مثلا یک موقعی هر کسی که موبایل نداشت. الان یک بچه‌ی ۱۰ ساله هم دو سه تا گوشی تلفن همراه دارد. به این می‌گویند خز شدن. دود هم خز شد. شرح تاریخی‌اش را بخوانید که خودتان متوجه بشوید:

* زبان دود
انسان‌های اولیه آن موقع که زبان نداشتند حرف بزنند، با آتش و دود به یکدیگر پیغام می‌دادند. بعضی از انسان‌های اولیه خیلی کم‌جنبه و پرچانه و دود بودند. این دود بلند کردن بعدها به زنان سپرده شد. خانم‌های اولیه صبح تا شب با در و همسایه گپ می‌زدند که ابتدا پر دود بود و بعدها پر گرد و خاک هم شد.
با خز شدن دود مردهای اولیه تصمیم گرفتند موبایل را اختراع بکنند که امواجش در همدیگر قاطی پاطی نشود.

* ماشین دودی
شما فکر می‌کنید برای چه امروز ماشین‌های دودزا را جریمه می‌کنند؟ چون کار افتاد دست آدم‌های بی جنبه. وگرنه خیلی از ناهنجاری‌های امروز یک روزی هنجار بود و کلی هم کلاس داشت. مثلا همین دودزا بودند.
اصلا در تهران قدیم یک وسیله‌ی حمل و نقل تردد می‌کرد که به آن می‌گفتند «ماشین دودی». هر کس سوار «ماشین دودی» نمی‌توانست بشود. بعدها مردم به توانمندی‌های خودشان پی بردند و همه صاحب ماشین دودی شدند. با این اتفاق ماشین دودی خز شد و به تاریخ پیوست که آنجا برای خودش دود بکند. نه که تاریخ خودش خیلی کم دود دارد!

* آرمان‌دود!
تهران که پایتخت ایران شد مردم در شهرهای دیگر اعتراض کردند که چرا همه‌ی امکانات دست تهرانی‌هاست و از همان موقع رقابت «تهرانی – شهرستانی» شروع شد.
هر چه گفتند «تهران هم جای حسادت دارد؟ شهر پر از دود و دم؟!»
آنها نتیجه گرفتند که «دود و دم» علت پیشرفت تهران است. در مدتی کوتاه و در یک تلاش مجدانه بسیاری از شهرها به زیور دود آراسته شدند و مردم از اینکه توانستند روزهایی از سال را مثل تهران به علت دود و دم و آلودگی تعطیل باشند، احساس خوشبختی و پیشرفت مضاعف کردند!

* دود هزاره‌ی سوم!
با گسترش رسانه‌ها سرانه‌ی تولید دود هر شهروند در جهان افزایش پیدا کرد. البته فکر نکنید که دود مستقیما از رسانه بلند شد. رسانه که خودش یک واسطه است.
خودتان یک لحظه فکر کنید! با این همه خبرهای عجیب و غریب و اظهار نظرهای عجیب و غریب تر، با این مصاحبه‌های آنتیک، با این آمارها که مثل نقشه‌ی مار می‌ماند و هی بالا و پایین می‌رود تولید دود اتفاق عجیبی نبود. حتی کارشناسان می‌گویند در یک مقطع هشت ساله، به اندازه‌ی کلا تاریخ کشور دود از سر مردم بلند شد و البته آنرا معجزه‌ی هزاره‌ی سوم نامیدند. دودش هم آخر به چشم مردم رفت. البته بعضی از رسانه‌ها بعدها گفتند، باید  به خودکفایی برسیم و خودمان دود تولید کنیم.
بنابراین دودی از بعضی از رسانه‌ها به آسمان رفت که با حتی با آب‌پاشی هوای تهران توسط هواپیما هم این دود مهار نشد!

* گسترش تکنولوژی قلیان
این وسیله هم سرنوشتی مشابه موبایل دارد. البته قلیان‌های قدیمی مثل موبایل های اولیه یا همان تلفن‌ها یک نخی، سیمی، شلنگی چیزی داشتند. بعدها که ارتباطات بی‌واسطه‌ی بی‌سیمی – بی‌شلنگی رایج شد، شلنگ قلیان‌ها هم جمع شد و مانند تکنولوژی موبایل، تکنولوژی قلیان هم در دسترس همه‌ی علاقمندان قرار گرفت.
البته همانطور که گفتم هر چیز که زیاد بشود، خز می‌شود. اهل فن می‌گویند مبتذل شده است. مثلا همین قلیان یک موقعی زیر سیبیل بزرگان بود. کسی که قلیان می‌کشید برای خودش خانی بود. بزرگی بود. امیری بود. از این قرتی‌بازی‌ها هم در نمی‌آوردند که دود حلقه‌ای و دود آبشاری بدهند بیرون. خیلی تنوع به دودشان می‌دادند دود را از بینی مبارک بیرون می‌دادند که موجب شادی و نشاط نوکران و چاکران و مخلصان می‌شد.
اما متاسفانه بعد به قرتی‌بازی آلوده شد!

* قلیان و بخش خصوصی
با گسترش علاقه و تقاضای قلیان، این حوزه به بخش خصوصی سپرده شد که سرمایه‌گذاری بکند و از آنجا به بعد بود که هی قهوه‌خانه افزوده شد.
سرمایه‌گذاران با اظهار بی‌علاقگی به هر نوع کارهای ننر فرهنگی و اینجور چیزها، پاسخ به علاقه و درخواست مردمی را وظیفه‌ی خودشان اعلام کردند. بنابراین قهوه‌خانه‌ها همچون راهرو های پر پیچ و خم تاریخ یکی پس از دیگری راه اندازی شدند.

* تفاهم دودی
روانشناسان یکی از دلایل آلودگی هوا و دودی شدن بشر را لارج شدن والدین اعلام کرده‌اند. راست می‌گویند. یک زمانی ما اگر اسم قلیان را به زبان می‌آوردیم فلفل و انواع ادویه‌های تند به دهان ما می‌ریختند. امروزه نسل ها خیلی به هم نزدیک شده‌اند. البته نزدیکی بیشتر در همین حوزه‌ی دود و دم بوده و در سایر زمینه‌ها سعی کردند فاصله‌شان را حفط کنند یا اینکه آنرا بیشتر کنند. اما در زمینه‌ی دود و دم نسل‌ها به تفاهم عمیقی دست یافتند و پدر و پسر با هم به تولید دود در انواع مختلف پرداختند.

* اینترنت دودی
آقا امبرتو اکو می‌گوید «بشر برای پیشرفت گاهی به عقب باز می‌گردد بخشی از ابزارهای پیشین را با خودش به پیش می‌برد و یک پیشرفت جدید به دست می‌آید.»
من ضمن تایید حرف‌های آقای اکو همین اینترنت را مثال می‌زنم. با راه‌اندازی شبکه‌ی اینترنت قدم برگی در راه تولید دود برداشته شد.
با تکیه بر نظر آقای اکو وقتی اینترنت کشور ابتدا نفتی شد، مسئولان تصمیم گرفتند با بومی‌سازی هر چه بیشتر یاد گذشته را بیشتر زنده کنند و اینترنت دودی را راه‌اندازی کردند. اینترنتی که هم خودش مثل ماشین دودی با سرعتی قابل توجه کار خلق‌الله را راه می‌اندازد و هم دود از سر کاربرانش به آسمان می‌رود.
* * *

تولید دود همچنان ادامه دارد. تا یک راه جدید برای تولید دود اختراع می‌شود، آنرا خز می‌کنند. مثلا یکی از روش های تولید دود، دود دادن سیبیل است که در این زمینه به خودکفایی هم رسیده‌ایم.40cheragh-545

منتشر شده در
هفته‌نامه‌ی «چلچراغ» | بخش «ریسه» | ۲ آذر ۹۲ | شماره‌ی ۵۴۵

در این باره بخوانید:

یک پاسخ

  1. سلام
    خواندمت عزیز…
    خسته نباشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *