شیوه‌نامه‌ سربازی

با خواندن این شیوه‌نامه، پیچ و خم سربازی را شناسایی کنید و حالش را ببرید!

← مرخصی گرفتن
* کنفسیوس گفته «مرخصی گرفتن خوبه، مخصوصا اگه ندن!» اینجوری بیشتر زحمت می‌کشی، بیشتر هم از مرخصی لذت می‌بری.
بازم کنفسیوس گفته «چیزی که به سختی به دست بیاد، لذت‌بخش‌تره.» سعی کن از سفت و سخت‌ترین مقام مافوق مرخصی بگیری.

* داخل دفتر فرمانده رباتی رفتار کن. جوری که انگار آدم نیستی، رباتی! فرمانده یک حالی می‌کنه!

* فرمانده صدای پاکوبیدن رو دوست داره. جوری پا بکوب که ارزش بیرون رفتن از پادگان رو داشته باشه! حجم صدای پا به تعداد روز  مرخصی ربط مستقیم داره. آخر هر جمله‌ی فرمانده پابکوب. حتی اگه گفت راحت باش، «پا بکوب»!

* زمان ما (دهه‌ی ۷۰ – ۸۰) سیاست‌های مرخصی دادن، سیاست‌های «فوتی» بود. «فوتی – فوری» نه، یعنی بر اساس «مرگ و میر» بود. الان سیاست‌ها تغییر کرده. اگر بگی فلان کسم مرده، فرمانده عصبانی میشه و حتی ممکنه تنبیه بشی. اونوقت خون هم گریه کنی، از مرخصی خبری نیست. اون موقع که ما با شیوه «فوتی» مرخصی می‌گرفتیم، کنترل و کاهش جمعیت تشویق می‌شد! الان ازدیاد جمعیت اهمیت پیدا کرده. باید بگی عمه‌ام زاییده، خاله‌ام، مامانم…
اتفاقا حربه‌ی بهتری هم هست. چون مرگ یکباره. اما عمه و خاله و دیگران می‌تونن بارها به سیاست افزایش جمعیت کمک کنن!

← غذا گرفتن
* سربازی یه قانون همیشگی داره «غذا کمه» چه با ۱۰۰ سرباز، چه با ۴۰۰ سرباز. همیشه نزدیک وقت صبحانه، ناهار و شام، بشقاب، قاشق و لیوانت رو آماده نگه دار. البته مخفیانه آامده کردن بهتره. چون دست زیاد میشه!

* به محض رویت دیگ (که معمولا چند نفر با نیشِ باز از آشپزخانه میارن) باید در محل تشکیل صف حاضر بشی.

* همیشه درخواست ته‌دیگ کن. به ته‌دیگ کمی برنج می‌چسبه که تا پنج درصد برای رفع گرسنگی مفیده.
یا اگه مرغ بود بگو برات جناغ، یا تکه استخوانی بگذارن. به جناق و استخوان کمی گوشت چسبیده!
یا بگو از اون سیب‌زمینی سوخته‌ها هم به من بده، اشکال نداره. اون یه تیکه کره که چسبیده به کاغذ بده به من!

* مبادلات غذایی اهمیت زیادی در سربازی داره. وقتی غذایی دوست نداری، نگو نمی‌خورم. بگیر، بده به کسی که دوست داره. چون غذاهایی هم هست که او دوست نداره و تو دوست داری!

* حتی اگر سبزی پاک کردن بلدی، معطل نکن. داوطلب کار توی آشپزخونه شو. اونجا مشکل غذایی‌ات برطرف میشه. اگر حتی بلد نیستی چهار تا دونه سبزی پاک کنی، باربری غذایی هم خوبه. آوردن دیگ از آشپزخونه تا آسایشگاه راه حل خوبی برای نمردن از گرسنگیه!

← پیچوندن
* اگر از بزرگترها بپرسید یکی از بهترین لحظه‌های عمر شما کدوم بوده؟ میگن «پیچوندن»
دکارت گفته «لذتی که در پیچوندن هست، در انجام دلسوزانه و صادقانه‌اش نیست. من می‌پیچونم، پس هستم!» مرخصی‌های فوتی و مرخصی‌های زاد و ولدی هم پیچوندن به شمار میان. اما پیچوندن گستره‌ی وسیع‌تری داره.

* توی سربازی مکانی وجود داره به اسم «مکان امن». تعدادش هم زیاده که کسی دچار بیماری‌های کلیوی و اینجور چیزها نشه.
البته وقت پیچوندن همون تعداد زیاد هم کم میاد. مثل رفیق خوبه که میگن «هزار تاش هم کمه!»
طبق سرانه‌ی جهانی هر سرباز باید یه «اتاق امن» برای پیچوندن داشته باشه.
اما الان برای هر ۴۰ سرباز، یک «اتاق امن» وجود داره که دیگه بستگی به چالاکی سربازها داره.

* تنگی نفس یکی از شیوه‌های مهم برای پیچاندن رژه، ورزش صبحگاهی و … است.

* در صورتی که یکی از سربازها بیمار شد، ارتباط نزدیک‌تری با او برقرار کنید. یک بیمار به دلجویی سربازهای دیگه نیاز داره!

← رژه رفتن
در رژه رفتن باز شدن چند چیز خیلی مهمه.
* هر چقدر «پا» بیشتر باز بشه و بالا بره، فرمانده از شما بیشتر خوشش میاد! فقط قبل از خودشیرینی برای فرمانده لباس‌های فرم‌ را دور دوزی کن. کیفیت دوخت این لباس‌ها تا حالا پاسخ مثبت نداده و سرباز را از یک تا سه ماه بیشتر به خدمت به سرزمین واداشته.

* باز شدن دهان برای پاسخ دادن به فرمان‌های فرمانده هم مهمه. هر چه بیشتر باز بشه و صدا بیرون بریزه، فرمانده بیشتر خوشش میاد. البته درباره‌ی خطرات زیاد باز شدن دهان تاحالا راهکاری پیشنهاد نشده!

← کسب رضایت مقامات مادون! (ضد مافوق!)
* این شیوه فقط برای سربازخونه نیست. آسمون همه جا یکرنگه. اما با تمرین این شیوه در سربازخونه، اوسا میشی برای بیرون. بعد از سربازی هر جا که باشی دوست داری بیشتر فرودست رو ببیینی. پایین شهری‌ها. پایین‌نشین‌ها.

* اگه سربازی که اتاق فرمانده سربازخونه را تی می‌کشه صلاح ندونه بری مرخصی، عمرا بتونی بری مرخصی.

منتشر شده در
هفته‌نامه‌ی «چلچراغ» | بخش «ریسه» | ۱۸ آبان ۹۲ | شماره‌ی ۵۴۳

در این باره بخوانید:

یک پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *