برو بیای فیلترینگ

مراسم تودیع – ۳

آقای فیلترینگ از ماشین مدل بالا که پیاده شد، وبلاگ‌ها و سایت‌ها ریختند دور و برش. چند تایشان شروع کردن به نفرین کردن. محافظ‌ها دور و بر آقای فیلترینگ را گرفتند و او را به سالن محل برگزاری مراسم بردند.
یک گروه می‌گفتند فیلترینگ عزل شده، و این مراسم تودیع است.
یک گروه می‌گفتند ابقا شده و این مراسم تجلیل و بزرگداشت است.
آقای فیلترینگ را که به سالن محل برگزاری مراسم بردند، درها را بستند و سالن را فیلتر کردند که کسی واردش نشود، شلوغ کند!
آقای فیلترینگ مثل همیشه کت و شلوار رنگ و وارنگ پوشیده بود و به آن کلی سنجاق سینه آویزان کرده بود؛ درست مثل ژنرال‌ها. روی هر سنجاق سینه اسم چند تا خبرگزاری، مجله، وبلاگ و سایت نوشته شده بود.

یکی گفت: واه واه واه. چه شهر فرنگی راه انداخته. خجالت هم نمی‌کشه با این سن و سالش. اوایل ساده‌زیست بود. تک رنگ می‌پوشید، یه جمله‌ی «مقدور نمی‌باشد» هم می‌چسبوند روی سینه‌اش!

آقای فیلترینگ تا چشمش به صندلی‌های خالی افتاد عصبانی شد و فریاد زد: اینجا چرا خالیه؟
گفتند: قربان، همه فیلتر شدن دیگه. وبلاگ و سایتی باقی نمونده که بخواد بیاد. اگه اجازه بدین…
هنوز حرف‌شان تمام نشده بود که چندتا از سایت‌ها و بلاگ‌های فیلتر شده از پنجره و هواکش آمدند توی سالن و شروع کردند به نفرین آقای فیلترینگ. (اعتراض)
او حسابی جا خورده بود. پرسید: اینها از کجا اومدن؟ مگه سالن رو فیلتر نکردین؟
– قربان، اینا فیلترشکن دارن. سالن هم کلی باگ داره.
– باگ دیگه چیه؟
– همون سوراخ سمبه‌ی خودمون!
کم کم تعداد وبلاگ ها و سایت‌های فیلتر شده‌ی معترض داخل سالن زیاد و زیادتر شد.

ناگهان کسی خبر آورد که «عزل» آقای فیلترینگ لغو شده، و «این مراسم تودیع نمی‌باشد. بلکه مراسم تجلیل و بزرگداشت می‌باشد!»
موجی از شادی و توان مضاعف به آقای فیلترینگ و اطرافیان وارد آمد!
او پشت تریبون ر فت و گفت: «خدمت‌رسانی بهتون بکنم خالصانه!» و دستور داد همه‌ی وبلاگ‌ها و سایت‌هایی را، که از سوراخ سمبه‌ها وارد سالن شده بودند، از سالن بیندازند بیرون.
– به همه‌ی مهمانان عزیز، وبلاگ‌ها و سایت‌های «جان سالم به در برده» خوش‌آمد می‌گویم. همچنین به پیشکوت ارجمند جناب آقای پارازیت…
سایتی که توی ردیف پنجم خودتو پنهان کردی، پاشو ببینم…
سایت فیس‌بوک که با خبر عزل فیلترینگ، چند ساعت پیش، از فیلتر درآمده بود، بلند شد و تا آمد چیزی بگوید، فیلترینگ دستور داد از سالن اخراجش کنند.
وقتی فیس‌بوک را می‌بردند، فریاد می‌زد: ولم کنین، من که چیزی از خودم ندارم! هر چه دارم متعلق به مردمه!

تا درها باز شد کس دیگری خبر آورد که ابقا لغو شده و فیلترینگ عزل شده است.
فیلترینگ عصبانی شد و با مشت محکم روی تریبون کوبید و گفت: اول تصمیم‌تون رو بگیرن، بعد ما را بفرستین توی مراسم!
– قربان! گفته‌اند فیلترینگ برای ما هزینه‌بره، دیگه کارایی که نداره هیچ، ضرر هم داره.
– همین آقای پارازیت. چقدر گفتن ایشون مضره! نبود که. حالا ایشون که امواجه. ما که امواج هم نداریم.

با اعلام خبر عزل فیلترینگ، باز هم وبلاگ ها و سایت‌های معترض از سوراخ سمبه‌های سالن وارد شدند و به شادی و پایکوبی در چهارچوب مقررات پرداختند.

یوتیوب از سایت‌های فیلتر شده گفت: تو حتی پل‌دختر را هم فیلتر کردی. من فیلم‌های زیادی از طبیعت شهر پل‌دختر لرستان دارم. دختری با کفش‌های کتانی هم فیلتر بود. حالا تکون بخور…
فیلترینگ گفت: چی بخور؟
– تکون!
فیلترینگ گفت: روز روشن در حضور فیلترینگ از کلمه‌های قبیح استفاده می‌کنی؟ بیشتر حروف کلمه‌ی «تکون» شامل فیلترینگه. رعایت کن. حالا ما هیچ. از آقای پارازیت خجالت بکش.

یک سایت فرهنگی گفت: من بالاترین وبگرد را داشتم. توی آسمون فرهنگ و هنر و ادبیات برای خودمون خوش بودیم. اما مورد عنایت شما قرار گرفتم.
فیلترینگ گفت: همون که بالاترین رو داشتی، برای فیلتر شدنت بس بود.

دقایقی بعد خبر آوردند که فیلترینگ ابقا شده…
چند دقیقه بعد از دقایقی بعد خبر آوردند فیلترینگ عزل شده، اما از وجود ایشان در جاهای دیگر استفاده خواهد شد!

بنابر گزارش‌های رسیده تاکنون تکلیف فیلترینگ و دیگران روشن نشده و هر لحظه حکم تازه‌ای برای او صادر می‌کنند. بنابر گزارش‌های رسیده فیلترینگ بین عزل و ابقا و تودیع و تجلیل معلق است!هفته‌نامه‌ی «چلچراغ» | ۶  مهر ۹۲ | شماره‌ی ۵۳۷

منتشر شده در
هفته‌نامه‌ی «چلچراغ» | ۶  مهر ۹۲ | شماره‌ی ۵۳۷

در این باره بخوانید:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *