آقای رییس! لطفا به خودت بخند!

روز «تودیع» رییس دولت پیشین نامه‌ای سرگشاده به او نوشتم و از او پرسیدم: «چند وقت است که نخندیده‌ای؟»
انتشارش میسر نشد تا امروز که فیلمی از شوخی رییس جمهور و وزیر کنونی امور خارجه با وزیر پیشین من و خیلی‌ها را خنداند.
به گمانم پس از ۸ سال این نخستین «خنده‌ی دولتی» بود که برای تلطیف فضای نشست بود؛ نه برای گزیدن و تحقیر دیگران. این «شوخی برای شوخی» بود.

متن نامه را بخوانید:

رییس دولت نهم و دولت پس از نهم
سلام

من یکی از همان «خس و خاشاک»‌ها هستم که سال ۸۴ گفتی «آب رودخانه می‌آید و اینها را با خود می‌برد.»
اگر رودخانه همان «زمان» باشد، زمان شما به‌سر رسید!

در همه‌ی ماه‌ها و سال‌های گذشته، نگاهم متوجه خنده‌ها و لبخند‌ها شما بود. انواع خنده و لبخند را به لب شما دیدم، جز یک نوع که فکر می‌کنم خنده‌ی‌ واقعی و اصیل همین باشد.
خنده‌ای که با «تفکر و شجاعت» درآمیخته است. خنده‌ای که هم به خود جان می‌بخشد، هم به دیگری.
با معیار قرار دادن این خنده، فکر می‌کنم شما سال‌هاست که نخندیده‌ای.

نه از سال ۸۸، نه از سال ۸۴ ، که فکر می‌کنم از پیش از آن؛ سال‌هاست که نخندیده‌ای.
خنده‌ای که در لحظه آدمی را از غصه خوردن، حرص خوردن و از عصبانیت رها کند؛ که آدم خودِ خودش بشود.
این خنده تفاوت دارد با پوزخند و ریشخند و خنده‌ی تمسخرآمیز و انواع دیگر. خنده‌ای که به آن می‌گوییم «خنده‌ی بی‌غل و غش»

مثلا وقتی خبرنگاری از شما پرسید: آقای لاریجانی می‌گوید «تحریم‌ها بر وضعیت اقتصادی کشور تاثیر ندارد» شما با خنده‌ای از سر تمسخر گفتی: «اگر تحریم‌ها تاثیر ندارد، حتما سخنان ایشان تاثیر دارد دیگر‍!»

در سخنرانی‌ها و گفت‌وگو با خبرنگاران، هر وقت از مخالفانت سخن به میان می‌آمد، ابتدا نیشخند تحویل می‌دادی و بعد هم می‌گفتی: «از این حرف‌ها زیاد می‌زنند. آب را بریزند آنجا که سوخته!»

یکی از نقطه‌های هدفِ خنده «خود» است. خنده باید پیش از دیگران به خود اصابت ‌کند.
وقتی که آدمی رفتار، کردار و گفتارش را در آینه‌ی طنز می‌بیند، ناگهان «دو زاری»‌اش می‌افتد که «ای دل غافل! این که منم! من هم اینگونه‌ام؟! چقدر عجیبم! چرا اینقدر بی‌قواره‌ام؟!»
اینجا محل شلیک خنده است. خنده‌ی از ته دل.

مثلا وقتی در یک متنِ طنز کسی «آب هندوانه»ی ته بشقابش را هورت می‌کشد، یا بداخلاقی می‌کند؛ یا بی‌حوصله به همه گیر می‌دهد، آدمی ناگهان خودش را در آینه‌ی این متن می‌بیند که چه مضحک شده؛ و به ناگاه از ته دل به خودش می‌خندد.
آدمی در صحنه‌ی متنِ طنز، بدون درد و خونریزی و سر و صدا خودش را نقد می‌کند و می‌گوید: «ای بابا! عجب آدم خنده‌داری می‌شوم گاهی!»
خنده پوششی است که زیاد آبرویش نرود و خنده – خنده نقدی بیان شود.

اما شما در این ۸ سال هیچ نقدی را نپذیرفتی. حتی یک نمونه را به یاد ندارم.
در برابر همه‌ی نقدها، پاسخ شما یا نیشخند بود، یا پوزخند، یا خنده‌های دیگر. هر چه بود پذیرشِ نقد و «خندیدن به خود» نبود. شما فقط به دیگران خندیدی!
شما با منتقدان و طنزپردازان نخندیدی. شما به منتقدان خندیدی.

آقای احمدی‌نژاد!
من در همین وبلاگم «ماتینه»، بدون دغدغه، درباره‌ی «محمد خاتمی» بسیار طنز نوشته‌ام. گاهی هم از دستش عصبانی بوده‌ام؛ اما بدون دغدغه نوشته‌ام.
اما سوی شما نیامدم. روی خوش نشان ندادی که درباره ی شما طنز بنویسند و کاریکاتوری بکشند.
اما من، خود نخواستم که بنویسم.
اینگونه‌ام! با کسی شوخی می‌کنم که جنبه‌اش را داشته باشد؛ کسی که پیهِ کم و زیادِ شوخی را به تن بمالد.

همه‌ی ما باید فرصت «خندیدن به خود» «دست انداختن خود» و «خندیدن دیگران به خود» را فراهم کنیم. اگر به طنز مجال ندهیم، پای «هجو» به میان می‌آید. «هجو» با کسی شوخی و «رو دربایستی» ندارد. به کسی رحم نمی‌کند و با خودش همه کس را می‌برد. هجو «همه کَس بر» است. شاید هم «همه کَس‌کُش».

آقای احمدی‌نژاد!
حالا که رودخانه‌ی زمان، دولت شما را با خود برده است، کاش از خودت بپرسی «چند وقت می‌شود که از ته دل نخندیده‌ای؟!»
خنده‌ای که یک سویش خودت باشی و آنقدر به خود بخندی که خودت را بشکنی؛ که همه جرات و رغبت کنند به سوی شما بیایند.

آقای احمدی‌نژاد!
حساب کن…

بازنشر در سی‌میل

در این باره بخوانید:

۶ پاسخ

  1. نگار گفت:

    خنده های منتقدانه دلچسب در قاب بندی صورت هرکسی جا نمی گیرد…
    فقط حیف که زهر نیشخندهایش کام خیلی ها را تلخ کرد

  2. م گفت:

    عاااالی,,,, هزارتا لایک
    خیلی سوزناک نوشتید, بر دل نشست, چون از دل بود.
    خود من تو این هشت سال واقعا از پوزخند نیشخندهای ایشون وحشتناک بدم میومد.
    سپاس.

  3. دمادم گفت:

    کمتر سیاستمداری یا بهتر بگویم اصلا سیاستمداری را در ایران ندیده ام که رها و بی غل و غش بخندد(البته محمد خاتمی درین میان استثنا است). نه تنها سیاستمدار که کلا هیچ آدم بلند مرتبه(چه سیاسی باشد یا اقتصادی و فرهنگی) را ندیده ام که عمیق بخندند. بنظرم تا حدودی به ریشه های ستایش اندوه از طرفی و از سوی دیگر ریاکاری نهادینه در فرهنگ ما مربوط باشد. اما خنده تمسخرآمیز، کاری بود که تنها از جناب ایشان برمیامد و لاغیر.

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۵۶ ب.ظ:

    موضوع «ژست‌های خودخواهانه» را هم باید در نظر گرفت. ژست سیاستمداری، ژست روشنفکری، و… که گمان می‌کنیم چون معروف و مشهوریم باید خیلی وزین باشیم و به لبخند اتوکشیده‌ای بسنده کنیم.

  4. مليحه گفت:

    خوب لبخند رئیس جمهور از اون نکته‌هاست که هر کسی بهش فکر نمیکنه و خوب حالا که فکرش رو میکنم میبینم اون پوزخند و ریشخندها اعصاب خیلی ها رو خورد کرد بود و خدارو شکر که تموم شد.

  5. تينا گفت:

    سلام جناب مومنی

    یه نکات زیادی اشاره کردید …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *