گوسفند، کیسه نایلونی نمیخواد!

No plastic bags

گرفتن «کیسه‌های نایلونی» یکی از مهمترین آداب ، پس از خریده.
مهم نیست چی بخرید؛ مهم اینه که «کیسه نایلونی»اش را بگیرید! اصلا مهم‌تر از خرید، دادن و گرفتن کیسه نایلونیه.
خیلی وقت‌ها اصلا نیازی به رد و بدل کردن کیسه‌ نیست ، ولی رسمه دیگه. اصلا بعضی‌ها میرن یه چیز ارزون میخرن که کیسه نایلونی بگیرن. مشتری با خودش میگه: زودتر بخرم، کیسه‌های نایلونی‌اش خیلی خوشگله، از اینا بگیرم!
اگرم بهشون ندن، یادآوری می‌کنن و میگن: آقا از اون کیسه‌ها نمیدین؟
بعضی وقت‌ها هم میگن: میشه یکی دیگه هم بدین!
بعد هم به دوستاشون آمار میدن: برید از فلان جا خرید کنید، نایلونای خوشگلی داره!
نمونه‌هایی از این رسم کهن رو با هم ببینیم:
***

– یه کیلو سبزی خوردن میخوام.
+این سبزی خوردن، اینم نایلون.
– نایلون نمیخوام! زنبیل دارم.
+ الزامیه خانوم! سبزی بدون کیسه نایلونی نمی‌فروشیم ما!
حالا میخوای از زنبیل هم استفاده کنی، اشکال نداره. سبزی رو بذار توی کیسه نایلونی، بعد با کیسه بذارش توی زنبیل، که نه سیخ بسوزه، نه کباب!
***

– یه کیلو موز بدین.
+ این موز؛ کیسه هم از اونجا بردار.
– اِوا مگه شما نمیدونی «۲۱ تیر، روز بدون کیسه‌های نایلونیه». برای حفاظت از محیط زیست…
+برو بابا دلت خوشه‌. سر و ته مملکت رو دارن میخورن، اونوقت میگه حفاظت از محیط زیست…
یه چیز مجانی هم بهتون میدن، قبول نمی‌کنین!
ده دقیقه دیگه بیای، یه دونه هم نمی‌بینی. خواهون زیاد داره.
***

– سه تا دونه هلو بدین لطفا.
+ اینم سه تا هلو.
-آقا نایلون نمیخوام. بچه‌ها دهن‌هاتون رو باز کنید. همینجا میخورن. اینجوری به محیط زیست هم کمک بیشتری میشه. آخه سه تا دونه هلو رو میذارن توی نایلون؟!
***

-آقا ببخشید یه گوسفند زنده میخوام.
+اون خوبه؟
– گاوه که؟
+ گوسفنده، درشته. نانو گوسفنده! بدم؟
-بده دیگه. چه جوری ببرمش حالا؟
+ این کیسه نایلونی رو بگیر.
-این واسه چی؟
+مگه گوسفند نخریدی؟
-جا میشه؟
+شما عقلت نمیرسه که جا نمیشه؟!
-پس واسه چی دادی؟
+ اگه جا نمیشه ما وظیفه‌مون رو نباید انجام بدیم کیسه نایلونی بدیم به مشتری؟!
***

-صفحه دیسک ماشین‌تون باید عوض بشه. از توی اون قفسه یه صفحه دیسک بیار… آقا چیکار می‌کنی؟ بذار اول توی کیسه‌ی نایلونی، بعد بیار.
+مگه نمیخوای همین الان عوض کنی؟
– وقتی صفحه دیسک رو میخری، اول باید بذاری توی کیسه نایلونی، بعد بیاری اینجا من از توی کیسه بیارم بیرون عوضش کنم!
***

-پسرم این کیسه‌ی پارچه‌ای رو بگیر، برو چند تا نون بخر!
+این داستان ادامه ندارد. چون من هیچوقت نمی‌رفتم نون بخرم، اما این هیچی از ارزش‌های اقدام زیست محیطی مامانم کم نمی‌کرد!
***

-پسرم این زنبیل رو بردار برو چند تا شیر شیشه‌ای، بخر. از اونا که عکس گاو روشه.
درسته که من هیچوقت نمی‌رفتم شیر بخرم، اما دلیل نمی‌شد که از زنبیل استفاه نکنم.
داداشم رو می‌نشوندم توی زنبیل، سواری می‌خورد، کیف می‌کرد. بعد هم می‌رفت، شیر می‌خرید!
بزرگتری گفته‌اند، کوچیکتری گفته‌اند. حالا چه با زنبیل، چه با کیسه‌ی پارچه‌ای، چه با کیسه‌ی نایلونی!
***

در پایان از کسانی که جمعه رو برای این کار انتخاب کردن، تشکر می‌کنم.
جمعه روز راحت‌تری برای ترک کیسه‌های نایلونیه. مثل اینکه روزه باشیم، از صبح تا شب می‌خوابیم که به کیسه‌های نایلونی احساس نیاز نکنیم.

در این باره بخوانید:

یک پاسخ

  1. زرینه گفت:

    گاهی بابت یه آدامس خریدن اتوماتیک یدونه نایلون هم می خوان بدن.
    من به زور هم که شده اون کیسه نایلون رو نمی گیرم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *