آیا ما شادیم؛ یا دلمان خوش است؟!

shadi-shojaat

در روزهای گذشته چندین نفر با کنایه و طعنه و یا حتی دلسوزانه بر شادی من در روزهای گذشته خرده گرفته‌اند. حتی دوستی برایم نوشت «دلم برات می‌سوزه!»
وقتی انتقادم را درباره‌ی معرفی علی مطهری بعنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نوشتم، دوستی نظر داد: «خوبه کم کم داره شادی‌ها از دماغتون در میاد و بیدار میشید»
چند نکته را کوتاه یادآور می‌شوم:

۱-من آدم سیاسی نیستم؛ ولی از آن گریزی نیست. سیاست به همه جا پاگذارده و من ناچارم گاهی برای بیرون راندنش از عرصه‌ی کاری‌ام (فرهنگ و هنر)، یا دست کم مهار آن، نقد و نظرهایم را ابراز کنم.

۲- آدمی به امید زنده است. «امید بذر هویت ماست»
در زندگی، گشوده شدن روزنه‌های کوچک نیز، سبب شادی و امیدواری است.
وقتی دست‌مایه‌ای اندک از راه می‌رسد، خوشحال می‌شویم. هر چند که می‌دانیم این اندک‌مایه، برابر با حجم مشکلات ما نیست. اما روزنه‌ای کوچک و بهانه‌ای برای ادامه‌ی راه است.

۳-شادی من، شادی پیروزی در یک عرصه‌ی سیاسی نیست و خاستگاه اجتماعی، فرهنگی و هنری دارد.

۴-خنده و شادی، شجاعت را در آدمی تقویت می‌کند. شجاعت، زمینه‌ی اندیشیدن را فراهم می‌کند. تاثیرات روحی و روانی‌اش را هم که بسیار گفته‌اند.
شادیِ همنوعانم، شادی من است.
وقتی یک شوک، بیمار را به زندگی بازمی‌گرداند، سبب خوشحالی است. پس از آن می‌شود به جراحی هم فکر کرد.

۵-هنوز به زندگی سیاه و سپید نگاه می‌کنیم. اینکه دوستی خود را «بیدار» می‌داند و دیگران را «خواب»، بیانگر آن است که «تعدد و تنوع اندیشه‌ها و سلیقه‌ها» هنوز به باور ما تبدیل نشده.
هر کس حق دارد از راه و روشی که گمان می‌کند بهترین است، محکم دفاع و آنرا اثبات کند. اما حق ندارد، دیگران را انکار کند.

۶-«دانای کل» روایِ دلخواه من نیست. چه در داستان، چه در دنیای واقعیت!
آنچه که دوستان منتقدم در سر دارند، از ذهن مردمی که شادی می‌کنند نیز گذشته است. به اشتباه گمان می‌کنند که «دانای کل» هستند!
لطفا از جایگاه «دانای کل» خارج شوند و به دنیای داستان‌های «چند صدایی» گام بگذارند و اجازه بدهند که دیگران هم روایت خودشان را بیان کنند.

۷-آقای روحانی «کاندیدا»ی ایده‌آل من نیست. من به عقلانیت او رای دادم که برایم مقدم بر سمت و سوی سیاسی است.
حامی بی‌قید و شرط او نیستم و نقادانه با عملکرد او و دولتش روبرو می‌شوم. نقد بهترین هدیه به کسی است که او را دوست می‌داریم.
«محمد خاتمی»، که بسیار دوستش می‌دارم، در دوره‌ی ریاست جمهوری‌اش از این قاعده مستثنی نبود.

۸- زندگی، عرصه‌ی امتیاز دادن و امتیاز گرفتن است. این فکر را که «من فقط امتیاز می‌گیرم» از سر به در کنیم.
امیدوارانه می‌کوشم از فضای ایجاد شده، (هر چند که به تمامی، خواسته‌هایم را برآورده نکند) استفاده کنم و به اندازه‌ی توانم برای توان‌یابی جامعه‌ی مدنی و فضای رسانه‌ای گامی بردارم.

ما به آن مقصد عالی نتوانیم رسید
هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند

پنجره
* شادی مردم تهران، پس از انتخابات ریاست جمهوری | عکس‌های آرش عاشوری‌نیا
* ایسنا | گزارش تصویری | ۱ | ۲ | ۳ |
* ایلنا  | گزارش تصویری | ۱ | ۲ | ۳ |

بازنشر در «سی‌میل»

در این باره بخوانید:

۲۰ پاسخ

  1. دمادم گفت:

    …بله من از انتخاب مطهری به عنوان وزیر ارشاد میترسم. ترس من(شاید شما هم اینطور باشید) بیشتر از کسانی است که سعی میکنند بر مخالفتها سرپوش بگذارند در حالی که خراب کردن یک فرد با انتقاد کردن از او تفاوتی بسیار دارد و به نظر من حیف است که روحیۀ انتقادگری را که هر چندحاصل این چند سال سرد و سیاه بوده، در جامعه از بین برود.

    مصطفی طباطبایی پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۱:۲۰ ق.ظ:

    سلام اقای مومنی از بنده نقل قولی در صفحه فیسبوک شما نقل شده بود که شاید سوء تفاهم شده من به هیچ عنوان قصد توهین به شما و شادی های شمارا ندارم و هیچ وقت اجازه ی چنین کاری به خود نمیدهم شادی حق شماست به هر دلیل که میخواهد باشد من دانای کل نیستم و خود را متمایز از دیگران نمیدانم.همیشه شما را یک شخصیت روشنفکر میدانم وبه شما احترام میگذارم. من تنها دلم به حال این مردم میسوزه که دوست دارند از شخصیت ها بت بسازند و با این بت سازی روند انتقاد از ان فرد را ازخود بگیرند. شادی هایی که از پس فرا ادمی ساختن ادم ها میاد هیچ منطقی را با خود نمی اورد و ما را به جایی نمیرساند متاسفانه مردم ما فراموشکارند از گذشته درس نمیگیرند همیشه ما در حال بازگشتن بر جای اول خویشیم بی اینکه سودی برده باشیم.ما مردم متعقلی نیستیم .احساس بیش از تعقل بر ما چیره شده وراه درست دیدن وضع موجود را بر ما بسته.

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۵۸ ب.ظ:

    سلام
    شاید باورت نشه که خودم هم در این یک هفته با علامت‌ سوال‌های پرشماری روبرو بوده‌ام و تلاش کرده‌ام که وضعیت موجود رو برای خودم تبیین کنم و تکلیف و نسبت خودم رو با این وضعیت و دوره‌ی جدید پیدا کنم.

    کرمی که ما در کلاس‌های دانشگاه داشتیم این بود که با موضوعی و نظری ونظریه‌ای موافق بودیم، اما برای ایجاد بحث و فهم بهتر و ایجادچالش مخالفت می‌کردیم و البته بودند کسانی که ایراد می‌‌گرفتند که «این که کاری نداره»

    غرض اینکه حرف شما، حرف کسان دیگری هم هست و من باید بتوانم برای اون پاشخ داشته باشم.
    و البته از چالش لذت می‌برم. اصلا موضوع ناراحت شدن یا به خود گرفتن نبود.
    دنبال بهانه‌ای بودم برای نوشتن که حرف شما را دستمایه قرار دادم.

    با احترام فراوان 🙂

  2. hossein گفت:

    ta channdvaghte dige hammeye shomaafsorde hastid

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۵۸ ب.ظ:

    من در متن هم نوشتم که دنبال «پیروزی سیاسی» نیستم و دلیل شادی من «پیروزی سیاسی» نیست.

  3. دقیقا منم ربه دوستان سبز و اصلاح‌طلبم همنست:
    لطفا از جایگاه «دانای کل» خارج شوند و به دنیای داستان‌های «چند صدایی» گام بگذارند و اجازه بدهند که دیگران هم روایت خودشان را بیان کنند.

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۲ ۷:۱۸ ب.ظ:

    دانای کل، دانای کل است. هر طرف که باشد.

  4. وقتی بهانه های شادی کم می شوند لا جرم ما باید از کوچک ترین بهان های شادی هم استفاده کنیم شاید این گونه یاد بگیریم که قدر روزهای شاد را بدانیم

    شاید اصلا چون ما قدر شادی های گذشته را خوب ندانستیم این قدر بهانه ی شادی کم شده است شاید باید شروع قدر دانستن بکنیم
    شاید این شادی شادی یاد گیری قدر شناسی باشد نه شادی پیروزی

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۲ ۷:۱۷ ب.ظ:

    درود به آرش عزیز

  5. پديد گفت:

    فقط دلمان خو است و ترجیح میدهیم حقیقت خیلی دیر رخ بنماید تا ما برف شادیمان را بر سر بریزیم.

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۲ ۷:۱۵ ب.ظ:

    باید پای در واقعیت باشد و سر در حقیقت.

  6. سميرا گفت:

    من نمیخوام انتقاد کنم خب هر کی یه اعتقادی داره اتفاقا انتخاب مطهری رو بهترین دهن کجی به دولت دهم میدونم چون مطهری از کسانی بود که همه فکر میکردن اصولگراست و حامی دولت ولی شد بزرگترین منتقد دولت و این یعنی ضعف دولت دهم..با اینکه رای ندادم اما امیدوارم روحانی در تحقق بخشی از وعده هاش موفق بشه

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۲ ۷:۱۶ ب.ظ:

    به نظرم آقای روحانی به اندازه‌ی کافی عاقلانه رفتار کرده که کسی برداشت لجبازی با «دولتِ پس از نهم» نکند.

  7. محسن ویلان پور گفت:

    امید بذر هویت ماست…

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۲ ۷:۱۴ ب.ظ:

    درود بر گوینده‌ی این جمله‌ی ماندگار

  8. سلام آقای مومنی عزیز
    دیدگاهی شبیه دیدگاه شما و نگاهی چون نگاهتان در بین اغلب دوستان وجود دارد.
    ما که دوره آقای خاتمی را به خوبی درک کرده ایم میدانیم از همین فضاهای کوچک چلچراغ ها و نویسنده هایش
    نشریات و نقدهایشان
    کتاب ها و حرفهایشان
    بیرون می آید
    و می شود فضای نو
    جامعه ی مدنی

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۲ ۷:۱۳ ب.ظ:

    صد البته که کلیدها دست ماست 🙂

  9. جانا سخن از زبان ما میگویی…

  10. هدی گفت:

    به دنبال سایتی به درد بخور میگشتم که شما را یافتم و خوشحال شدم

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ مرداد ۴ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۱۳ ب.ظ:

    نظر لطف شماست. سپاس

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *