این‌‌طورنت‌گویه‌های اون‌طورنتی!

دو سال و اندی (نه آن خواننده‌ی خارج‌نشین!) می‌شود که طنزی می‌نویسم با موضوع «اینترنت و ابزارهای جدید اتباطی»

اتفاق‌ها در یک شرکت اینترنتی رخ می‌دهد که البته دیگر اینترنت نیست و این‌طورنت است، بلکه آن‌طورنت!
این شرکت مسئولی دارد که از بیخ عرب است! فقط او را آنجا نشانده‌اند و گفته‌اند این دکمه را بزنی قطع می‌شود، بزنی وصل می‌شود. آقای اینطورنت هم که عشقی است! هر وقت حالش خوب باشد اینطورنت رو به راه است و هر وقت ناخوش باشد، خداحافظ اینطورنت! بدیهی است که بنده‌ی خدا بیشتر ناخوش است!

این شرکت یک کاربر سمج محترم هم دارد که کافی است یک ثانیه اینطورنت قطع بشود، امان نمی‌دهد و تماس می‌گیرد. اما نکته اینجاست که آقای اینطورنت با همه‌ی از بیخ عرب بودنش، همیشه «بهانه درآستین» است و بالاخره کاربر محترم را دست به سر می‌کند. یکبار می‌گوید «لنگر روی کابل اینطورنت افتاده». یکبار به دلیل «سرمای هوا و احتمالا یخ زدن محلول اینطورنت»، یکبار به بار به دلیل «گرمای هوا و تبخیر محتویات داخل کابل‌ها» و خلاصه هر بار به یک بهانه.

فعلا در تطور عنوانش رسیده‌ام به «این‌‌طورنت‌گویه‌های اون‌طورنتی!»

امشب می‌خواستم از همین مجموعه با موضوع «اعتیاد اینترنتی» بنویسم. در میانه‌ی نوشتن هر از گاهی به کلمه‌ای می‌رسیدم که خودش دست‌مایه‌ی متنی دیگر می‌شد. می‌گفتم حیف است این کلمه پرت شود. حالا چهار متن دیگر نوشته‌ام و آن «اعتیاد اینترنتی» به پایان نرسیده. خدا می‌داند تا تمام بشود چه کلمه‌ها و متن‌های دیگری که بزاید!

کیف و حال خوشی است که خواستم با شما شریک بشوم.

————-
پی‌آمد:
۱- تا حالا گمان می‌کنم ۶۰ – ۷۰ متن از مجموعه‌ی «این‌‌طورنت‌گویه‌های اون‌طورنتی!» نوشته‌ام که شاید ۲۰ – ۳۰ قسمتش را برای چاپ دستچین کنم. شاید هم بیشتر!
۲-چند قسمت از این مجموعه را، پیش از این، در «ماتینه» (اینجا) منتشر کرده‌ام.
۳-کاش برای این نوشتن‌ها کمی از آن چمدان‌های دلار هم قسمت من می‌شد. «نامردها به ما هم بدین!»

در این باره بخوانید:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *