صبح دور و دیر

من بیدار بودم
مثل تو

اما نمی‌دانستم که تو…
مثل تو
که نمی‌دانستی که من…

این شد
که صبح
دیر آمد!

در این باره بخوانید:

۸ پاسخ

  1. fatemeh emami گفت:

    زیبا و دلنشین به شرط چاقو .

  2. bita گفت:

    اون نقطه چینا رو پر کنید….

  3. bita گفت:

    تو متن شعر نه…همینجا…میخوام ببینم درست فهمیدم…
    رنگ وبلاگتون خیلی خوبه.یه سبز خوب و تازه

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ دی ۳ام, ۱۳۹۱ ۴:۱۲ ق.ظ:

    هر چی که خودت جاش گذاشتی درسته
    چون اونجا اصلا کلمه نداره. وگرنه می‌نوشتم.
    سبز وبلاگمو دوست دارم 🙂

  4. bita گفت:

    انقدر نظر گذاشتن اینجا خوب و راحته که آدم دلش می خواد هی بنویسه و هی ثبت رو بزنه و ….
    حالا نرید سختش کنید هزار جور آزمون تشخیص آدم از ربات بگذاریدا…..

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ دی ۳ام, ۱۳۹۱ ۴:۱۳ ق.ظ:

    مرسی. قصد داشتم اینجوری باشه. یعنی راحت بشه نظر گذاشت. خوشحالم که اینجور شده.

  5. bita گفت:

    …….خیییییییلی خوبه بخدا….

  6. bita گفت:

    اِ سلام یادم رفته بود……سلااام!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *