نشانه‌شناسی اصول‌گرایانه و جنگی «چشم‌بندان»

هیچ‌وقت آتش‌بیار معرکه نبوده‌ام. اما این‌بار می‌خواهم باشم و حرف از کاریکاتوری به میان بیاورم که چند روزی بحث‌برانگیز شد و به دلیل تنوع و تعدد موضوعات کم‌کم فراموش شد؛ یا دست کم بحثش کمرنگ شد.
کاریکاتوری که گروهی گفتند طعنه به آئین «سربندان» در زمان جنگ ایران و عراق بود. گروهی هم بیانیه امضاء کردند و یادداشت و مقاله نوشتند که نیست آنچه شما می‌گویید.

واقعیت اینکه این شیوه‌ی گفت‌وگو ره به جایی نمی‌برد. نه آنها بی‌منظوری کاریکاتور «چشم‌بندان» را می‌پذیرند و نه اینها طعنه‌ و توهین‌آمیز بودنش را.

گاهی به خودم می‌گفتم «چرا این‌همه اصرار و ابرام بر بی‌منظوری اثر را قبول نمی‌کنند؟»
اما کمی بیشتر که فکر کردم گفتم «چرا آنها به اصرار ما اعتماد کنند و ما به اصرار آنها بی‌توجه باشیم؟ شاید کاریکاتور منظوری داشته که آنها پافشاری می‌کنند!»
حالا می‌خواهم نگرانی آنها را باور ‌کنم؛ حرف طرف مقابل را بپذیرم و اعتراف کنم که آری، «چشم‌بندان، کاریکاتور هادی حیدری در روزنامه‌ی شرق ۴ مهر ۱۳۹۱» به آیین «سر‌بندان» پهلو می‌زند.

حالا با پذیرش اینکه آن کاریکاتور به روزگار جنگ اشاره دارد، یک بار دیگر نگاهش کنید. خواهش می‌کنم همانطور که من قدمی مثبت به سوی شما برداشتم، شما هم قدمی با من همراه شوید تا نشانه‌شناسانه این اثر را بازبینی کنیم.

حیدری انسان‌هایی را ترسیم کرده که شبیه همند و طیف خاصی برجسته نشده.
نشانه‌شناسی این آدم‌ها می‌گوید که در روزهای جنگ مردم به هم نزدیک‌تر و شبیه هم شده بودند. هیچ طیف و طبقه‌ای به تنهایی جنگ را پیش نبرد و همه در کنار هم بودند. همه مثل هم بودند. مثل یک پیکر واحد. این پیکر واحد «ملت» بود. مردمی ساده و معمولی.

حیدری حتی لباس رزم بر تن آنها نپوشانده که نشان دهد فقط نیروهای نظامی نبودند که به جنگ رفتند؛ مردم عادی هم بودند.
از سویی دیگر خواسته بگوید که ما در دوران جنگ با چه مضیقه‌ای روبرو بودیم. گاهی حتی از کمترین امکانات برخوردار نبودیم.
صاحب این اثر با زیرکی حتی هیچ ابزار جنگی در متن نیاورده که نشان دهد ما با دست خالی جنگ را اداره کردیم و این هنر فرزندان ایران بود!

با اینحال حیدری سهل‌انگاری هم کرده است. او می‌توانست چند ابزار جنگی دشمن را در این تصویر بگنجاند تا این فاصله‌ی تجهیزات دشمن و رزمندگان ایرانی را بیشتر نشان دهد و متجاوز بودن بعثی‌های عراق را هم یادآوری کند.

اما آنچه که خیلی محل بحث بوده چشم‌بندهایی است که رزمندگان بر چشم یکدیگر بستند. «من از شما می‌پرسم¹» آیا جز این بوده؟!
آیا جز این بوده که رزمندگان ایرانی بدون هیچ امکاناتی (که در تصویر هم بخوبی نشان داده شده) چشم بر همه چیز بستند؟
این چشم‌بند متاسفانه با بدسلیقگی به جهل تعبیر شد! در حالی که من آنرا به چشم‌بستن و چشم‌شستن از دنیا تعبیر می‌کنم.

رنگ چشم‌بند هم مورد سوء تفسیر قرار گرفت و ایراد گرفتند که چرا سیاه؟
همگان می‌دانند که چشم‌بند با رنگ تیره و به ویژه سیاه کاملا چشم را می‌پوشاند. این یعنی چشم بستن قطعی بر دنیا.

فضای غالب این کاریکاتور سرخ است؛ به رنگ شهادت. شما بگویید برای شهادت چه باید کرد؟ نباید چشم بر دنیا بست؟ چشم که نشانه‌ی خودآگاهی است و کارش توجه دادن به پرشمار پرسش که خانواده‌ام چه می‌شود؟ شغلم؟ مالم؟ و خیلی چیزهای دیگر.
اما آنگونه که کاریکاتوریست شرق نشان داده همگی با هم به این تصمیم  رسیدند که هر آنچه هست بگذارند، چشم بر آن ببندند و به میدان جنگ بروند.

بارها شنیده‌ایم که در جنگ کسی مردد می‌شد و دیگران با او به صحبت می‌نشستند و به اهمیت دفاع از میهن او را آگاه می‌کردند.

به گمانم هادی حیدری با انتشار این کاریکاتور، پیام معنوی و جانانه‌ای به ما داده است. به ما که امروز مشغول قیمت دلار و ارز هستیم. به فکر ارتقاء مدل کامپیوتر و لپ‌تاپ و تبلت و تلفن همراه.
این تلنگری است که کاریکاتور «چشم‌بندان» به ما می‌زند که چشم‌مان حسابی به دنیا معطوف شده و بر سکه و دلار و ماشین و … چشم درانده‌ایم.

می‌بینید که خوشبینانه هم می‌شود نشانه‌شناسی کرد و اگر قرار است آن کاریکاتور اشاره‌اش به جهل نباشد و (به اصرار کسانی) اشاره‌اش به دوران جنگ باشد، می‌شود به این سو هم غش کرد و خوشبینانه نشانه‌شناسی‌اش کرد.
اما همان کسانی فقط «چشم‌بند» سیاه را می‌بینند و از دیدن کلیت اثر سر باز می‌زنند.

می‌خواهم تقاضا کنم برای خلق این تصویر جانانه، هادی حیدری را به مجازات نه! به اشدّ تشویق برسانید!

————————
پی‌نوشت
۱- حق کپی‌رایت این عبارت برای رئیس دولت نهم و پس از نهم محفوظ است!

بازنشر در «سی‌میل»

در این باره بخوانید:

۶ پاسخ

  1. محسن ویلان پور گفت:

    ممنون محمد جان، فوق العاده بود.

  2. آرش گفت:

    خیلی خوابم میاد.(یه خمیازه طولانی واقعی).

  3. سلام پسرم؛
    فکر نمی کنم خود حیدری اینقدر پیام اخلاقی از این کاریکاتور برداشت کند!
    که استاد ریزبین من برداشت کرده است.

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۷ ب.ظ:

    قصد وارونه‌نمایی نداشتم. اما در این اثر اگر به نشانه‌شناسی باشد، هیچ نشانه‌‌ای جنگ و جبهه‌ها نیست. فضای عمومی است.
    اما حرفم این است که اگر بپذیریم که فضای این کاریکاتور جبهه‌های دفاع از میهن را یادآوری کند، اینگونه هم می‌شود نشانه‌شناسی کرد.

    در عین حال اگر این کاریکاتور پیام اخلاقی نداشته باشد، ضد اخلاق هم نیست.
    شاید زمان انتشارش به این سوء‌تفاهم دامن زده باشد. 🙂

  4. تنها گفت:

    نگاه جالبی بود. من هر وقت به جنگ وجبهه فکر میکنم از خودم می پرسم آیا یک نسل میتونن در عرض چند سال این همه عوض بشن؟ آنها که رفتند کاری حسینی کردند آنها که ماندند چه ها که نکردند!

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ آبان ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۴:۳۹ ب.ظ:

    این جمله‌ی آخر چه خوب بود. پرسش شما، پرسش همه‌ی ماست!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *